به چه جرمی محروم شدند

باد سرد و بی‌خیال پاییز، مهر را مثل کاغذ پاره‌ای با خودش می‌برد، کشان کشان. بچه‌های کوچک در شهرهای بزرگ حتما تا امروز خیلی چیزها در مدرسه یاد گرفته‌اند، مثلا بلد شده‌اند وقت کش و قوس دادن حروف، مدادشان را طوری محکم نگه دارند که دستشان نلرزد، یاد گرفته‌اند حتما تا 10 یا شاید کمتر بشمرند و زنگ تفریح‌ها توی حیاط، خوراکی‌هایشان را با هم قسمت کنند و زنگ که خورد بدوند و با خیزی تند، جثه‌های نحیفشان را پشت نیمکت‌های چوبی جا کنند و با چشم‌های درشت و کنجکاوشان خیره شوند به معلم.
کد خبر: ۵۰۸۹۷۴

همه این دلخوشی‌های کوچک اما حالا برای بچه‌های فقیر منطقه بازفت از توابع شهرستان کوهرنگ استان چهار محال و بختیاری رویاهایی دور و دراز است و بچه‌ها فقط شب‌ها اگر درد خستگی بگذارد، خواب مدرسه رفتن می‌بینند.

به همین خاطر است که آنها خیلی وقت‌ها دلشان نمی‌خواهد صبح‌ها چشم‌های خیس از اشکشان را باز کنند و دنیای واقعی را ببینند که در آن، از حق مدرسه رفتن محروم شده‌اند.

شما که دغدغه‌شان را دارید حتما در خاطرتان مانده است که سال 88 یادداشتی از شرح زندگی‌شان برایتان نوشتیم.

گفتیم «بازفت» منطقه‌ای بشدت محروم است که خیلی از ساکنانش تحت پوشش کمیته امداد هستند؟ گفتیم فقط برخی روستاهای بازفتی مدرسه دارند.

گفتیم گاهی فاصله روستایی بی‌مدرسه تا روستایی که مدرسه دارد هفت، هشت ساعت است و بچه‌های کوچک باید آن را پیاده گز کنند؛ بچه‌هایی که به چشم دیده‌ایم حتی پولی برای خرید چکمه ندارند و در برف، با دمپایی و پیراهن‌های تابستانی نخی به‌مدرسه می‌روند.

برای بچه‌ها البته دو انتخاب دیگر هم هست. اول این که قید درس خواندن را بزنند و دوم، به خوابگاه‌های آموزش و پرورش بروند و تا پایان سال تحصیلی آنجا بمانند تا دیگر مجبور نباشند هر روز مسیر طولانی و خطرناک خانه تا مدرسه را پیاده بروند.

آن سال، مسوولان خوابگاه‌های آموزش و پرورش از بچه‌های فقیر بازفتی، برای اقامت پول خواسته بودند، اما با رسانه‌ای شدن ماجرا و تماس‌های شما از سراسر ایران، مسوولان از گرفتن پول منصرف شدند.

امسال هم این قصه در بازفت تکرار شده است. باز هم خوابگاه‌های آموزش و پرورش از بچه‌ها 300 هزار تومان پول خواسته‌اند.

برای برخی بچه‌های شهری این مبلغ شاید پول تو جیبی یک هفته باشد اما برای هر خانواده بازفتی، 300 هزار تومان یعنی مرهمی که می‌شود آن را به هزار زخم عمیق و دردناک زندگی زد و به همین خاطر نمی‌شود آن را صرف پرداخت هزینه خوابگاه بچه‌های‌شان کرد.

این وضع حالا باعث شده است خیلی از بچه‌های بازفتی درس و مدرسه را رها کنند و در خانه‌های گلی حقیرشان بمانند، بی‌آن‌که خواندن و نوشتن را حتی یاد گرفته باشند و کار به جایی رسیده که برخی مدرسه‌های بازفت هم، خالی و نیمه‌تعطیل شده است.

چند روز دیگر که مهر ورق بخورد، سال تحصیلی یکماهه می‌شود و خیلی از بچه‌های گرسنه و پابرهنه بازفتی هنوز حتی نمی‌توانند اسم خودشان یا روستای‌شان را بنویسند، اما حتما روزی خواهد رسید که از آدم‌بزرگ‌ها بپرسند به چه جرمی آنها را از حق با سواد شدن محروم کرده‌اند؟

مریم یوشی‌زاده - گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها