در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انگار یاد نگرفتهایم که همیشه کارهای تابلو و بزرگ و پرخرج و پرسروصدا جواب نمیدهد، یاد نگرفتهایم که فرستادن فلهای پیامکهای بیمحتوا به موبایل خلقالله «تبلیغ» نیست، تبلیغ مستقیم و تابلو نه تنها تبلیغ محسوب نمیشود که خود ضدتبلیغ است.
یاد نگرفتهایم که تبلیغ لزوما نباید در «خیابان» باشد؛ میشود از روی تبلیغ ماهوارهای و خارجی تقلید نکرد. یاد نگرفتهایم که خلاقیت را از جلوی چشمان، از نزدیک خودمان شروع کنیم.
تبلیغ و خلاقیت میتواند خیلی دمدستتر و سادهتر و جلوی چشمتر باشد. زیباسازی و بومیسازی میتواند خیلی سهلالوصولتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم.
کمتر یادمان هست که عرصه و میدان بروز ذوق و خلاقیت حتما یک تابلوی غولپیکر کنار بزرگراه نیست، میتواند خیلی کوچک تر و زیباتر باشد، میتواند روی قوطی مقوایی یک «دستمال کاغذی» به تجسم درآید.
یک ایدهپرداز خوشسلیقه در یک کارخانه دستمال کاغذی که لابد دلش خیلی با کاشیکاریهای یزد و اصفهان بوده، طرح «کاشی معرق اسلیمی» را انداخته روی قوطی مقوایی دستمال کاغذی.
هم برای فرهنگ بومی و تاریخی و اسلامی ـ ایرانی تبلیغ کرده و هم برای ذوق و خلاقیت خودش؛ به همین سادگی! به همین کوچکی، به همین موثری!
بهمن هدایتی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: