شادباش

میلاد بهار

دنیایی که بیشتر از هر چیز شب‌های بی‌ستاره را تجربه کرده است بناگاه در صبح میلادت به جشن و پایکوبی برخاسته است. خوشا به حال دل‌هایی که وقتی خبر تولدت به آنها رسید از شدت شوق، شانه به شانه نخل‌ها به شادی پرداختند.
کد خبر: ۵۱۳۱۶۰

خوشا به حال پنجره‌هایی که به اشتیاق استشمام عطر بهشتی‌ات، مستانه دل به دور دست‌ها سپردند.

ای جوان‌ترین امام!

آخرین شاخه گل سرخی که شکسته شد نام زیبای تو جوانه زد و صدای تلاوت بهشتی‌ات را باد به دورترین صحراها رساند.

می‌گویند روزی که در دهکده «صریا» چشم گشودی تمام دشت‌های اطراف تا آن‌سوی مدینه بهاری شد و درختان به بار نشستند و شمشادها و اقاقی‌ها به روی مردم لبخند زدند.

و از آن روز رودخانه کلمات در ذهن شاعران خاموش به جریان درآمد.

ای دهمین پیشوای دلدادگان!

هنوز بیش از هشت بهار در جان پر تپش‌ات جاری نشده بود که ردای سنگین «امامت» بر شانه‌های جوان اما محکم‌ات جای گرفت و از آن روز «هادی» مردم شدی.

چه رودهایی که با قطره‌های آب وضویت زلال شدند. چه آسمان‌های تیره‌ای که با لبخند تو آفتابی شدند. چه نخل‌های بی ثمری که با یک نگاه آسمانی‌ات نخلستان شدند و چه مردمی که در اسارت خواب بودند و با دستان پرطراوت تو به آستان صبح پیوستند.

براستی چه رازی در «زیارت جامعه کبیره» تو نهفته است که هیچ دلی از بارش آن بی‌نصیب نمی‌ماند؟ زیارتی که بوی تازگی واژه‌های آسمانی آن عطر رسول عشق را در تا اعماق جان می‌پراکند. حالا روز میلاد توست و قناری‌ها در آوازهایشان نام زیبای «نقی» را می‌خوانند.

مردم در کوچه‌ها و خیابان‌ها شیرینی و شربت به هم تعارف می‌کنند.

و هر چند پاییز چتر خود را به سر شهر‌ها گشوده است، اما به یمن میلادت درخت‌ها امروز از همیشه بهاری‌ترند.

عبدالرحیم سعیدی‌راد ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها