لاله‌زاری که بود...

تئاتر لاله‌زاری اصطلاحی است که به نوعی نمایش‌های عامه‌پسند می‌گویند ولی افسوس که تئاتر نصر، پارس، جامعه، باربد و دهقان بسته شد و با بسته شدن این تماشاخانه‌ها تئاتر سیاه‌بازی هم کم‌کم از نفس افتاد. این که می‌نگارد این جملات را کسی است که بیش از 50سال از عمرش را شب‌ و روز به تئاتر سنتی کشور خدمت ‌کرده است و آری با خون دل می‌گویم: اینجا لاله‌زار بود. کاش که می‌شد از فعل ماضی استفاده نکرد. کاش می‌شد قبل از وقوع حادثه، اهمیت این نوع تئاتر را به تصمیم‌گیران فرهنگی گوشزد کرد.
کد خبر: ۵۱۰۷۶۲

می‌دانید در این خیابان نوعی از هنر جریان داشت که قاچاقی نفس می‌کشید و زیر چکمه‌های آتراکسیون (پایکوبی‌ها) خرد می‌شد و توی سرش می‌زدند که تو حق زندگی کردن نداری. می‌گفتند تو ضد هنری، تو مبتذلی. این هنر سال‌هاست محکوم و تحت ستم است. در این تئاترها کسی برای ناشناس ماندن عینک دودی نمی‌زند؛ از قراردادهای میلیونی خبری نیست، اینجا بازیگرانی بوده‌اند که ماهی 30 اجرا داشتند و حدود 40، 50 تومان دستمزد می‌گرفتند و باید هزینه زندگی‌‌شان را می‌پرداختند. در این تئاترها هنرمندانی چون صادق بهرامی، هوشنگ سارنگ، محمدعلی جعفری، عبدالحسین نوشین، ایران قادری، اکبر مشکین، ایران دفتری، شهلا ریاحی، عزت‌الله انتظامی و نصرت‌الله محتشم ایفای نقش می‌کردند. اینجا از بوی ادکلن‌های پاریسی خبری نبود از تماشاگران اجباری و مودب خبری نبود. فضای این سالن‌ها انباشته از بوی عرق تن مردانی بود که برای پول بلیط زحمت می‌کشیدند. کسانی که تئاتر برایشان زندگی بود و اگر نمایشی مطابق خواسته‌شان نبود، اعتراض می‌کردند. اینجا در هر سالن ماهی دو نمایش اجرا می‌شد یعنی در سال 70 نمایش، یعنی در یک سال دو میلیون و ششصد هزار نفر جذب می‌شدند.

حالا اما چند نفر در سال از نمایش‌های ایرانی دیدن می‌کنند؟ همین محاسبه ساده پرده از محجوریت و مظلومیت نمایش ایرانی و پایگاه سنتی آن‌- لاله‌زار- برنمی‌دارد؟ قضاوت با شما .

حسن عظیمی / پیشکسوت نمایش ایرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها