مردم، سینمای داستان‌گو را بیشتر دوست دارند

کارشناسان سینمایی در دنیا برای فیلمنامه، تعاریف و دسته‌بندی‌های متعددی دارند؛ مثلا فیلمنامه‌ها را در گونه‌های مختلف درام، طنز و... تقسیم‌بندی کرده‌اند. در یکی از این دسته‌بندی‌ها، فیلمنامه‌ها به دو دسته دراماتیک و اپیک تقسیم می‌شود. این تقسیم‌بندی در کتاب «تکنیک برشت» به صورت جامع مورد بررسی قرار گرفته است.
کد خبر: ۵۰۹۰۱۵

تماشاگر در فیلمنامه‌های دراماتیک شاهد زنجیره‌ای از حوادث وابسته به هم است که در خلاصه‌ترین حالت می‌توان آنها را به صورت حادثه‌های ابتدایی، میانی و پایانی (یا علت‌العلل، معلول و معلول غایی) در نظر گرفت. از آنجا که این حوادث باید به دنبال هم واقع شود، در گسترشی طولی قرار دارد و دارای مسیری افقی است. طی این مسیر هر آنچه در فیلم وجود دارد دچار تغییر و تحول شده و شخصیت‌ها نیز با قرارگیری در موقعیت‌های مختلفی که به تناوب در آنها گرفتار می‌آیند مجبور به تصمیم‌گیری می‌شوند. در نتیجه این کشمکش‌ها، تماشاگر در هر موقعیت با بعد دیگری از خصوصیات آنها آشنا شده و سرنوشت‌شان برای وی اهمیت می‌یابد. به همین دلیل است که در این فیلمنامه‌ها تمام فکر و ذهن بیننده متوجه پایان داستان بوده و منتظر پاسخگویی نویسنده به سوالی است که در آغاز آن را طرح کرده است.

در ساختار اپیک همه چیز درست عکس حالت قبل است. در این فیلمنامه‌ها، دیگر از علت و معلول خبری نیست و هر حادثه مستقل است؛ بنابراین دیگر هیچ آغاز، وسط و آخری وجود ندارد و براحتی می‌توان جای سکانس‌ها و صحنه‌ها را با هم عوض کرد. (کاری که در نظام دراماتیک به هیچ وجه نمی‌توان انجام داد) زیرا در اینجا ترتیب قرارگیری صحنه‌ها نیست که اهمیت دارد، بلکه مجموعه کل این حوادث که در مسیری عمودی و در یک توالی اپیزودیک در عرض یکدیگر چیده شده‌اند منظور نظر نویسنده است. از آنجا که در این شیوه با گذشت زمان تغییری در داستان پدید نمی‌آید و شخصیت‌ها در موقعیت‌های مختلف قرار نمی‌گیرند، وضع آنها تک‌بعدی باقی‌مانده و تماشاگر تنها ناظر شرایط محیطی یا محاطی آنها بوده و همه چیز را در رکودی ثابت مشاهده می‌کند. در نهایت نیز دیگر این سرنوشت شخصیت‌ها در انتهای داستان نیست که برای تماشاگر مهم است، بلکه فقط مساله طرح شده به وسیله نویسنده است که اهمیت دارد.پدرخوانده، کازابلانکا و سرگیجه نمونه‌هایی از فیلم‌های دراماتیک هستند.

درباره ساختار اپیک می‌شود از این فیلم‌ها نام برد: دیوار، شب یک روز سخت، ایزی رایدر و سه‌گانه کاتسی.

بدیهی است هیچ وقت نمی‌توان فیلمنامه‌ای نوشت که تمام صحنه‌های آن دراماتیک باشد و همین طور نمی‌توان فیلمی اپیک یافت که در آن درام غایب باشد. همچنین لازم به ذکر است انتخاب هر کدام از این دو شیوه به سلیقه و جهان‌بینی نویسنده و صد البته مضمون خود داستان مربوط می‌شود و هیچ کدام حداقل به لحاظ نظری نسبت به دیگری برتری ندارد، اما نکته مهم این است که مردم سرزمین ما همواره از فیلمنامه‌هایی که بار دراماتیک بیشتری داشته، استقبال کرده‌اند. البته این به خصوصیت مردم مشرق زمین و علاقه آنها به شنیدن قصه برمی‌گردد و فیلمنامه‌های دراماتیک به دلیل برخورداری از این ویژگی بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.در کشور ما هر از گاهی سینماگران یا فیلمسازانی ظهور کرده‌اند که متاثر از سینمای جهان دست به تجربه زده‌اند و فیلمنامه‌هایی اپیک آفریده‌اند، اما این آثار معمولا مورد اقبال عمومی قرار نگرفته‌ و فقط مخاطبانی خاص داشته‌اند.

کوتاه سخن این‌که یکی از وظایف اصلی فیلمنامه‌نویس، شناخت جامعه پیرامون و سلیقه‌های مردمی است که می‌خواهد آنها را مخاطب قرار دهد. اگر او قصد دارد عموم مردم را با اثر خود همراه کند باید این نکته را در نظر بگیرد که تجربه نشان داده، مردم ما سینمای داستانگو را بیشتر دوست دارند.

مریم طالبی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها