به همین بهانه سراغ دکتر «پروا» رفتیم تا در رابطه با تحلیل روانشناختی عللی که باعث مراجعه افراد به رمالها میشود صحبت کنیم. این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
بزرگترین دلیلی که باعث میشود انسان به سمت رمالی برود، چیست؟
اگر بخواهیم بزرگترین دلیل مراجعه به رمالها را بگوییم باید به ترس از ناشناختهها اشاره کنیم. ترس از وقایعی که افراد برایش علت علمی پیدا نمیکنند، چه در سطح سوادشان باشد، چه نباشد. عدهای همیشه فکر میکنند فالگیرها یا رمالها قدرت ماورایی برای شناخت هر مسأله متافیزیکی دارند در حالی که اغلب افرادی بیسواد هستند.
پس اگر اینطور نیست، چرا مردم مشتریهای پرو پاقرص رمالی هستند؟ چرا این بیسوادی به آنها ثابت نمیشود؟
بهتر است سوالتان را اینطور بپرسید که در یک جامعه چه اتفاقی برای عقلانیت میافتد که مردم به این سمتوسو میروند؟ وقتی افراد با مشکلی در زندگی مواجه شوند یا خود را در شرایط بحرانی ببینند، طبیعتا سعی میکنند این بحران را که برایشان ناشناخته هم هست کنترل کنند. در این شرایط اگر راهی عقلانی پیدا نکنند به سمت راههای دمدستیتری مثل رمالی و فالبینی میروند. در زبان روزمره ما اصطلاحات عرفانی و متافیزیکی فراوانی چون فکر و ذکر، حضور و عنایت وجود دارد که عمدتا در معنای اصلی و ریشهای خود به کار نمیرود. آیا نمیتوان گفت یکی از دلایل گریز ما از عقلانیت وفور بیش از حد همین واژهها در زبان ماست که معمولا از معانی بلند خود بسیار دور شدهاند؟
خب در این شرایط بحرانی که میگویید باید چه کار کرد که مردم به این سمت نروند؟
مثلا مشاوره. هر مشکلی یک راهحلی دارد. این راهحل گاهی اوقات گذر زمان است گاهی هم راهحلی عقلانی. بیشتر مردم چون دنبال راهحلهای سریع هستند، گول رمالها را میخورند. البته در حال حاضر باید برای انتخاب مشاور هم وسواس به خرج داد مگر چقدر در زمینههای مشاوره متخصص متبحر داریم؟ بگذریم از تابلوهایی که هر کسی یک مشاوره خانواده رویش حک کرده است. مشاوران هم وظایف سنگینی دارند که اگر شایسته نباشند و بدون علم کافی این کار را انجام بدهند اثرات مخربی در روان فرد برجای میگذارند. در کشورهای دیگر برای عناوین و اتیکتها روی تابلو نظارت سختی وجود دارد. نبودن مشاورهای متبحر و با صلاحیت هم میتواند دلیل این موضوع باشد.
گران بودن دستمزدهای مشاوره هم میتواند از آن علل باشد؟ معمولا رمالیهای کوچهبازاری ارزانتر از مشاوره تمام میشود.
ببینید اگر شما بخواهید بروید قلبتان را عمل کنید هیچوقت جراحی را انتخاب نمیکنید که دستمزد کمتری میگیرد! شما میروید سراغ جراحی که بدانید در آن کار مهارت کافی دارد. باید پذیرفت بیشتر دردهای جسمانی از حوزه روح و روان میآید بنابراین باید به اهمیت موضوع پی برد و به اندازه کافی به آن بها داد. با وجود تمام این اوصاف، میتوان گفت که این هم یکی از دلایل اولویتدادن به رمالهاست. هر چند که قیاس مناسبی نیست چون مشاور مشکل را میشنود، به دنبال راهحل عقلانی میگردد و با تحلیل افراد مشکلات را ریشهیابی میکند، اما رمال راهحلی ارائه نمیدهد و تنها بابرانگیختن عواطف فرد اطلاعاتی از آینده میدهد که بیاساس است.
یعنی میتوان گفت افرادی که به دنبال رمالی میروند افرادی هستند که از واقعیتهای زمان حال فرار میکنند؟
بله، اصولا چون خرافه راه حل سریعی است، افراد سراغ آن میروند. افرادی که به رمال مراجعه میکنند دوست دارند مشکلشان از لحاظ عاطفی بررسی شود. همدردی آن فالگیر را میبینند و حواسشان نیست که در واقع دارند روی مشکلاتشان سرپوش میگذارند. این دسته از افراد در واقعیت در حال پاککردن صورت مسأله هستند. مهمترین ویژگیای که رمالها دارند این است که حرفهایی میزنند که شما دوست دارید بشنوید. هیچوقت یک مشاور این کار را نمیکند. مشاور در حال بررسی عقلانی اتفاقات است.
بعضیها هم معتقدند افراد از ترس بعضی اتفاقات در آینده یا ترس مقابله با شکست به دعانویس و رمال مراجعه میکنند. شما چه فکر میکنید؟
اصولا یک دسته از اختلالات شخصیتی داریم که اگر فردی دچار آنها باشد، در مواجهه با امیال خود تحمل ناکامی را ندارد. به این رفتار، رفتار تکانشی میگویند. وقتی یک تکانه در زندگی به وجود میآید فرد نمیتواند با عقل و خرد آن را حل کند و در صدد رفع این تکانه فعالیت میکند. ممکن است گاهی این رفتار به صورت رفتار پرخاشگرانه باشد یا علائم دیگری که در روان فرد بروز کند. روانپزشکان اختلالات شخصیتی را به سه دسته تقسیم میکنند که در یک سوم این اختلالات رفتار تکانشی وجود دارد. بین یک بار مراجعهکردن و مشتری دائم شدن هم تفاوت وجود دارد. اگر فرد یک بار پیش رمال برود میتوان گفت برای خاموشکردن حس کنجکاوی یا حس ماجراجویی است، اما اگر برای بار دوم و سوم مراجعه کند و این رفتار به صورت عادت در آید احتمال داشتن یکسری از اختلالات شخصیتی بالاست. یک دسته این افراد دارای اختلال رفتار ضداجتماعی هستند که اکثرمجرمها جزو این گروه هستند. بیشتر رمالها وحتی در برخی موارد افرادی که به آنها مراجعه میکنند، جزو این گروه هستند. مراجعین رمالها با خودشان صادق نیستند و در مقابل به خودشان اجازه دروغ شنیدن هم میدهند.
مرتب در برنامههای مستند تلویزیونی - از جمله برنامه شوک - حقانیت رمالها زیر سوال برده شده است؛ اما با این همه اطلاعرسانی باز هم بعضی از مردم مشتری ثابت این گروه افراد هستند. چرا؟
اعمال آدمها بر اساس باورهایشان شکل میگیرد. باید دید رسانه چقدر میتواند باور مردم را تغییر بدهد؟ باورهای مردم چیزهایی است که براحتی قابل تغییر نیست. برای تغییر آنها باید حقیقت را ارائه کرد. بهترین کار این است که برنامههای باورپذیرتری ساخته شود. ضمن اینکه گاهی حرفهای مخالفان به تنهایی اثرگذار نیست. باید میزگردهایی با حضور مخالفین و موافقین برگزار شود و مردم با قوی بودن استدلال مخالفان رمالی، به عدم حقانیت آن پی ببرند. ارائه یکسویه اطلاعات گاهی گرهی نمیگشاید. مردم از لحاظ روانشناختی دوست دارند مثبت و منفی کنار همدیگر باشند تا منفی را با عقلانیت تحلیل کنند و عقلانیت همان جایی است که حق انتخاب وجود دارد، نه تحمیل.
بعضی زوجها ـ بخصوص خانمها ـ به دلیل شک و پی بردن به خیانت همسرشان به رمالها مراجعه میکنند. این راهحل درگوشی چرا در میان قشری از مردم اینقدر فراگیر شده است؟
یکی دیگر از دلایل مراجعه به رمالها، پایین آمدن سطح اخلاق است. در زندگی زناشویی این مسأله یک مشکل اساسی است. گاهی بر اساس حدس و گمان و خیالبافی است، اما گاهی هم نه! گاهی حقیقت بی اخلاقی باعث کشاندهشدن افراد به خرافات میشود. در حال حاضر حرف روز جامعه ما فریبکاری در روابط است. در مشاوره، مشاور نمیتواند بگوید همسر آن خانم در حال خیانت است یا نه. این مسألهای است که مردم را به اتکا به رمالها وا میدارد. اما روانشناسی میتواند علل گذشته این رفتار فریبکارانه را پیدا کند.
البته این به آن معنی هم نیست که برای هرگونه رفتار خلاف اخلاقی میتوان توجیهی پیدا کرد. همه دنیا هم اخلاقیات را رعایت نکنند ما موظف به رعایت اخلاقیات هستیم چون اخلاق رابطه درونی فرد با خودش است و اگر کسی به دستوری اخلاقی بیتوجهی کند اول از همه خودش در عمق وجودش این مسأله را حس میکند.
مریم امیرپور - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم