«سابقه‌دار»م نه قاتل

شش سال قبل پرونده قتلی به ماموران پلیس ارجاع شد که نشان می‌داد مرد مقتول قربانی یک انتقام‌گیری شده است چرا که مقتول برادر زن جوانی بود که نامزدش به قتل رسیده و خانواده مقتول تصور می‌کردند این مرد قاتل است بنابراین مرد جوان را بازداشت کرده و مورد بازجویی قرار دادند.
کد خبر: ۵۱۱۶۵۳

این مرد مدعی شد که قتل کار او نبوده، اما در مرحله بعد جزئیات قتل را توضیح داد. هرچند زمانی که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شد جزئیات را انکار کرد و گفت که قتل کار او نبوده، اما نماینده دادستان تهران معتقد است مدارک موجود در پرونده نشان می‌دهد سعید قاتل جوانی به نام مزدک است و او با انگیزه انتقام‌گیری این کار را کرده است.

نماینده دادستان در توضیح کیفرخواست می‌گوید: زمانی که به ماموران خبر رسید جوانی با 31 گلوله به قتل رسیده تحقیقات را بلافاصله آغاز کردند. آنها متوجه شدند مزدک، مرد جوان احتمالا قربانی یک انتقام‌گیری شده است. چراکه تحقیقات نشان داد مزدک مدتی قبل متهم به قتل مردی به نام حمید شده‌ است.

آن طور که بررسی‌ها نشان داد حمید نامزد خواهر مزدک بوده و این نامزدی بعد از مدتی به هم خورده است و بعد هم حمید به قتل رسیده بنابراین با توجه به این که خانواده حمید معتقد بودند مزدک عامل قتل است تحقیقات از سعید برادر حمید آغاز شد و مدارک به دست آمده نشان داد سعید عامل قتل مزدک است و برای عملی​کردن نقشه‌اش هم از افرادی کمک گرفته است که در کیفرخواست نام آنها ذکر شده است بنابراین به عنوان نماینده دادستان با توجه به مستنداتی که ارائه کردم درخواست صدور حکم قانونی در این زمینه را کردم.

متهم باید تاوان بدهد

مادر و پدر مزدک درخواست صدور حکم قصاص کردند. آنها می‌گویند از درخواست خود کوتاه نمی‌آیند و تا زمانی که قصاص نکنند، راحت نمی‌شوند.

مادر مقتول می‌گوید: سال‌ها قبل بود که حمید به خواستگاری دخترم آمد و برای مدتی آنها نامزد بودند، اما به خاطر اختلافاتی که دخترم با حمید داشت نامزدی به​هم خورد. دخترم می‌گفت اختلافات زیادی با حمید دارد و ازدواج آنها نمی‌تواند سرانجام داشته باشد، اما حمید دست‌بردار نبود.

او مرتب مزاحم ما می‌شد و خانواده‌ام را اذیت می‌کرد. تا این که حمید کشته شد این ماجرا ربطی به خانواده من نداشت، اما آنها پسرم را متهم کردند تا این که به پسرم حمله کردند و او را کشتند. آنها 31 گلوله به بدن پسرم زدند و باید تاوان آن را هم پس دهند، من از قصاص قاتل پسرم نمی‌گذرم.

او می‌گوید: مرگ مزدک فقط مرگ او نبود بلکه همه اعضای خانواده را از بین برد. مزدک برای همه ما خیلی عزیز بود و همه ما خیلی دوستش داشتیم سعید در واقع همه اعضای خانواده من را کشت. اگر پسرم متهم بود باید محاکمه می‌شد او را آزاد کردند چون مدارک کافی نبود آنها نباید به خاطر کینه‌ای که داشتند پسرم را می‌کشتند من کاری که آنها کردند را نکردم و منتظر می‌مانم تا قانون تکلیف را روشن کند.

دخترم خود را در این ماجرا مقصر می‌داند و زندگی او هم خیلی سخت شده است و آزار می‌بیند پس این حق ماست که انتقام خون پسرم را بگیریم.

بی‌دلیل متهم شدم

سعید گفته‌های مادر مزدک و نماینده دادستان را رد می‌کند. او می‌گوید، اتهامی که به او زده شده دروغ است و طولانی شدن پرونده یکی از دلایل آن است.

تو و مزدک چه زمانی با هم آشنا شدید؟

ما سال‌ها بود که با هم آشنا بودیم و قرار بود با هم فامیل شویم، اما نشدیم.

این درست است که برادرت از خواهر مزدک خواستگاری کرده بود؟

بله او این کار را کرد. برادرم عاشق خواهر مزدک شده بود و می‌خواست با او ازدواج کند. البته باید بگویم خانواده مزدک در به هم خوردن این ازدواج موثر بودند و برادرم آنها را مقصر می‌دانست.

پس اختلافی بین شما به وجود آمده بود؟

بله ما اختلاف داشتیم.

چطور شد که برادرت کشته شد؟

او با دوستانش به باغ رفته بود. آنها برای تفریح رفته بودند که این اتفاق افتاد، برادرم به طرز مشکوکی کشته شد.

مرگ او بر اثر قتل بود؟

بله او کشته شد و پزشکی قانونی هم این موضوع را تائید کرد، اما قاتل او شناسایی نشد.

این درست است که شما فکر می‌کردید مزدک عامل قتل است؟

پلیس چند مظنون را بازداشت کرده بود، اما به جایی نرسید. مزدک هم یکی از آن مظنونان بود.

یعنی او به اتهام قتل برادر تو بازداشت شد؟

بله. او مدتی هم در بازداشت بود چون انگیزه لازم را برای قتل برادرم داشت، اما بعد به دلیل این که اتهامش ثابت نشد او را آزاد کردند.

این که مزدک از زندان آزاد شد و شما نتوانستید ثابت کنید او قاتل برادرت است، انگیزه خوبی می‌توانست برای انتقام‌گیری تو باشد. این طور نیست؟

نه، این طور نیست. من انتقام‌گیری نکردم و در قتل مزدک هیچ نقشی نداشتم.

اما شاهدی در پرونده وجود دارد که تائید می‌کند شب حادثه تو در محل بودی.

من آنجا نبودم و نمی‌دانم چه کسی شهادت داده، اما به هر حال من این شهادت را قبول ندارم.

خواهر مقتول شب حادثه در محل بوده و به ماموران هم گفته که تو را دیده است که با موتور فرار می‌کردی.

این حرف درست نیست.او دروغ می‌گوید. این زن برادرم رابه نابودی کشید. حالا هم می‌خواهد مرا نابود کند. او مدعی شده صدای تیر خوردن برادرش را شنیده و بعد به سمت ماشین برادرش رفته و مرا در حالی که روی موتور نشسته بودم و فرار می‌کردم دیده است. اگر او اینقدر مطمئن است چرا دنبال من نیامد که من را دستگیر کند چرا روز حادثه که پلیس آمد این حرف را نزد و چند روز بعد ادعا کرد.

به هر حال گفته‌های این دختر یکی از مدارک مهمی بوده که باعث بازداشت تو شده است؟

به خاطر همین می‌گویم دلایل علیه من کافی نیست. اگر کافی بود که این همه مدت طولش نمی‌دادند و خیلی سریع من را بازداشت می‌کردند و محاکمه و بعد هم قصاصم می‌کردند.

این دختر مدعی شده برادرش قبل از مرگش گفته که تو قاتل او هستی.

باز هم می‌گویم من اصلا آنجا نبودم و این کار را نکردم. این زن دروغ می‌گوید.

مدرکی داری که ثابت کند تو در این قتل نقشی نداشتی؟

بله. من آن شب اصلا در خانه نبودم و خانه یکی از دوستانم بودم و دوستم شاهد است که من در محل حادثه نبودم.

چطور از ماجرای قتل باخبر شدی؟

برادر کوچکم با تلفن همراه دوستم تماس گرفت و گفت که مزدک کشته شده است و گفت که او را با گلوله کشته‌اند من تازه آن زمان متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است.

گزارش پرونده نشان می‌دهد دقایقی بعد ازقتل بود که تو فرار کردی. اگر کاری نکرده‌ بودی پس چرا فرار کردی؟

چون من فردی سابقه‌دار هستم و آن موقع هم برای مرخصی از زندان بیرون آمده بودم و مرخصی‌ام تمام شده بود. باید برمی‌گشتم زندان، اما چون تحمل آنجا را نداشتم فرار کردم.

تو مدت‌ها فراری بودی و همین هم ظن پلیس را نسبت به تو بیشتر کرد. شواهد و مدارک هم نشان می‌دهد قتل کار تو بوده است. فکر نمی‌کنی بهتر است حقیقت را بگویی؟

اما من واقعا این کار را نکردم. قتل مزدک کار من نبود او دشمن زیاد داشت شاید آنها عامل این قتل بودند این موضوع به من ربطی ندارد چون من سابقه‌دار هستم که نباید به قتل هم متهم شوم.

در مورد زندان بگو. چطور روزهایت را می‌گذرانی؟

راستش روزهای خیلی سختی دارم. خصوصا این که به قتل هم متهم شدم. بند قتلی‌ها خیلی بد است. اوج ناامیدی است. سخت می‌گذرد، اما من امیدوارم بتوانم خودم را از این وضع بیرون بکشم و همه تلاشم را خواهم کرد. من از روح مزدک کمک خواستم و برایش هر شب دعا می‌کنم. او که می‌داند این قتل کار من نیست امیدوارم به خواب پدر و مادرش بیاید و این موضوع را بگوید. (جام جم - ضمیمه تپش)

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها