در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او اتفاقی را که دو سال پیش یعنی سال 89 برایش رخ داده این طور تعریف میکند: در یک مقطع زمانی کارهایم خیلی به هم گره خورد. آن موقع نقش سامان را در ملکوت به کارگردانی محمدرضا آهنج و ساسان را در فاصلهها به کارگردانی حسین سهیلیزاده بازی میکردم! این گرهخوردگی حتی باعث شد کمی نقشها و کاراکترها را گم کنم و سردرگم شوم!
از ساعت هفت صبح تا پنج بعدازظهر سر یکی از کارها بودم و از ساعت شش بعدازظهر تا شش صبح فردایش سر کار دیگر، به اندازه طیکردن مسیر یک لوکیشن تا لوکیشن بعد تنها وقتی بود که فرصت میکردم بخوابم. به خاطر این فشار کار و بخصوص فشار بیخوابی سر تصویربرداری ملکوت وقتی برای استراحت روی یکی از مبلها نشستم، خوابم برد.
من که بقیهاش را یادم نمیآید، اما همکاران پشت صحنه میگفتند هر چقدر من را تکان میدادند و صدا میکردند که بیدار شوم تا ادامه کار تصویربرداری شود فقط چشمهایم را باز میکردم، لبخند میزدم سرم را تکان میدادم و دوباره میخوابیدم! برای همین گروه فیلمبرداری آن روز را تعطیل کرد تا من بخوابم. بعد از آن دیگر هیچ وقت این طوری کار نکردم. چون من عملا سر صحنه بیهوش شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: