سالیانی است که برخی کاستیها در بازار کار و اقتصاد، شرایطی را به وجود آورده است که ابراز ذلت و تنگدستی و نالیدن از اوضاع معاش و کسب و کار، نه تنها ناپسند به نظر نمیرسد بلکه به نوعی عادت زبانی و هنجار گفتاری بدل شده است، به گونهای که اگر کسی اهل نالیدن از معاش نباشد، غیرعادی به نظر میرسد و با انکار دیگران مواجه میشود.
این در حالی است که بیشتر افرادی که در محیط اجتماع و محل کار از گرفتاری و نداری و تنگدستی مینالند، در زندگی شخصی و مراودات خصوصی میکوشند خود را بیش از آن چه هستند، بنمایانند.
این است که بخش عمدهای از هزینههای زندگی این گونه افراد، صرف حفظ ظاهر خودشان و لوازم تزیینی منزلشان میشود؛ اما ناگزیرند برای تأمین هزینههای این ظاهرسازیها، به ابراز ذلت و اظهار ناتوانی تن بدهند و مثلا برای گرفتن وام یا اضافه حقوق و پاداش، خود را گرفتار و درمانده و مصیبتزده بنمایانند و عجیب این است که از این همه، هیچ شرمسار و منفعل نمیشوند اما اگر مثلا پرده و مبل خانه و مدل خودرو و گوشی تلفن و کت و شلوارشان قدیمی باشد و با تحولات روز منطبق نباشد، خجالت میکشند و دنیا پیش چشمشان تیره و تار میشود.
بخش دیگری از این ذلیلنمایی، حاصل روابط نادرست کارفرمایان و مدیران با کارکنان تحت امرشان است؛ کم نیستند مدیرانی که گمان میکنند با تحقیر کارکنان، ابهت خود را زیاد میکنند و آنان را به فرمانپذیری عادت میدهند.
همین روال ناسالم به روابط میان کارکنان و مراجعان به ادارات سرایت میکند و کارمندی که از سوی مدیرش ناگزیر از تحمل خواری است، مراجعان را به دیده حقارت مینگرد تا اسباب ابهت دروغین خود را فراهم کند، زیرا برایش مسجل شده است که در شرایط تحقیر و تخفیف، سلطهپذیری و انفعال انسانها سهلتر است.
گسترش دامنه تحقیر و تخفیف انسانها به هر دلیل که باشد، همزمان با عادت کردن به اظهار ذلت و تنگدستی و فروریختن پلیدی این نمایش ضداخلاقی در انظار، تبعات فرهنگی و اخلاقی ویرانگری دارد که ممکن است به اندازه تغییرات نرخ کالاها و بالا و پایین شدن ارزش پول و رقابتهای سیاسی، نظر کسی را به خود جلب نکند و هرگز آنقدر مهم جلوه نکند که در سر خط خبرهای داغ مطرح شود اما به گمان من از وظایف فوری نظام تعلیم و تربیت و رسانههای پُر مخاطب است که در این مقوله وارد شوند و براساس مبانی فرهنگ ملی و تعالیم بزرگان دین، برای ترمیم این آسیب بزرگ اقدام کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم