در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه مرگ در تصادفهای رانندگی سن و سال نمیشناسد، اما وقتی معاون اجرایی سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران میگوید: «سال گذشته 3000 کودک و نوجوان در تصادفات رانندگی کشورمان جان خود را از دست دادند»، آنگاه ناخواسته ذهنمان به سوی کمکاری نهادهای فرهنگساز میرود.
اما پرسش این است چرا با وجود قوانین متعدد برای حفاظت از جان سرنشینان کودک در خودروها، هنوز این قوانین نتوانسته آنگونه که شایسته است، در فرهنگ رانندگی کشور جا بیفتد؟
برای مثال، وقتی همین مقام مسئول پلیس میگوید: «راننده و سرنشین جلو، آسیبپذیرترین سرنشینان خودرو هستند» این پرسش مطرح میشود که چرا با آموزش و فرهنگسازی نتوانستهایم به رانندگان اهمیت این قانون حیاتی را یادآور شویم؟
همین الان اگر سری به خیابانهای شهر بزنید، با کودکانی شاد و خوشحال روبهرو میشوید که بدون بستن کمربند ایمنی روی صندلی جلو نشستهاند و درواقع بدون آنکه بدانند بر مرکبهای مرگ سوار شدهاند یا رانندههایی را خواهید دید که لزومی نمیبینند فرزند خردسالشان را روی صندلیهای مخصوص کودکان در صندلی عقب خودرو بنشانند.
تمام این موارد نشان میدهد که هنوز آن دسته قوانین راهنمایی و رانندگی کشور که در حمایت از کودکان تصویب شده است، بروز عینی در خیابانهای شهر ندارد و بیشتر این قوانین در مقام عمل روی کاغذ جا خوش کرده است.
اما پرسش دیگری که اینجا مطرح میشود، این است که چرا وقتی کودک ما نیمی از اوقات بیداریاش را در مدارس میگذراند، آموزش و پرورش به این کودکان، فرهنگ صحیح نشستن در خودرو را آموزش نمیدهد تا شاید دیگر شاهد نباشیم امسال هم هزاران کودک بیگناه، چوب ندانمکاریهای بزرگترها را بخورند.
امین جلالوند - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: