ـ صورت علی خش افتاده و رد انگشتان پری روی صورتش مانده. ـ «مامان اگه جای این خط تو صورتم بمونه این دخترتو میکشم. دیگه خواهر و برادریمون تموم شد. حالیش میکنم ناخنانداختن به صورت من چه مزهای دارد...»
ـ پری دستاشو بالا آورده تا جلوی چشمان مادر و در حالی که قسم و آیه میخورد:
ـ«ببین مامان. من ناخنم کجا بود که صورت اونو خط بندازم. شاید خورده به جایی. اصلا شاید گیر کرده به زیپ کاپشنم یا چه میدونم... اصلا به من چه. بیخود کرد سر به سرم گذاشت. من که کاری نکردم. اول اون اومد مشقای منو لگد کرد و تا گفتم چرا؟ داد زد که: خوب کردم و برام شکلک درآورد. خب منم ناراحت شدم و لیوانشو زدم زمین و شکست. به من چه اصلا.»
ـمادر در حالی که چشمی به علی و چشم دیگر به پری دارد مانده که چه کار کند، کدام یکی را مقصر بداند، کدام یکی را مورد خطاب قرار دهد و بگوید: کار زشتی کردی. آدم با برادر یا خواهرش اینجوری برخورد نمیکند.
مشاجره خانوادگی امری فراگیر و «همهزمانی» و «همهمکانی» است. روزی فرزندان آدم با هم به دعوا برخاستند و در زمین و زمان دیگری پسران یعقوب، تا آنجا که به گرگ تهمت زدند تا برادر، برادر بماند.روزی پسر نوح به حرفهای پدر گوش نکرد و سر ناسازگاری گذاشت. از آغوش پدر به بلندای درخت یا صخرههای در دل کوهستان گریخت و روز دیگر سهراب زورمند پنجه در پنجه رستم پدر انداخت. روزی اسفندیار خانه پدریاش را ترک کرد و به هوای تاج و تخت رفت و امروز جوانان زیادی که به بهانههای مختلف خیابانخوابی را به خانه پدر ترجیح میدهند.
دعوای پدر و پسر در ادبیات و تاریخ، در افسانه و داستانها، حکایتی شنیدنی دارد، تا آنجا که در غزلی منتسب به حافظ میآید:
این چه شوری است که در دور قمر میبینم
همه عالم پر از فتنه و شر میبینم
دختران را همه جنگ است و جدل با مادر
پسران را همه بدخواه پدر میبینم...
دعوای برادر و خواهری هم در اندازه کوچکتری قدمتی طولانی دارد. مهم مدیریت این دعواهاست که باید توسط پدر یا مادر صورت گیرد. مهم این است که کسی باشد به دور از قضاوتهای سطحی و آنی آنها را به نیکروی و خوش رفتاری دعوت کند، دنبال مقصر نگردد، مجرم پیدا نکند، انگشت اتهام را ناشیانه و ناآگاهانه به سمت یکی نبرد، در قضاوتش از تبعیض بپرهیزد و آنها را به آرامش و تعامل مبتنی بر گذشت دعوت کند.
علی بارانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم