در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صاحب باغ در پاسخ او گفت: «به کارت ادامه بده، این چاه اگر برای ما آب ندارد، برای شما نان که دارد!». لطفا این داستان قدیمی را گوشه ذهنتان نگه دارید تا بعد.
بیمقدمه عرض میکنیم به خود میبالیم و خدا را شاکریم در کشوری زندگی میکنیم که حداقل در یک مورد ـ برخلاف سایر موارد دیگر ـ هیچ نقص و کمبودی در زندگیمان احساس نمیکنیم و آن یک مورد هم چیزی نیست جز برگزاری مداوم و همیشگی نمایشگاههای مختلف در طول سال.
البته در مملکتی که هر روزش یادبودی و هر هفته آن گرامیداشتی است برگزاری 60، 70 تا نمایشگاه در طول سال (آن هم فقط در تهران) اصلا به چشم نمیآید. به هر حال ما که به شکرگزاری عادت کردهایم و باز طبق عادت از برگزاری این همه نمایشگاه در طول سال شکرگزاریم و باز بیخود و بیجهت از این همه نعمت و امکاناتی که به دلایل مختلف هی به ما ارزانی میدارند سپاسگزاریم. انصافاً در این شرایط ـ ملتفت هستید که ـ بهترین کار رفتن به نمایشگاه است! نه؟
بگذریم، راستش را بخواهید برگزاری نمایشگاه مطبوعات بهانهای بود تا کنکاشی کنیم در احوالات و حواشی مربوط به برگزاری این گونه نمایشگاهها و...
البته قصد نداریم به مباحث تکراری که بارها در خصوص آنها گفتهایم و گفتهاند و شما هم بارها و بارها شنیدهاید و خواندهاید، بپردازیم و کلا از زیلوهای پهنشده در محوطه داخلی نمایشگاه و بساط چای و تخمه و قابلمه ناهار بعضی از بازدیدکنندگان محترم که همیشه خاطره یک پارک زیبا را در دل نمایشگاه برای ما زنده میکنند میگذریم و از بساط دستفروشهایی که رونق کارشان از رونق نمایشگاه هم بیشتر است، میگذریم و از این موضوع حیاتی هم میگذریم که بعضی از بازدیدکنندگان محترم بابت دریافت هدایا از غرفهها چقدر به همدیگر احترام میگذارند و چقدر محترمانه سایر بازدیدکنندگان را با آرنج و... نوازش میکنند.
بیخیال این هم میشویم که همیشه به بهانه پیداکردن جای پارک ساعتها دور نمایشگاه طواف میکنیم و باز نمیگوییم که وقتی سراغ ماشینمان میرویم با گلگیر قر شده و آیینه شکسته و ضبط سرقت شده آن مواجه میشویم (یکی از عجایب نمایشگاه همین است که تمام این موارد در مدتی کمتر از دو ساعت و در شرایطی اتفاق میافتد که قبض جریمه زیر برف پاککن گواهی میدهد که پلیس در همان حوالی است!) به هرحال از همه این موارد به دو دلیل چشمپوشی میکنیم اول اینکه تکراری هستند و دوم اینکه ما امسال مشکل جای پارک نداشتیم و به امید خدا پاسخ کسانی را که از روی عناد معتقدند دلیل اصلی اینکه ما مشکل جای پارک نداشتیم این بوده که اصلاً ماشین نداریم را در فرصتی مقتضی خواهیم داد!
واقعاً از همه این مسائل میگذریم و سراغ کسانی میرویم که انصافاً خودشان هم دلیل حضورشان را در نمایشگاههای مختلف نمیدانند و از آنها میپرسیم که...
بیخیال... این بنده خداها هم مثل ما بیتقصیرند، اما انصافاً از این سوالی که سالهاست در ذهن ما نقش بسته نمیتوانیم بگذریم؛ آن هم این که به نظر شما بهتر نیست قبل از برگزاری هر نمایشگاهی ابتدا حداقل بخشی از اهداف برگزاری آن نمایشگاه را به مردم فهیم خودمان تفهیم بفرماییم! تا در پایان با سوالهای تکراری از جانب بازدیدکنندگان مثل ضرورت برگزاری فلان نمایشگاه مواجه نشویم و اجازه ندهیم حتی درصد اندکی از مردم این سوال در ذهنشان شکل بگیرد که این نمایشگاهها اگرچه برای ما آب ندارد، اما برای بعضیها نان دارد.
باور بفرمایید لزوم برگزاری همین نمایشگاه مطبوعات برای خود ما هم... بگذریم. به هر حال در نمایشگاه مطبوعات امسال حداقل برای دیداری دوستانه بین ما و شما (خوانندگان عزیز) چشم به راه حضور گرمتان هستیم.
مهیار عربی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: