در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مخاطبانی که قطعا دو دسته خواهند بود؛ یک دسته آنها که مخاطب همیشگی تئاتر و به قول معروف پای ثابت این هنر هستند و دسته دیگر هم آنها که به واسطه نام شهاب حسینی به عنوان بازیگری که یکی از ستارگان سینمای ایران بوده است به دیدن این نمایش میروند.
در این نمایش مهدی حسینی بجستانی در نقش افسر گشتاپو، فرانک حیدریان در نقش آنا فروید، احمد ساعتچیان در نقش زیگموند فروید و شهاب حسینی در نقش غریبه داستان روی صحنه میروند.
ملاقات با فروید
ملاقات براساس نمایشنامهای از اریک ایمانوئل اشمیت ساخته شده است، نمایشنامهنویس مطرحی که آثارش تاکنون به 34 زبان دنیا ترجمه شده و در 50 کشور روی صحنه رفته است. درست است که فروید اواخر عمر نسبت به عقاید خود دچار تردید شد و این تردید در نوشتههایش هم دیده میشود. داستان ملاقات را میتوان روایت اشمیت از فروید دانست.
ماجرای ملاقات
روایت اشمیت از این قرار است که غریبهای در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم به مطب زیگموند فروید میرود. ورود این غریبه (شهاب حسینی) به مطب فروید (احمد ساعتچیان) با دورانی مقارن است که یهودیستیزی اوج گرفته و فروید بیم آن دارد که برای دخترش آنا اتفاقی افتاده باشد.
غریبه این نمایش ابتدا به نظر شخصیت جذابی میآید و مخاطبانش را سرگرم این بعد از شخصیت خود میکند. او به ملاقات فروید که یک مادی گرای به تمام عیار است، آمده و عقاید او را درباره خدا، حقیقت و عشق به بازی گرفته است. نتایج حاصل از گفتوگوی میان فروید و غریبه بسیار جالب است. گفتوگوهایی که میان فروید و غریبه انجام میشود، دارای جذابیت است اما بیشتر به نظر میرسد شبیه بیانیههای قرن 18 و 19 است تا دیالوگ میان دو بازیگر. به طور مثال وقتی فروید فریاد میزند: «این قرن، قرن طاعون است» و با عجز به زمین میافتد و گریه میکند، بیش از هر چیز عجز یک مادیگرا به نمایش گذاشته میشود، اما گفتوگوهای میان این دو شخصیت ملموس نیست و مخاطب را به خود جذب نمیکند.
ضعف در کارگردانی و بازیگری
از طرف دیگر میتوان این تئاتر را اجرای مونولوگهایی برای شهاب حسینی دانست ـ بازیگری که چند جای نمایش در بیان دیالوگهایش تپق هم زد و در اغلب بخشهای نمایش این شخصیت غریبه به تنهایی حرف زد و گاه حرفهایش چند دقیقهای هم طول کشید! بازی او در تئاتر چندان زیبا و ملموس نیست. اما بر خلاف او ساعتچیان ضعف، خشم و عصیانهای نقشش را به تماشاگر منتقل میکند. البته فکر میکنم اگر نقش او را به عنوان کارگردان تئاتر هم بررسی کنیم باز به نتیجه مطلوبی نمیرسیم.
نمایشهای بسیاری هستند که تنها دو بازیگر در آن نقش اصلی و حضور پررنگ دارند اما این موضوع در نمایش ملاقات به گونهای رخ نداده که بتواند مخاطب را راضی کند. دو نفر دیگر یعنی گشتاپو و آنا هم بهگونهای ظاهر شدهاند که اگر آنها را از نمایش حذف کنیم هم اتفاق خاصی نمیافتد و مخاطب احساس خلأ نمیکند. به نظر میرسد ملاقات از منظر اجرا اثر موفقی نیست و اگر فروش خوبی هم داشته باشد، به واسطه بازی یکی از ستارگان سینما و تلویزیون در آن است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: