در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تفسیر «لولاک لما خلقت الافلاک» که اگر او نبود چرخ و فلکی در کار نبود، جمال هستیبخش این عالم خلقت.
دلم برای مدینه میتپد، دلتنگ شهر پیامبرم. میخواهم چند روزی هم که شده، همسایه کسی باشم که سایهای نداشت، نور بود و زمین و زمان در هر شب و روز از حضور او پرتو میگرفت، سینای سینهها تجلیگاه جمال دلآرای حضور او بود.
دلم میخواهد مدینهای باشم، راهی سرزمینی شوم که میزبان برترین مخلوق روی زمین شد و مسلمانان نه که همه هستی در همه اعصار و قرون، در جای جای آسمان به او رشک میورزند و در هر نماز و نیایشی نام مبارک او را بر زبان جاری میکنند، به او سلام میدهند و صلوات میفرستند آنطور که خدا و ملائک به او صلوات میفرستند. دلم برای یک زیارت تنگ است، زیارت مزار پیامبر آن هم در پاکترین نقطه زمین.
میخواهم به مدینه بروم، کنار گلدستههای بلند مسجد نبوی و گنبد خضراییاش زانوی غم در بغل بگیرم، به پیشگاه کبریایی خدای لاشریک له زبان شکوه بگشایم، اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا را زمزمه کنم و از نامهربانی روزگار اشک بریزم.
دلتنگ مدینهام؛ دلتنگ خاطرات روزهای سختی که بر پیامبر سپری شد و پیامبر همچون کوه استوار ماند تا نااهلترین انسانها را به راه هدایت، رهنمون شوند و به بیراهه نروند.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: