در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چو رخشنده گردد جهان ز آفتاب
رخ نرگس و لاله بیند پر آب (فردوسی)
شاید کمتر کسی بداند که از آغاز شعر فارسی تا همین لحظه که من این سطرها را مینویسم، بیش از ده میلیون بیت شعر از هزاران شاعر در زمینههای مختلف به جا مانده که بخش عمدهای از آنها اشاره به گلهای ایرانی دارد؛ از استعارهها و مجازها و کنایهها بگیریم تا معانی و مفاهیم حقیقی.
البته این علاقه به «گل» فقط محدود به ادبیات و شعر فارسی نیست و میتوان آن را به کل فرهنگ ایرانیان تعمیم داد، به عنوان مثال همه آنهایی که به شیراز سفر کردهاند گل یا غنچههای دست داریوش را در سنگنگارههای تخت جمشید احتمالا ملاحظه کردهاند که بیشتر از 2500 سال سابقه دارد. از طرفی بسیاری از نامگذاریهای اماکن، شهرها و خیابانهای ما به نوعی با گل گره خوردهاند از گلدستههای مساجد بگیریم تا گلپایگان و ...
اما یک لحظه فکر کنید حافظ و فردوسی در روزگار ما زندگی میکردند و میخواستند همانند شاعران امروز درباره گلهایی که وجود دارد و مردم از آنها استقبال میکنند و دستهدسته به یکدیگر به مناسبتهای مختلف هدیه میدهند، شعر بسرایند:
«لیلیوم» ساغرگیر و «آنتریوم» یا «لیسینتوس» مست! یا اینکه؛
رخ رز هلندی بینی پُر آب !
کافی است چرخی در گلفروشیهای این روزها بزنید تا دریابید بیشتر مردمی که برای جشن تولد، عروسی و حتی آمدن حاجی از سرزمین وحی، دستهگل سفارش میدهند نام گلهایی را که برای آنها کنار هم چیده شدهاند، نمیتوانند درست ادا کنند؛ تاج و دستهگلهایی که تنها رنگی دارند و هرچه خودت را به آنها نزدیک میکنی خبری از بوی خوش و حس خوشتر نمییابی!
واقعا یک شاخه گل نرگس یا حُسنِ یوسف یا یک شمعدانی که در کوزه و گلدانی گِلی آرام نشسته حسی بهتر به ما منتقل میکند یا شاخههای پیچ در پیچ یک «بامبو» که در فِلان گلدان کریستال ِ چک کنار پنجره قرار گرفته است؟!
این یادداشت نمیخواهد حرفهای تکراری درباره فرهنگ خودی و بیگانه بزند، اما گاهی وقتها به نظر میرسد باید به قول سهراب سپهری به «راز گل سرخ» اندیشید.
سینا علیمحمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: