گفت‌وگو با محمدعلی بهمنی درباره رویکرد صدا و سیما به ادبیات

ضرورت توجه به سلامت زبان در تلویزیون

ادبیات غنی و پربار ایران، ظرفیت‌های زیادی برای برنامه‌سازی در قالب‌های مختلف دارد و به منظور معرفی و آشناسازی هرچه بیشتر ایرانیان با این‌پیشینه درخشان، می‌توان از راهکارها و ابزارهای گوناگونی بهره برد. یکی از این راهکارها اختصاص برنامه‌هایی تخصصی به این حوزه یا فضاسازی برای تحلیل آثار ادبی است. همچنین کاربست عناصر نمایشی برای بازتاب ادبیات و روایت دوره‌های تاثیرگذار آن در قالب مجموعه‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی و دیگر اشکال مورد نظر می‌تواند در درک بهتر زمینه‌های اجتماعی و بستر‌هایی که یک عرضه ادبی را موجب شده‌اند، موثر افتد. از این رو در گفت‌وگو با محمدعلی بهمنی، یکی از ترانه‌سرایان و متخصصان شعر و ادب فارسی و دبیر شورای شعر واحد موسیقی سازمان، وضع حال حاضر تلویزیون در پرداختن به این مقوله، الزامات برنامه‌سازی در حوزه ادبیات، دلایل مواجهه با کمبود‌ها و خلاهای کنونی و چند و چونی رابطه متقابل میان قاب تصویر و منظر ادبیات را به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۵۰۷۳۰۴

چه ضرورتی دارد صدا و سیما به ادبیات بپردازد؟

مگر می‌توان گفت بازتاب ادبیات فارسی از رسانه‌هایی همچون صدا و سیما با چنین ویژگی‌هایی مفید نیست یا ضرورت ندارد؟!

رادیو و تلویزیون فضایی فراهم می‌کند که ادبیات به شکلی درست‌تر و هرچه بیشتر در دسترس مخاطبان قرار گیرد؛ بنابراین بازتاب آن در رسانه موثر خواهد بود و در ضرورت آن جای هیچ تردیدی نیست.

دست‌کم این اتفاق می‌تواند به این نحو در رسانه به وجود آید که ما تلاش کنیم شکل صحیح‌تر و درست‌تری از ادبیات را در برنامه‌ها به کار بگیریم.

متاسفانه در بعضی برنامه‌ها گاهی شاهدیم خود مجری هم در بیان و تلفظ کلمات دچار اشکالاتی است یا در برنامه‌هایی که به این حوزه به طور تخصصی مربوط می‌شود، شرکت‌کنندگان برنامه نسبت به مجری تلفظ صحیح تری به کار می‌گیرند.

بنابراین طبیعی است هر چه اشکال درست تری از ادبیات در تلویزیون و برنامه‌های مختلف آن به کار گرفته شود، تاثیر‌گذاری ادبیات بر زندگی مردم بیشتر خواهد بود و برای آنها از جذابیت بالاتری برخوردار است.

در غیر این صورت مردم حتی حوصله شنیدن و دیدن برنامه را نخواهند داشت. زیرا می‌بینند خود مجری به‌عنوان یکی از اعضای اصلی برنامه در کاربرد ادبیات با مشکلات زیادی مواجه است. بنابراین از ادامه برنامه دلزده می‌شوند و این تصمیم آنها هم بحق خواهد بود. باید ابتدا و پیش از هر چیز در تلویزیون به سلامت زبان و ادبیات فارسی توجه شود و در مراحل بعد به فکر استفاده موثر‌تر از آن باشیم.

آیا تلویزیون یا رادیو باعث ترویج نگاه خاص به ادبیات نمی‌شود؟

حرف شما درست است؛ اما این سلامت زبان در تلویزیون الزاما به معنای آن نیست که ما به شکل محاوره در برنامه‌ها صحبت نکنیم.

در همین زبان محاوره نیز می‌توان به فاخر بودن زبان توجه داشت. آنچه مهم است حفظ سلامت زبان در گفتار برنامه‌هاست.

در این حالت هیچ ایرادی نیست که از زبان گفتار هم استفاده کنیم و در واقع زبان روزمره را به جای زبان معیار به کار گیریم.

اگر قرار باشد برنامه‌هایی با رویکرد تخصصی در حوزه ادبیات نظیر بسیاری از برنامه‌هایی که تاکنون در تلویزیون شاهد بوده‌ایم، تهیه و تولید شود؛ به نظرتان به کارگیری کدام یک از قالب‌های ترکیبی، نمایشی، گفت‌وگو محور مناسب‌تر خواهد بود؟

به نظر من برنامه‌های گفت‌وگو محور شیوه موثرتری برای بازتاب زبان و ادبیات فارسی در تلویزیون است؛ برای مثال در یک نمایشنامه یا اثر نمایشی مجبوریم از لحن طبیعی گفتمان و دیالوگ محور بین دو یا چند شخصیت استفاده کنیم که این شکل هم حد ایده‌آل و نهایی زبان نیست.

اما در برنامه‌های گفت‌وگو محور ناخواسته این بازتاب به بهترین نوع اتفاق می‌افتد. البته این مساله منوط به این است که خود برنامه با رویکردهای درستی موضوع را مورد بررسی و کارشناسی قرار دهد و از نظر تخصصی برنامه‌ای قابل قبول باشد.

شاید بهتر باشد در این زمینه مثالی بزنم. تصور می‌کنم اگر صدا و سیما برای تهیه و پخش برنامه‌هایی اقدام کند که به شعرخوانی مربوط باشد، گام مفیدی در این بخش برداشته است. البته منظورم از این برنامه‌ها، صرفا نمایش تصاویر یا گزارش‌هایی از جشنواره‌های شعر یا رویدادهای حوزه ادبیات نیست؛ بلکه اگر خود تلویزیون برنامه مشخصی در این رابطه مثل برگزاری نشست‌هایی در زمینه شعر تولید کند و اجرای آن را به افرادی بسپارد که آشنایی و انس درونی با شعر دارند گام مهمی در این خصوص برداشته است.

همچنین باید توجه داشت افرادی به برنامه دعوت شوند که با جایگاه شعر در ادبیات آشنایی خوبی داشته باشند. در این حالت شکل خوانش اصولی و درست شعر به مردم و علاقه‌مندان ارائه خواهد شد.

البته این مثال را با توجه به این که خودم بیشتر در بخش شعر فعالیت دارم، بیان کردم. این یک ضرورت است که نمی‌توان براحتی از آن چشم پوشی کرد و اکنون خلا برنامه‌های ادبی میان برنامه‌های تلویزیون تا حدود زیادی احساس می‌شود.

متاسفانه در بسیاری برنامه‌ها اتفاقاتی می‌افتد که به نفع ادبیات نیست، برای مثال در یک برنامه، شعری توسط مجری یا مهمانان برنامه خوانده می‌شود اما نام شاعر و سراینده آن را نمی‌گویند یا شعر غلط خوانده می‌شود.

این حالت نوعی دلگیری برای شعرا به وجود می‌آورد و باعث می‌شود آنها هم متقابلا همکاری چندانی با برنامه‌ها نداشته باشند و حضورشان در برنامه‌های صدا و سیما کمرنگ‌تر شود. زیرا می‌بینند آثارشان به وفور در تلویزیون خوانده می‌شود یا در برنامه‌های مختلف به کار می‌بندند، اما نامی از آنها به میان نمی‌آید.

همه این اتفاقات باید با ظرافت‌های زیاد مورد بررسی قرار گیرد و دست‌اندرکاران برنامه‌ها به آن توجه ویژه داشته باشند.

فعالیت‌های زیادی در حوزه ادبیات در این محافل انجام می‌شود که هر کدام به نوبه خود مفید و موثر هستند. اما به نظر می‌رسد این که سازمان صدا و سیما خود فرصتی برای شعر خوانی یا پرداختن به ادبیات به طور مستقل در نظر بگیرد و به تولید برنامه‌هایی با این مضامین اقدام کند تاثیری دو چندان خواهد داشت و باعث می‌شود شعر و ادبیات به شیوه‌ای سالم‌تر و صحیح‌تر برای مخاطبان عرضه شود.

به نظر می‌رسد برنامه‌های ادبی از نظر کمی در سطح قابل قبولی قرار ندارند و تعداد آنها اندک است؛ در حالی که ادبیات غنی و کهن فارسی ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای هویت بخشی به برنامه‌های گوناگون و بحث و بررسی دارد. وضع کنونی تلویزیون در بخش ادبیات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سوال خوبی مطرح کردید بویژه آن که از سه برنامه با رویکردهای مختلف نام بردید.

البته این یک مساله و سلیقه شخصی است و نمی‌تواند قابل تعمیم باشد. برنامه دستان یا هزار و یک شب به شکل بهتری به ادبیات می‌پردازد، زیرا این برنامه‌ها به طور مستقیم و غیرمستقیم به مخاطبان آگاهی می‌دهند. برنامه مشاعره کمتر این کار را انجام می‌دهد و این قالب امکانی برای آگاهی‌رسانی مناسب فراهم نمی‌کند.

اگرچه ممکن است برخی ویژگی‌های این برنامه باعث شود از نظر شیرین‌زبانی جذابیت‌هایی داشته باشد، اما نباید به صرف آمار بینندگان به تخصصی بودن برنامه پی برد و باید در نظر بگیریم اگر این آمارگیری‌ها در باره دو برنامه دیگر هم انجام شود، متوجه می‌شویم افرادی در این آمارها حضور دارند که با نگاهی تخصصی‌تر به مقوله شعر و ادبیات می‌پردازند و خود کارشناس این حوزه هستند.

اگر در نظر داریم همین قالب از برنامه‌سازی را دنبال کنیم، یعنی قالبی که پیش از این در دیگر برنامه‌ها تجربه شده و با اقبال از سوی مخاطب هم روبه‌رو بوده است، باید بار آموزشی آن را افزایش دهیم و از نگاه سطحی به آن بپرهیزیم.

با این حساب اگر یک مقایسه کلی میان برنامه دستان و هزار و یک شب و نظایر آنها با برنامه مشاعره که هم‌اکنون از شبکه‌های سیما در حال پخش است داشته باشیم، برنامه‌های گروه اول را افرادی مثل من بیشتر می‌پسندند و امیدوارم از این قبیل برنامه تعداد بیشتری در تلویزیون داشته باشد.

اما فکر می‌کنم برنامه مشاعره بجز ایجاد درک بیشتر مخاطب از شعر نتایج دیگری به دنبال ندارد که آن هم نمی‌توان گفت تضمینی است. زیرا گاهی شاهد غلط‌خوانی‌هایی در این برنامه هستیم.

البته باید بگویم من به هیچ وجه قصد ندارم نگاهی بسته به این قضیه داشته باشم، بلکه برعکس احترام زیادی برای همه افرادی که حتی یک کلمه هم می‌اندیشند، قائلم. اما نوع اندیشیدن‌ها با یکدیگر تفاوت عمده‌ای دارد و همین مساله است که سطح کیفی برنامه‌ها را تعیین می‌کند.

تاکنــون آثــاری در خــــصوص معرفی و زندگی شخصیت‌های معاصر یا غیرمعاصر ادبی ساخته شده است که از جمله آنها می‌تـوان به مجموعـه شهریار، چهــل ســرباز و ... اشاره کرد. به نظر شما زبان و ادبیات فارسی و شـــاخه‌های مختلف آن چه قابلیت‌ها و ظرفیت‌هایی برای به نمایش درآمدن در قالب فیلم یا سریال دارد؟

در نگاه اول و پیش از پاسخ به سوال شما باید بگویم ضرورت پرداختن به زندگی این شخصیت‌های ادبی و تحولاتی را که در دوره حیاتشان پشت سر گذاشته‌اند یا تحولاتی را که سبب شده‌اند، غیرقابل انکار است.

اما اصل مهم این است که ما نسبت به ادبیات و زبان فارسی تعصب داشته و امانتدار خوبی باشیم و بررسی کنیم آیا برای مثال مجموعه شهریار توانسته است تمام ابعاد زندگی و واقعیات دوره او را بیان و روایت کند یا بنا بر ضرورت‌ها و محدودیت‌ها تغییراتی در آن اعمال شده است.

بسیاری از افراد هم در دوره پخش این مجموعه بر این قضیه معتقد بودند که نسبت به شهریار تا حدودی بی‌مهری صورت گرفته است. اگر چنین نظری درست باشد این تنها شهریار نیست که مورد بی مهری واقع می‌شود. بلکه در واقع این بخشی از فرهنگ است که به واسطه بازتاب زندگی او مورد بی مهری قرار می‌گیرد.

شاید بخشی از این تغییرات یا بهتر بگوییم تحریفات از محدودیت‌های ساختاری یا تکنیکی ناشی می‌شود.

اگر بخواهیم بنا بر گفته شما نام این تغییرات را تحریف بگذاریم و بدانیم این تحریفات آگاهانه صورت گرفته است، تائید آن نادرست است.

در حال حاضر سطح همکاری و تعامل میان کارشناسان، استادان و متخصصان ادبیات را با تلویزیون چطور ارزیابی می‌کنید؟

ممکن است در حال حاضر رابطه و تعامل چندان پویا و مناسبی میان این افراد و رسانه وجود نداشته باشد که علت آن هم به عدم تمایل کارشناسان برنمی‌گردد؛ بلکه متخصصان زمانی به همکاری با تلویزیون و مشارکت ترغیب می‌شوند که بدانند به کار آنها اهمیت داده می‌شود. همان طور که ابتدای حرف‌هایم هم اشاره کردم وقتی شعر یک شاعر در برنامه‌ای تلویزیونی خوانده می‌شود و از او نامی به میان نمی‌آید، این مساله خود به خود یک دل‌زدگی و فاصله‌گذاری میان او و رسانه به وجود می‌آورد.

اما اگر یک برنامه سنجیده ودرست از نظر اهالی شعر و ادبیات در تلویزیون تولید شود شاهد خواهیم بود این همکاری‌ها افزایش پیدا می‌کند.

اگر بخواهیم یک دوره‌بندی کلی از تاریخ ارائه کنیم، به نظرتان پرداختن به کدام یک از دوره‌های ادبی و برنامه سازی درباره آنها در اولویت قرار دارد؟

ما باید از دوره‌های مختلف تاریخ ادبیات در برنامه سازی  بهره بگیریم؛ اما به نظر من دوره‌هایی که به‌نوعی با زندگی آنها گره خورده‌اند و به واقعیات اجتماعی مردم نزدیکی بیشتری دارند در اولویت قرار دارند؛ بنابراین دوره ادبی معاصر را می‌توان به عنوان فضایی بهتر برای برنامه‌سازی در نظر داشت.

بستری برای نقد ادبی

محمدعلی بهمنی (شاعر) که در حال حاضر جلسات هفتگی خانه شعر و ترانه صداوسیما را برگزار می‌کند درخصوص این جلسات اظهار می‌کند پس از تاسیس این خانه که پایه‌گذار آن خود سازمان بوده از او دعوت شده است هفته‌ای یک جلسه کارگاه شعر و ترانه را اداره کند و استقبال خوبی از این جلسات از سوی اهل ادب صورت پذیرفته، اما این‌که چرا در رسانه ملی که خودش متولی آن است در مورد آن بحث نمی‌شود برایش جای سوال دارد.

این عضو شورای عالی شعر صداوسیما معتقد است صداوسیما باید درخصوص این نوع نشست‌ها و محافل اطلاع‌رسانی بیشتری انجام دهد و از طریق به تصویر کشیدن آنها زمینه برای نقد و ارزیابی ادبیات را میان دوستداران این حوزه فراهم آورد.

وی به کارکرد مخاطب‌پذیری در حوزه‌های سیما اشاره می‌کند و این‌که وقتی به حوزه‌ای مانند ورزش می‌پردازند و این همه انرژی در جامعه ایجاد می‌کند، قطعا حوزه ادبیات هم می‌تواند موجب شور و انرژی بیشتری در جامعه شود.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها