در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معرفی: حجت الاسلام محمدحسین قرنی فرزند آیت الله شیخ علی قرنی، مقدمات دروس حوزوی را نزد پدر آموخت، سپس وارد حوزه علمیه قم شد و عمده دروس سطوح را نزد آیت الله اشتهاردی تحصیل کرد و بعد از آن در محضر آیت الله شیخ جواد تبریزی و آیت الله وحید خراسانی به تحصیل دروس خارج مشغول شد.
حجت الاسلام قرنی در کنار فقه به تحصیل فلسفه و حکمت نیز پرداخت و منظومه سبزواری را از محضر آیت الله شیخ یحیی انصاری شیرازی فراگرفت و سپس از دروس عرفان (تمهید القواعد ابن ترکه، مصباح الانس ابن فناری و فصوص ابن عربی)، حکمت مشاء (کتاب النفس شفا) و اسفار آیت الله حسن زاده آملی بهره گرفت.
در مصاحبه با وی، در سرزمین وحی درباره علت نامگذاری مکه سوال کردیم و ایشان بر اساس آیات و روایات پاسخ داد.
حجت الاسلام قرنی در ابتدای مصاحبه با خبرنگار جام جم با قرائت این آیه شریفه: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِینَ» (نخستین خانهاى که براى مردمان نهاده شد، آن است که در بکه [بنا شده] است و مبارک و رهنماى جهانیان است)، افزود: در مقوله حج سه محور اصلی برای تحقیق وجود دارد. که هم بار معرفتی و هم وجه عقلی دارند:
1) محور اماکن
2) محور مناسک
3) محور معارف (که با وجود اینکه خود یک محور مستقل است با دو محور قبل در ارتباط است)
در باب محور اماکن میتوان گفت مناسک حج حول اماکن صورت می گیرد، مثلا وقوف در عرفات. یا رمی در ارتباط با جمرات.
وی درباره اهمیت شهر مکه در چارچول محور اماکن، اظهارداشت: ما خود مساله مکه را به عنوان یک شهر و یک مکانی که حرم الهی در آن هست میباید مورد شناسایی قرار دهیم.
حجت الاسلام قرنی افزود: یکی از مسائلی که در شناخت این شهر میتواند مطرح شود، وجه نام گذاری آن است. درباره مکه مکرمه روایتی است که صدوق در علل الشرایع (که کتابی حدیثی است و فلسفه شرایع را از منظرهای مختلف مطرح کرده) نقل کرده و راوی از امام صادق (ع) میپرسد چرا به مکه، مکه میگویند: امام صادق میفرمایند نام اصلی مکه، بکه بود. راوی میپرسد چرا بکه نام گذاری شده بود و چرا به مکه تغییر نام یافت.
وی افزود: امام صادق میفرمایند زیرا این سرزمین با بکاء و اشک بنیان شده و آدم صفی الله، بعد از هبوط در این سرزمین، بسیار در آن گریسته است و یکی از بکائین تاریخ، آدم صفی الله بوده است. اینجا سرزمینی است که حضرت ابراهیم (ع)، بعد از عمری انتظار فرزند، وقتی خدا اسماعیل را به او داد، به فرمان خدا، همسر و فرزندش را در آن قرار میدهد و هم ابراهیم و هم هاجر و اسماعیل در اینجا بسیار گریستند. اشک جزئی از فلسفه وجودی این سرزمین است.
حجت الاسلام قرنی اضافه کرد: در دوره اسلامی هم در اینجا نالههای یاسر، نالههای گرسنگان شعب ابیطالب (سه سال محاصره اقتصادی) حادث شد و در نهایت هم میفرمایند برای اینکه هر کس به اینجا میرسد اشکش در میآید و تجربه حج هم برای افراد این را ثابت میکند. به این دلیل این سرزمین بکه نام گذاری شده است. (البته در باب چرایی این نام گذاری روایتهای مختلفی هست و یکی از وجوه نام گذاری همین روایتی است که نقل شد.)
وی در ادامه به سوال راوی حدیث در ارتباط با چرایی تغییر نام «بکه» به «مکه» اشاره کرد و افزود: امام صادق (ع)میفرماید این سرزمین بعد از مدتی مبدل به بتخانه شد و در دوران جاهلیت بتپرستی در اینجا پای گرفت. 360 بت در اینجا وارد شد به علاوه پنج بت خاص و بنابراین به تعداد روزهای سال در اینجا بت وارد شد و مشرکین هم در ارتباط با خدایان دروغین مناسک و آدابی داشتند و خداوند هم در قرآن در آیه 35 سوره انفال میفرماید: «وَمَا کَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکَاء وَتَصْدِیَةً» یعنی نماز و نیایش اقوام جاهلی در خانه خدا نبود جز سوت کشیدن و کف زدن. مشرکین عبودیت به بتهایشان را به این شکل اظهار میکردند و از آنجا که این مراسم همیشگی بود، صدای سوت و کف از آنجا بسیار شنیده میشد و بر همین اساس بکه به مکه تغییر نام یافت و بنابراین بکه به مکه (سرزمین مکاء) مبدل شد. یعنی تقریبا مقابل معنای اولیه. و البته هم «بکاء» و هم «مکاء» بار فرهنگی دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: