یک‌خاطره

اخاذی و دزدی همسایه جدید

با سلام و خسته نباشید خدمت دست‌اندرکاران روزنامه پرطرفدار جام‌جم که هر هفته زحمت می‌کشند ما را از وقایع و حوادث‌ جامعه با خبر می‌کنند.
کد خبر: ۵۰۸۳۳۰

آنچه را که می‌خواهم برایتان تعریف کنم، مربوط به دو ماه پیش است که در همسایگی ما اتفاق افتاده است.

حدود دو ماه پیش مادر و دختری نوجوان به همراه مردی که فکر می‌کنم اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت روبه‌روی خانه ما منزلی را اجاره کردند، من و خانمم از موقعی که این خانواده را دیدیم به رفتار این مادر و دختر و مرد خانواده مشکوک شدیم، روز اول زن همسایه جدید از خانمم پرسید این محله چطور است؟ ساکت است؟ مردمش چه جوری هستند؟ آیا پولدار هستند یا فقیر و از این سوال‌ها.... و گفت که شوهرم یک مامور ویژه است و چون کارش خیلی زیاد است به شهرهای مختلف به ماموریت می رود و هفته‌ای یک بار به خانه می‌آید. چند باری که من شوهر این خانم را دیدم، متوجه شدم که این مرد با یک شلوارکشی با یک موتور در حال رفت و آمد به این منزل است و شب‌ها تا دیروقت بوی مواد از این خانه به مشام می‌رسد و افراد مختلفی به این خانه رفت و آمد داشتند. خلاصه در یکی از روزها از سرکار به خانه می‌آمدم که دیدم دختر بچه‌ای در حال گریه کردن است، از مردمی که آنجا جمع بودند پرسیدم چه شده که یکی از آنها گفت کسی آمده و طلای دختر بچه را دزدیده و ما نمی‌دانیم چه کسی این کار را کرده فقط دختر بچه می‌گوید کار آن دختر لاغره است، من حدس زدم که امکان دارد دختر زن همسایه‌ این کار را کرده باشد، چون مدتی بود که دختر زن همسایه خیلی زود با تمام بچه‌های محله دوست شده بود بازی می‌کرد و حتی به کوچه‌های دیگر هم می‌رفت. چند روزی از این قضیه گذشت تا این‌که یک روز زن همسایه به من گفت ماشین خود را از اینجا بردارید چون دخترم نمی‌تواند بازی کند، گفتم که خانم مدت دو سال است که در این محله زندگی می‌کنم و همیشه ماشینم را جلو در منزل خودم می‌گذارم، نمی‌توانم ماشین را جلوی در منزل مردم پارک کنم، آن خانم شروع کرد به فحاشی و حرف‌های رکیک و زشت، من جوابش را ندادم. حدود یک ماه از این قضیه گذشت.

بعدازظهر یکی از روزها من با صدای فحش و ناسزای زن همسایه از خواب پریدم، وقتی به بیرون رفتم، دیدم که زن همسایه شانه به شانه مرد همسایه دیگر ما در حال جر و بحث و فحاشی است درست همان کاری که با من کرده بود با آن بنده خدا کرد، ولی با این تفاوت که مرد همسایه نمی‌توانست برخشم خود غالب شود و چون آن خانم فحاشی می‌کرد مرد همسایه از کوره در رفت و چند سیلی محکم به صورت زن همسایه زد ولی زن همسایه می‌خواست که مرد همسایه بیشتر عصبانی شود بعد از آن زن همسایه از همسایه‌های دیگر به عنوان شاهد دعوا به کلانتری محل رفت و با یک مامور کلانتری مرد همسایه را بردند. من وقتی موضوع را پیگیری کردم متوجه شدم که دختر آن خانم با دختر مرد همسایه دوست شده بود و از منزل آنها مقداری طلا و پول گم شده است. همین موضوع باعث این درگیری شده بود، این زن به خانواده مرد همسایه پیغام داده که اگر دو میلیون بدهید من رضایت می‌دهم.

خدا را شکر که من شانس آوردم و توانستم برخشم خودچیره شوم و گرنه این حادثه می‌توانست برای من هم اتفاق بیفتد. ضمنا بعد از مدتی تحقیق در مورد شوهر این خانم متوجه شدم که این شخص به علت صدور چک بلامحل در زندان بسر می‌برد.

با تشکر

سعید ـ ص از رشت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها