در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طرز بیان، برد آوایی، چگونگی حرکت و مسائلی جزئیتر و محتوامحور همچون پردازش و تحلیل نقش، حفظ راکوردهای حسی و عاطفی در مدت زمان درگیری و تلفیق با نقش، چگونگی دخالت کاراکتر در مسیر کنشها و واکنشها و پویایی و ایستایی شخصیت، همگی از جمله عناصری است که میتواند به فراخور ماهیت رسانه و مشخصههای اصلی آن، تغییراتی را در شیوه عرضه یک کاراکتر تحت تاثیر قرار دهد.
هرچند شاید قواعد و چارچوبهای از پیش تعیین شدهای در این زمینه وجود نداشته باشد، اما به هر حال نوع رسانه، ظرفیتها، محدودیتها و فضایی که به منظور تعامل با مخاطب برای بازیگر فراهم میکند، بیشک در جهتدهی نگرش او نسبت به در پیش گرفتن رویهای خاص در بازی موثر است، چنان چه خود را در بستری مرکب از قصه، شرایط تولید، نقش و ویژگیهای آن، دامنه مخاطبان و عواملی از این دست احساس میکند.
به همین منظور، نظر تعدادی از بازیگران را ـ که به واسطه حضور در مجموعهها و آثار تلویزیون بیشتر شناخته شدهاند و بخش عمدهای از کارنامه کاریشان به فعالیت در حوزه تلویزیون معطوف میشود ـ درباره بازیگری در تلویزیون و نتایجی که برای بازیگر دارد جویا شدهایم. بیشتر این بازیگران معتقدند تلویزیون بستر مناسب و صمیمیتری برای ارتباط با مخاطب است و آنها به واسطه حضور در تلویزیون به اقشار متعدد و مختلفی از جامعه متصل شدهاند. از نگاه آنها این ویژگی منحصربهفرد تلویزیون است که دیگر رسانهها همچون سینما با همه جذابیتهایی که دارد از آن برخوردار نیست.
حبیب دهقاننسب
از مخاطب گسترده تلویزیون نمیتوان گذشت
هریک از دو رسانه سینما و تلویزیون ویژگیهای خاصی دارد که باعث میشود انتخاب میان آنها برای بازیگر تا حدودی دشوار شود. اما گاهی اوقات فضایی ایجاد میشود که بازیگر یکی از آنها را بر دیگری ترجیح میدهد.
سینما به نسبت تلویزیون فضای حرفهایتری دارد، زیرا مساله اقتصاد و بازگشت سرمایه در میان است و از تجهیزات و عوامل حرفهای هم در این عرصه استفاده میشود؛ اما از طرفی نمیتوان از برد وسیع و مخاطبان گسترده تلویزیون و مجموعههای آن چشمپوشی کرد و این مساله، بازیگر را برای حضور در سریالها ترغیب میکند.
اگر فضای حرفهای فیلمهای سینمایی بر همه مجموعههای تلویزیونی حاکم باشد، نظیر آنچه ما در سریال «مختارنامه» و نظایر آن شاهد بودیم، تلویزیون به مراتب بسیار بهتر از سینما خواهد بود و قطعا بازخورد مناسبتتری هم میان مخاطبان دارد.
بسیاری از بازیگران کار خود را با بازی در مجموعههای تلویزیونی شروع کرده، از این طریق معرفی و شناخته شده و بعدها به سینما راه یافتهاند و این تجربه آنها در تلویزیون باعث شده در فیلمهای سینمایی موفقتر ظاهر شوند. البته این اتفاق بیشتر در ایران رواج دارد، چون در هالیوود فعالیت هنرپیشهها در سالهای جوانی بیشتر در سینماست و در میانسالی به بازی در مجموعههای تلویزیونی روی میآورند.
مخاطبان تلویزیون خانوادهها هستند و در قیاس با دیگر رسانهها، تعداد قابل توجهی دارند و این نکته بازیگر را برای حضور در یک کار تلویزیونی ترغیب میکند.
در ضمن همواره این آسیب وجود دارد که اگر کار درخور و خوبی در حوزه تلویزیون تولید نشود، مخاطبان آن مثل بسیاری از آثار سینمایی ریزش میکنند و این خطری است که میتواند برای رسانهها وجود داشته باشد.
من بازی در تلویزیون را دوست دارم، اما اینطور نیست که بخواهم صرفا یکی از مدیومها را انتخاب کنم. به نظر من آنچه در انتخاب یک بازیگر اهمیت بیشتری دارد، در واقع نقش او و کلیت کار است و نوع رسانه در درجه بعدی قرار میگیرد، زیرا اگرچه هر یک از رسانهها شکل و طراحی خاصی از بازی را از بازیگر طلب میکند، اما نفس و ذات بازیگری در همه این عرصهها جریان دارد.
افشین سنگچاپ
تلویزیون، سکوی پرتاب بازیگر
از پیروزی انقلاب تاکنون این نگرش و رویه جا افتاده است که تلویزیون بستری برای پرش و موفقیت بازیگران فراهم میکند.
متاسفانه برخی ادعا میکنند سینما این فضا را برای بازیگر فراهم میکند، در حالی که من خلاف این نظر را دارم، زیرا اگر به تعداد افرادی که اکنون در سینما بدون اتکا به سابقه فعالیتشان در تلویزیون موفق هستند، توجه کنید متوجه میشوید تعدادشان از انگشتان یک دست بیشتر نیست. این در حالی است که میان افرادی هم که از تلویزیون کار خود را شروع کرده و بعدها در سینما موفق بودهاند میتوان به رضا عطاران، اکبر عبدی، مهران مدیری و خیلیهای دیگر اشاره کرد.
به نظر من جایگاه تلویزیون در ایران با دیگر کشورها تفاوت دارد، در ایران تماشای تلویزیون یکی از سرگرمیها و تفریحات اصلی مردم است.
دسترسی به سینما برای مردم دشوارتر و بویژه برای طبقه متوسط و پایین از نظر اقتصادی هزینهبر است، اما تلویزیون رایگان است. گذشته از آن سینما دیگر خاصیت عامهپسند و جذابیتهای خود را از دست داده است و مخاطبان خاص را جلب میکند. اگر فیلمی مردمپسند باشد صفهای طولانی و آمار فروش بالا از استقبال خوب مخاطبان نشان دارد. در غیر این صورت فیلم کمتر از هزینه تولید خود میفروشد و با شکست روبهرو میشود. در حالی که سادهترین کار پلاتویی که در بدترین ساعت پخش میشود حداقل 4 میلیون مخاطب دارد و نابترین فیلم سینمایی در بهترین شرایط این میزان. همین مقایسه ساده نشان میدهد اگر بازیگر به دنبال دیده شدن است باید در تلویزیون فعالیت بیشتری داشته باشد.
شاید این حالت در کشورهای دیگر صادق نباشد، اما در ایران در بخشهای مختلف کارگردانی، تدوین، تهیهکنندگی و غیره بویژه بازیگری تلویزیون نمود بیشتری دارد. در مقطعی از دهه 60 بازیگری در سینما و تلویزیون تا حدود زیادی تفکیک شده بود و کمتر پیش میآمد بازیگر تلویزیون در سینما فعالیت کند یا برعکس، اما اکنون این مرزها از میان رفته است.
وقتی تقاضای بازار تولید آثار بالا رفت و از طرفی تعداد بازیگران خوب و حرفهای محدود بود، سینما به استفاده از بازیگران تلویزیون روی آورد و از دهه 70 به بعد این مرزبندی حذف شد.
همیشه سکوی پرتاب بازیگر در هر دو عرصه دیگر تئاتر و سینما، تلویزیون بوده است و این رسانه یک ویترین برای نمایش است.
حسن جوهرچی
پیش از در پناه تو پس از در پناه تو
آنچه من یا هر بازیگر دیگری را برای ایفای یک نقش مجاب یا بهتر بگوییم ترغیب میکند، در درجه اول خود نقش است که از نگاه من باید از یک سیر منطقی برخوردار باشد.
این سیر منطقی چنین تعریف میشود که شخصیت یک روند خطی و بدون چالش نداشته باشد. مسالهای که من در انتخاب نقشهایم به آن توجه ویژه دارم و این نوع نقشها برایم فاقد جذابیت است. برای مثال از نقشی که در مجموعه تلویزیونی «فاصلهها» داشتم، صحبت میکنم. این نقش ابتدای داستان توفانی وارد میشود.
همه افراد درباره آن صحبت میکنند و از بازگشتن او نگران هستند. با ورود او همه مناسبات خانوادگی به هم میخورد، اما بتدریج میبینیم کمی آرامتر شده و رفتاری معتدلتر را در پیش میگیرد تا این که در مواجهه با پیکر شهید به اصل خود برمیگردد و در واقع یک جریان منطقی را سپری میکند.
این برای هر بازیگری در هر عرصهای اعم از تلویزیون، سینما و تئاتر جذاب است. اگرچه در تلویزیون حساسیت در انتخاب نقش بسیار بیشتر است، زیرا بازیگر با چند ده میلیون مخاطب روبهروست، اما یک فیلم سینمایی شاید بیش از 300 هزار تماشاچی نداشته باشد.
علاوه بر آن، مخاطبان تلویزیون در شناخته شدن بازیگر بسیار تاثیر دارند. هنوز هم بسیاری از افراد من را با نقش محمد در مجموعه «در پناه تو» میشناسند و زمانی که با آنها برخورد دارم، به من یادآوری میکنند. این نشان میدهد یک مجموعه تلویزیونی تا چه حد میتواند در خاطره فرهنگی جامعه ماندگار شود و این بعضی اوقات باعث ترس من از انتخابهای نادرست میشود.
اگرچه معمولا در کارنامه کاری بازیگران کارهایی دیده میشود که چندان مطلوب نبودهاند، اما همین دیده شدن به سبب مجموعههای تلویزیونی باعث شده است تلاش کنم در انتخابهایم سنجیدهترعمل کنم.
به نظر من تلویزیون میتواند سینما را در بخش بازیگری تغذیه کند. تعامل و نه رقابت، میان این دو عرصه هم بهترین حالت ممکن است.
من کار خود را از سینما آغاز کردم و یادم است تا مدتی برای حضور در آثار تلویزیونی چندان تمایلی نداشتم تا این که نقش محمد در مجموعه در پناه تو به من پیشنهاد شد و در این کار بازی کردم.
وقتی در طول کار ابعاد هوشمندانه فیلمنامه و کارگردانی حرفهای آقای لبخنده را دیدم و پس از آن بازخورد وسیع مخاطبان را شاهد بودم، نگاهم به تلویزیون تغییر کرد و پس از آن حضور بیشتری در سریالهای تلویزیونی داشتم.
حتی میتوانم دوران بازیگری خودم را به پیش و پس از این مجموعه تقسیم کنم. سریال در پناه تو برای من یک نقطه عطف بود که پیشنهادهای بعدی من را در بازیگری بسیار تحت تاثیر قرار داد.
البته پس از آن دورهای در سینما پرکار شدم، اما چند انتخاب نادرست هم داشتم تا این که اوایل دهه 80 و بعد از یک سال بازی نکردن دوباره با مجموعه «مشق عشق» کارم را ادامه دادم که خوشبختانه این کار هم مخاطبان بسیاری داشت.
«غریبانه»، «جابربن حیان»، «او یک فرشته بود» و تعداد دیگری سریال هم کارهای بعدی من در حوزه تلویزیون بود. خوشبختانه در تلویزیون این شانس را داشتهام که در چند پروژه مثل در پناه تو و او یک فرشته بود همکاری کنم که بعدها به یک مدل و الگو در سریالسازی تبدیل شدهاند.
سودابه بیضایی
تلویزیون مرا چهره کرد
اگرچه من کارم را از سینما شروع کردم، اما بیشتر به واسطه حضور در مجموعهها و آثار تلویزیونی شناخته شدهام. به هر حال تلویزیون مخاطبان بیشتری دارد و در شناخته شدن یک بازیگر موثرتر است.
من از طرفی بازی در سینما را دوست دارم، زیرا در سینما این فرصت برای بازیگر فراهم است تا همه انرژی بازی خود را مقابل پارتنرهای حرفهای به کار گیرد و وقت زیادی صرف بهتر در آمدن یک نقش کند. ممکن است یک سکانس با 50 بار تمرین و 20 برداشت قطعی شود و در نهایت نتیجه برداشت همان چیزی است که باید باشد، در حالی که متاسفانه گاهی اوقات در تلویزیون به دلیل این که گزینش چندانی درخصوص بازیگران صورت نمیگیرد، این فضا را کمتر میبینیم و بعضی اوقات به دلیل فشردگی و سرعت زیاد در ساخت مجموعه، نگاهی سرسری به کار وجود دارد.
اما از طرف دیگر تلویزیون برایم جذابیت زیادی دارد، زیرا تعداد مخاطبان آن بیشتر و رسانهای عامتر است.
این امکان برای همه وجود ندارد که یک فیلم سینمایی را که بر پرده سینماست، ببینند. در حالی که براحتی میتوانند یک مجموعه تلویزیونی را دنبال کنند. بازیگر در تلویزیون بیش از سینما شناخته و به مردم معرفی میشود.
اولین مجموعهای که من به واسطه آن کارم را در تلویزیون شروع کردم مجموعه تلویزیونی «جابربن حیان» بود. بعدها هم در دو سریال «ارمغان تاریکی» به کارگردانی جلیل سامان و «هوش سیاه یک» به کارگردانی مسعود آبپرور بازی کردم که به نظر من از نظر فضای حرفهای و کارگردانی مطلوب، دستکمی از کارهای سینمایی نداشت و این مجموعهها خوب مورد استقبال قرار گرفت و حساسیتهای زیادی برای کیفیت کار در نظر گرفته میشد. پس از بازی در فیلم سینمایی «کودک و فرشته»، حدود چهار سال است در سینما بازی نداشتهام و عمده فعالیت من طی این سالها به عرصه تلویزیون معطوف بوده است و بتازگی هم بازی در تئاتر را در کنار کارهای تلویزیونی همراه کردهام و در حال حاضر مشغول تمرین یک نمایش به کارگردانی بهنام علی بخشی برای جشنواره بینالمللی تئاتر فجر هستم.
همچنین اکنون در سری دوم مجموعه «هوش سیاه» هم بازی دارم. البته این اتفاق تعمدی نیست، زیرا یا پیشنهادهای سینمایی چندان مطلوب نبوده یا فرصتی برای حضور در سینما به دلیل همزمانی با دیگر کارها پیش نیامده است.
مهدی امینیخواه
تلویزیون خانه من است
مقوله بازیگری در سه عرصه نمود دارد؛ دو عرصه آن تئاتر و سینماست که به نوعی مخاطبان خاصتری را به خود اختصاص میدهد و دیگری تلویزیون است که برد وسیعی دارد و مخاطبان آن جمعیت زیادی را تشکیل میدهند.
اینطور نیست که بخواهم میان این سه حوزه تفاوت خاصی قائل باشم، زیرا ذات همه آنها که همان بازیگری باشد در هر سه حوزه یکسان است و تنها تکنیک آن متناسب با هر عرصه تفاوتهایی دارد.
اما باید در نظر داشت به هر حال تلویزیون اجرای عمومیتری دارد و مخاطبان آن مردمی از سراسر کشور هستند و همه نقاط را از کوچکترین روستاها تا بزرگترین شهرها پوشش میدهد، اما سینما در قیاس با آن، بعدی تخصصیتر دارد و دامنه مخاطبان آن محدود است.
به نظر من این که بازیگران کار خود را از تلویزیون شروع میکنند، مطرح و شناخته میشوند و بعدها به سینما هم ورود مییابند، پیامد خوبی است، زیرا قطعا اگر یک بازیگر دارای تکنیک و تاکتیک بازیگری باشد و در تلویزیون موفق عمل کند، میتوان گفت در سینما هم موفق خواهد بود.
گذشته از آن شاهد هستیم در سالهای اخیر سینما هم با تلویزیون ادغام شده است. به این صورت که پس از اکران یک فیلم، سیدی آن در بازار عرضه یا از شبکههای تلویزیونی پخش میشود و به نظر میرسد مرزی که میان این دو رسانه بوده تا حدودی از بین رفته است. بازیگران تلویزیون در سینما بازی میکنند و بازیگران سینما در تلویزیون فعالیت دارند و مهم شیوه اجرا و ایفای نقش است.
تلویزیون یک فضای پیامرسانی عمومی و بینالمللی است که در همه جهان جایگاه بسیار خاصی دارد و اگر بتوان ویژگیهای مثبت آن را به نحوی به سینما منتقل کرد، اتفاق خوشایندی خواهد بود.
من در انتخاب نقشهایم به فیلمنامه، نقش، کارگردان و تیم تولید توجه زیادی دارم. همیشه تلاش کردهام نقشهایی را انتخاب کنم که در ژانرها و دستههای مختلفی قرار میگیرند و تاکیدی بر این که یک نقش حتما مثبت یا منفی باشد، ندارم.
این ملاکها را در همه حوزهها در نظر میگیرم، بنابراین اگر با یک نقش ارتباط خوبی برقرار کنم، در پروژه حضور خواهم داشت.
سریالهای مناسبتی «مهمانی از بهشت»، «برای آخرین بار» و «تنگنا» از جمله کارهای تلویزیونی بود که در روند کاری من تاثیر زیادی داشت و باعث شد تا بازی من مورد توجه قرار بگیرد. به طور کلی رابطه بسیار خوبی با تلویزیون دارم و در هیچ شرایطی حضور در کارها و مجموعههای تلویزیونی را رها نخواهم کرد. حتی اگر فعالیتم در سینما شدت بگیرد. متاسفانه در دو سال گذشته فعالیتم در سینما کمی من را از تلویزیون دور کرد، اما به محض اتمام فیلمبرداری دو فیلم «چگونه میلیاردر شدم» و «فوتبالیها» در مجموعه «دختری به نام آهو» و چند تلهفیلم هم بازی کردم.
در واقع جایگاه اصلی خودم را همیشه تلویزیون میدانم و به دلیل همین علاقهام به این عرصه فعالیت خود را در آن ادامه خواهم داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: