آیا رفتارهایی مانند استفاده از تزئینات خاص و متفاوت برای خودروی شخصی در سنین خاصی مشاهده میشود؟
رفتارهایی از این دست عمدتا اوایل جوانی یعنی در سنین بین 18 تا 28 سالگی رواج بیشتری دارد و میان پسرها نیز متداولتر است. در واقع، همان طور که اتاق دخترها مرتبتر و تمیزتر از اتاق پسرهاست، در مورد ماشین این موضوع برعکس بوده و ماشین پسرها تمیزتر و پر از لوازم گوناگون است. البته چنین رفتارهایی ممکن است در سنین بالاتر نیز وجود داشته باشد که یکی از دلایل آن هم تقویت رفتار فرد توسط دوستان و اطرافیان است.
چه عواملی باعث میشود جوانان به این شیوهها روی آورند؟
این موضوع را میتوان از جنبههای مختلف بررسی کرد و در واقع باید گفت گروههای متفاوتی به این تزئینات و تغییرات تمایل دارند. یکی از این گروهها، شامل کسانی میشود که به عنوان افراد نمایشگر شناخته شده و دچار اختلال شخصیت نمایشگری هستند. البته باید بدانیم این ظاهرسازیها حتی ممکن است در وضعیت ظاهر، نوع پوشش، شیوه آرایش موی سر و نحوه بیان و کلام آنها نیز مشاهده شود. بنابراین احتمال دارد برخی از آنها برای جلب توجه و تاثیرگذاشتن بر دیگران، از تغییر اتومبیل شخصی کمک بگیرند و دستگاههایی را روی آن نصب کرده یا از رنگها و ابزارهایی متفاوت استفاده کنند تا به هدفشان برسند.
برخی دیگر با استفاده از ابزارهای مخصوص مانند اگزوزهای متفاوت که صدای خاصی تولید میکند، پرخاشگری خود را به نمایش میگذارند؛ البته این کار ممکن است با قصد آزار دادن دیگران صورت گرفته یا این که به هیچ وجه چنین منظوری مطرح نبوده و فقط نوعی تخلیه هیجان باشد. گروه دیگری هم اگزوزهای پرصدا روی اتومبیلشان نصب میکنند تا احساس قدرت خود را به دیگران نشان دهند.
گروه بعدی، افرادی هستند که با این نوع کارها میخواهند حس متفاوت خود را به دیگران القا کنند. بعضی از آنها ممکن است متفاوت بودنشان را با ایجاد تغییراتی در چهره و ظاهر نشان دهند و عدهای دیگر هم با تغییردادن وضعیت ماشین شخصی به دنبال اینهدف هستند. در هر صورت آنها میخواهند متفاوت باشند و برای رسیدن به این هدف، شیوههای مختلفی در پیش میگیرند. علاوه بر این، کسانی که در سایر جنبههای زندگی نمیتوانند احساس، موقعیت و جایگاه مناسبی داشته باشند، ممکن است برای رهایی از این حس ناخوشایند، چنین شیوهای را در پیش بگیرند. به عنوان مثال، فردی که توانایی خرید خانه یا ازدواج کردن ندارد، تصمیم میگیرد برای سرپوش گذاشتن بر این ناتوانیها، داشتههایش را به دیگران نشان دهد و به این شیوه احساس ناخوشایند را از خود دور کند.
افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و با نمایش و تظاهر بیش از اندازه میخواهند این کمبود را جبران کنند نیز ممکن است به این نوع رفتارها تمایل داشته باشند.
آخرین گروهی که آنها را با این گونه روشها میشناسیم کسانی هستند که به مد وابسته بوده و تابع آن به حساب میآیند. این گروه فقط برای این که از قافله مد عقب نمانند هر کاری را که به مد وابسته یا نشانی از آن داشته باشد، انجام میدهند؛ حتی اگر آن کار خاص، احساس نیازشان را هم تامین نکند. در واقع با اینکه ممکن است کنار هم قرارگرفتن این گونه دستگاهها از دیدگاه این افراد نهتنها زیبا نباشد، بلکه با ناهماهنگی ایجادشده، فضای غیرقابل قبولی را نیز ایجاد کند، ولی آنها تنها به دلیل مد بودن این لوازم، آنها را به کار میگیرند.
فردی که چنین رویهای را در پیش میگیرد، خودش از علت انجام چنین رفتارهایی آگاه است؟
عمدتا چنین رفتارهایی به صورت ناخودآگاه بروز میکند. معمولا افرادی که از اتومبیلهای بزرگ، پرقدرت و حجیم استفاده میکنند در زمره کسانی قرار میگیرند که تمایل دارند در خودشان احساس قدرت ایجاد کنند یا میخواهند احساس ثروتمندبودنشان را به دیگران القا کنند؛ بنابراین میتوان گفت در برخی موارد (و نه در تمام افراد)، عقده ناخودآگاه فرد هم در این موضوع نقش دارد.
آیا لزوما باید جوان را از چنین کارهایی منع کرد؟
تا وقتی این رفتارها برای خود فرد یا جامعه آسیبی در برنداشته باشد و منجر به اتلاف منابع اقتصادی هم نشود، نباید به عنوان مشکل به آن نگاه کرد، اما در شرایطی که جوان به این تغییرات وابسته شود و دائم وقت، انرژی و پولش را صرف این موضوع کند باید به شیوههای مختلف او را از این کار منصرف کرد. پدر و مادرها باید بدانند در این موقعیت بهتر است جوان را به سمت سرگرمیها، علاقهمندیها و سایر موضوعات جذاب و جالب هدایت کنند.
لطفا در مورد نقش خانواده بیشتر توضیح دهید.
معمولا توصیه میشود خانوادهها در بحثهای مربوط به موضوعات اقتصادی، جوانان را نیز شرکت دهند تا آنها از میزان درآمد و مخارج خانواده آگاه شوند و همراه با هم درباره مخارج مورد نیاز و ضروری طراحی و برنامهریزی و در آن مورد با هم صحبت کنند.
در چنین شرایطی اگر جوان بداند و درک کند اولویتهای اول برای اعضای خانواده موارد دیگری غیر از خرید لوازم مورد نیاز ماشین است، مسلما تمایل کمتری به این کار خواهد داشت و حتی اگر قانع نشود، در دنیای روانی و ذهنی خودش میداند حرف والدین صحیح بوده و حق با آنهاست، در نتیجه اگر بودجه موردنظرش را دریافت نکند نیز از درون مقاومت کمتری نشان میدهد.
البته اگر خانواده بدون دلیل و استدلال فقط با کار او مخالفت کند، موجب بروز عناد و لجاجت خواهد شد.
همچنین نباید فراموش کنیم چنین رفتارهایی بیشتر در خانوادههایی مشاهده میشود که انسجام کمتری دارند و از هم گسسته هستند. در مقابل، رفتارها در خانوادههایی که منسجمتر هستند، منطقیتر و بهنجارتر است. در این خانوادهها فرزندان صحیحتر میاندیشند و حرفها را بهتر تجزیه و تحلیل میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم