یک مربی سازنده در فوتبالی که پتانسیل بالایی دارد ولی از توان بالفعل چندانی برخوردار نیست، موفق خواهد بود و در آن شکوفایی ایجاد خواهد کرد ولی مربیان خارجی که به ایران میآیند دنبال فوتبال تجاری هستند و توسط ایجنتها در دنیا و کشورمان پخش میشوند. این مربیان توسط موسساتی که میخواهند پولی در فوتبال خرج شود و به دنبال مربیان دارای کارنامه و نام و نشان نسبی هستند جذب میشوند همان موسساتی که برای خرید بازیکنان هم هزینه میکنند و با چاشنی پول موفقیتهایی نسبی را به دست میآورند. با این حال، در تاریخ فوتبال ملی ما مربیان خارجی موفقی هم وجود داشتهاند مثل رایکوف و برانکو که واقعا در جهت سازندگی به جوانان بها میدادند و با کار زیاد، آنها را میساختند.
در سالهای اخیر، پیشرفت علمی محسوسی را در بین مربیان ایرانی میبینیم که تا حد زیادی مرهون پیشرفت ارتباطات در دنیای مدرن است. آنها تصاویر تمرینهای مدرن فوتبال جهان را میبینند و با ترکیب آنها با افکار خلاقانه خود به پیشرفت شایانی رسیدهاند طوری که این روزها مربیانی مثل منصور ابراهیمزاده در نفت، محمود یاوری در فجر و یحیی گلمحمدی در صبا (تا هفته نهم که هدایت این تیم را عهدهدار بود) در عین سازندگی، نتایج بسیار خوبی هم گرفتهاند. این در حالی است که تیمهای آنها مخارج چندانی هم متحمل نشدهاند ولی باشگاههای دیگری با خرید مربیان گران قیمت خارجی دست به ولخرجیهای بیثمری زدند که حاصلی هم برایشان نداشت. مثلا وقتی پرسپولیس با دنیزلی به نتیجه نرسید مانوئل ژوزه را جایگزین کرد و حالا با ناکامی ژوزه معلوم نیست بهدنبال کدام مربی میگردد؟
فوتبال خوب، حاصل کار مربی خوب و سازنده است، بنابر این کرش را به ایران آوردیم. مربیای که هیچگاه نمیتوانیم بالاتر از او را بیاوریم. با این حال او در قیاس با مربیانی مثل ابراهیمزاده، یاوری و گلمحمدی موفق نبوده است چرا که عملکرد مربیان خارجی در فوتبال ما در حد مستشار است، مستشاران ریز و درشتی که کم و بیش فوتبال هم بلدند ولی با پیشرفت مربیان ایرانی در رقابت با آنها جا ماندهاند.
شاید زمانی، مربیان ایرانی در نظم و انضباط، تاکتیک و تکنیک از همتاهای خارجی خود خیلی عقب بودند ولی حالا آنها همه این فاکتورها را بهدست آوردهاند و خارجیها در خیلی چیزها بویژه در مناسبات فرهنگی، روحی و روانی عقب افتادهاند، چرا که تا آنها با این مناسبات در کشورمان آشنا شوند دو سالی گذشته است.
از این نکته هم نباید غافل شد که هر مربی به صرف خارجی بودن، کیفیت ممتازی ندارد، مثلا بین سرمربیان شاغل در بوندس لیگای آلمان، شاید پنج یا شش مربی خوب حضور داشته باشند و 12 مربی دیگر، کلاس متوسطی دارند. در حالی که امکانات یک تیم بوندس لیگایی از کل امکانات فوتبال ایران بیشتر است و طبیعتا یک مربی پس از کار با آن میزان از امکانات نمیتواند در فوتبال بدون امکانات ما، عملکرد چندان موفقی داشته باشد.
خلاصه باید بگویم متاسفانه خیلیها عادت دارند حتی اگر یک جوراب میخرند آن جوراب خارجی باشد چون تصور میکنند هر جنسی به صرف خارجی بودن بهتر از مشابه داخلی آن است. این فرهنگ به فوتبال هم تسری پیدا کرده و عامل خیلی از مشکلاتمان شده است.
بهمن فروتن / مربی فوتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم