دخترم قربانی خشونت شد

باربارا جین زن چهل ساله‌ای است که به اتهام همدستی با همسرش در به قتل رساندن دختر پنج ساله‌اش گلن دستگیر شده است.این زن که دخترش را از ازدواج ناموفق اولش داشت و ثمره ازدواج دومش پسری یکساله است متهم شده در مقابل مشت و لگدهایی که همسرش به دختر بی‌پناه او وارد می‌کرده هیچ عکس‌العملی نشان نداده و در نهایت با دیر رساندن گلن به بیمارستان سبب مرگش شده است.
کد خبر: ۵۰۸۳۰۳

هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد فرزندی بی‌ادب یا گستاخ داشته باشد. من و همسرم هم از این قائده مستثنی نبودیم. می‌خواستیم فرزندانمان به شکلی تربیت شوند که در آینده دچار مشکلات متعدد اجتماعی نشوند و بتوانند براحتی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. مشکل ما اولین فرزند من،گلن پنج ساله بود که از ازدواج ناموفق من به جا مانده بود. او دختری بسیار شیطان و بازیگوش بود.

همسر دومم زمانی که با من ازدواج کرد تاکید کرد دوست دارد فرزندانمان به بهترین شکل تربیت شوند و تنها انتظاری که از آنها دارد رفتار درست و مودبانه است. آن زمان فکرش را نمی‌کردم که دختر کم سن و سالم بخواهد در آینده این چنین من را خجالت زده کند. فکر می‌کردم گلن هم مثل هر کودک دیگری با رفتار درست والدین بخوبی تربیت می‌شود و ما مشکلی نخواهیم داشت. اما این‌طور نبود. همه رفتار بدش را از پدرش به ارث برده بود و همسر دوم من زیر بار آن نمی‌رفت.

حقیقت این است که سخت گیری‌های من به این خاطر نبود که من مادر بی‌رحمی بودم، فقط دلم می‌خواست دخترم مثل بیشتر بچه‌های همسن و سالش مودب باشد. من از این که همسرم تمام سعی‌اش را می‌کرد تا دخترمان فردی مودب باشد، اصلا ناراحت نبودم. من هم احساس می‌کردم گاهی اوقات گرچه خشن برخورد می‌کند، اما دخترم هم بیش از حد شیطان و بازیگوش است و احتیاج دارد که کسی به او تذکر جدی بدهد. تذکرهایی که در نهایت به جای تربیت فرزندمان او را از ما گرفت.

باربارا جین زن چهل ساله‌ای است که به اتهام همدستی با همسرش در به​قتل رساندن دختر پنج ساله‌اش گلن دستگیر شده است. این زن که دخترش را از ازدواج ناموفق اولش دارد و ثمره ازدواج دومش پسری یکساله است، متهم شده در مقابل مشت و لگدهایی که همسرش به دختر بی‌پناه او وارد می‌کرده هیچ عکس‌العملی نشان نداده و در نهایت با دیر رساندن گلن به بیمارستان سبب مرگش شده است.

پلیس با تکمیل پرونده این متهم ردیف دوم از روی مدارک پزشکی که دال بر مرگ گلن بر اثر ضربات مشت و لگد است، بزودی او را روانه دادگاه خواهد کرد و تا آن زمان او با قید وثیقه آزاد خواهد بود. وکیل خانم جین حدود 15 سال زندان را برای او تخمین زده است.

بچه شلوغی بود

گلن از زمانی که به دنیا آمد رفتار عادی نداشت. از زمانی که توانست روی پاهایش بایستد و خودش حرکت کند آزار و اذیت‌هایش را شروع کرد. او به شدت لجباز بود و انگار دوست داشت با هر دستوری که به او داده می‌شد مخالفت کند. گاهی اوقات رفتارهایش آنقدر شبیه شوهر سابقم می‌شد که با گذشت سال ها از جداییمان تصور می‌کردم او را دوباره جلوی چشمانم می‌بینم. گلن دقیقا مانند پدرش خودرای بود و از هر حرفی بهانه می‌گرفت. تحمل کردن دختری که به نظر می‌رسد کوچکترین علاقه‌ای به خانواده​اش ندارد، اصلا کار آسانی نبود. از زمان به دنیا آمدن فرزند دوم من او رفتار بدتری هم از خودش نشان می‌داد. انگار بشدت از این که من به پسرمان توجه می‌کنم عذاب می‌کشید و در مقابل کاری می‌کرد که من عصبی شده و از خود بیخود شوم.

او خیلی خوب می‌دانست باید مقابل ناپدری‌اش تا جایی که می‌تواند آرام و حرف گوش کن باشد اما دقیقا عکس این‌کار را انجام می‌داد. او بچه شلوغی بود و از این‌که می‌دید رفتارهایش باعث توجه من و پدرش می‌شود لذت می‌برد.

روزی که آن اتفاق افتاد را بخوبی به یاد دارم. او باز هم بی‌ادبی کرده بود و همسرم بشدت از دستش ناراحت بود. اما این بار انگار ماجرا فرق می‌کرد. نوع جواب​های گلن از زمانی که به مهد کودک می‌رفت بدتر و گستاخانه‌تر هم شده بود و شوهرم این را نمی‌توانست تحمل کند. بالاخره قبل از این‌که به خودم بیایم درگیری میان آنها شروع شد. در واقع این همسرم بود که با تنبیه بدنی سعی داشت دخترمان را یک بار برای همیشه ادب کند اما زیاده روی کرد. من حرکت زیادی نمی‌توانستم بکنم. اگر به آنها نزدیک می‌شدم حتما با حالی که شوهرم داشت من هم هدف کتک و آزارش قرار می‌گرفتم و کودک نوپایم در بغلم بود و باید از او هم نگهداری می‌کردم.

بعد از درگیری‌شان بود که متوجه شدم گلن بی‌حال است. هر چه به همسرم التماس کردم که او را پیش پزشک ببریم، قبول نمی‌کرد و ادعا می‌کرد اگر این کار را انجام دهیم، حتما به دست پلیس می‌افتیم. او می‌دانست که کتک زدن کودک خردسال جرم دارد؛ اما آنقدر عصبی بود که هیچ کنترلی روی خودش نداشت. من التماس می‌کردم تا او را به بیمارستان برسانیم اما بی‌فایده بود. صبح روز بعد بود که بالاخره او راضی شد با اورژانس تماس بگیریم اما قبل از آن باید هر دو داستانی را تعریف می‌کردیم که پایمان به اداره پلیس باز نشود. نقشه‌ای را طراحی کردیم و با پلیس تماس گرفتیم. آنها خیلی زود متوجه شدند ضربات وارد شده نه هنگام بازی دخترکمان در پارک، بلکه توسط ناپدری او صورت گرفته و ما مقصریم.

مرگ مغزی دختر 5 ساله

نیروهای اورژانس پس از تماس مردی که ادعا می‌کرد دخترش از زمانی که از پارک نزدیک خانه شان به منزل بازگشته بی‌حال است و به نظر می‌رسد جراحت جدی دارد روانه خانه آنها شدند. معاینات اولیه خیلی زود ثابت کرد که گلن بشدت آسیب دیده و این جراحات بسیار بیشتر از آن است که والدینش از آن حرف می‌زنند.

مرگ دخترک تنها چند ساعت پس از انتقال وی به بیمارستان بر اثر مرگ مغزی سبب شد پای ماموران پلیس به ماجرا کشیده شده و خانم و آقای جین مورد بازجویی قرار بگیرند. جای شکی وجود نداشت که خانواده‌ گلن در حال پنهان کردن حقیقتی هستند که آنها را به دردسر بزرگی خواهد انداخت.

اولین اعتراف پس از چند بار بازجویی توسط ناپدری گلن صورت گرفت و او همه اتفاقات رخ داده را با جزئیات مطرح کرد. در این میان باربارا که خودش را بی گناه و بسیار ناراحت نشان می‌داد نیز به عنوان همدست معرفی شد و پرونده این زوج بی‌رحم به دادگاه ارسال شد. فرزند پسر خانم و آقای جین نیز به علت رفتار خشن والدینش و عدم امنیت جانی به پرورشگاه سپرده شد تا پس از صدور رای نهایی در مورد پرونده گلن در مورد او نیز تصمیم‌گیری شود.

دلم برایش تنگ شده

دلم می‌خواهد باز گلن را در آغوش بگیرم و از او بخواهم برای همیشه پیشم بماند. نمی‌دانم چرا ما هرگز نتوانستیم رابطه خوبی با هم برقرار کنیم و در نهایت کارمان به اینجا کشید. من دخترم را عاشقانه دوست داشتم و دلم برایش تنگ شده اما نمی‌دانم چرا او هرگز نشان نداد که علاقه‌ای به من دارد و مرا مادرش می‌داند. همه رفتارهایش شبیه پدرش بود و آنقدر مرا آزار داده بود که حتی از شنیدن اسمش متشنج می‌شدم. همسر دومم سعی زیادی کرد تا رابطه خوبی با دخترم برقرار کند اما تلاش​های او هم بی‌فایده بود.

شب حادثه و بعد از آن‌که به خیال خودمان دخترمان را کمی تنبیه کردیم که از این پس درست رفتار کند، همسرم نزد من آمد و گفت تصور می‌کند از این زمان به بعد دیگر گلن دختر خوب و حرف گوش کنی خواهد بود و برای همیشه از تذکر دادن به او راحت شده‌ایم. انگار خودش هم می‌دانست در خشونت زیاده‌روی کرده و این کارش احتمالا دخترکمان را بشدت ترسانده است. خشونتی که دخترکمان را قربانی کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها