در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدینه همچنان در غربت بیبدیل خود، آبی آسمانش غروب نیلگونی را در پهنه خود دارد.
کاش امروز مدینه بودم و زائر مزاری میشدم که گنجینه فروغ لایزالی علم و دانشوری است. کاش در کنار تربت اماممحمد باقر(ع) میماندم و در جوار حضرتش درسآموز مکتب علم و معرفت او میشدم.
میقات شجره هم دیگر در سکوت سهمگین خود فرورفته است، آنان که آهنگ خدا کردهاند، از میقات هم گذشتهاند.
لباس احرام به تن کردهاند و سپیدپوش شدهاند، امواج انوار الهی را با لبیک گفتن خویش احساس کردهاند، ساده و صمیمی، بیآلایش از هر زیور و پست و مقامی در اقیانوس عظیم انسانهای موحد راهی خانه حضرتدوست شدهاند.
کاش روزی من میشد و احرام میبستم و نسیم بخشش و عطا را با همه وجود خویش احساس میکردم. وارد شهر امن خدا و در شهر سلوک پیامبران در درگاه الهی معتکفمیشدم.
عطر خوش بهشت را از کنار خانه حضرت حق جلواعلی استشمام میکردم و عطر ملکوت الهی برای همیشه دل و جانم را تسخیر میکرد، در شهر پیامبران الهی، همسایه و همراز حضرت آدم، نوح، ابراهیم و اسماعیل میشدم و نور وجود پیامبر خاتم(ص) را در سرزمین وحی احساسمیکردم.
دوست داشتم از منارههای بلند شهر گلبانگ اذان بلال را بشنوم و قامت عشق ببندم. دلم میخواست به مهمانی خانه حضرت دوست دعوت و با صاحب خانه همکلام شوم. دعایم را مستجاب کند و مرا در زمره خوبان قلمداد کند ولی من هنوز اسیر نفس خودم.
محمد خامهیار - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: