در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بخواهیم برنامههای ادبی تلویزیون را از گذشته تاکنون مرور کنیم، میبینیم برنامههای موفق و پرمخاطب معدود هستند. اگرچه همین تعداد کم هم در دوران پخش خود بسیار مورد توجه بودند. مثلا به یاد بیاوریم برنامهای با موضوع تاریخ ادبیات را که دکتر کزازی اجرا میکرد یا برنامههایی که استادان دیگر ادبیات اجرا میکردند.
گاهی هم حکایات و ضربالمثلها دستمایه تعدادی برنامه ترکیبی یا نمایشی شده است که همانند «مثل آباد» در زمان پخش خود با استقبال روبهرو شدند. اما آیا اقیانوس وسیع و عمیق ادبیات ایران جای کار و توجه بیش از این را ندارد؟
یک برنامه ادبی هم مثل برنامه علمی و اقتصادی متخصص و صاحب فن خود را میخواهد. برنامه ادبی تنها در صورتی موفق میشود که اولا ساختار متنوع و جذابی در اجرا داشته و دوم اینکه برنامهساز به موضوع تسلط کامل داشته باشد. یعنی او بداند برای چه گروهی از مخاطبان، برنامه را تولید میکند، راههای جذب آنها را بلد باشد و در عین حال با ادبیات نیز ناآشنا نباشد. برای این کار بهترین شیوه، جمع شدن ادیبان و آشنایان به ادبیات با برنامه سازان در یک گروه است.
یکی از ایرادهایی که به برخی برنامههای ادبی رادیو و تلویزیون وارد است، بهره بردن از زبان ثقیل برای چنین برنامههایی است. به همین دلیل فقط مورد توجه مخاطبان خاص قرار میگیرد. این نوع برنامهها با اینکه میتواند برای مخاطبان مفید و کارشناسانه باشد، اما به دلیل بهره نبردن از جذابیتهای رسانهای و ساختارهای متنوع باعث شده میان مخاطبان عام جایگاه خیلی خوبی نداشته باشد.
بهره بردن از جذابیتهای رسانهای در برنامههای ادبی میتواند مخاطبان بیعلاقه به حوزه ادبیات و شعر و شاعری را برای تماشای چنین برنامههایی ترغیب کند.
از دیگر مسائلی که باید در ساخت برنامههای ادبی مورد توجه قرار داد بهره بردن از مجریان با تحصیلات دانشگاهی در حوزه ادبیات است. اجرای این مجریان باید مردمی و دوست داشتنی باشد تا بتواند مخاطبان عام را جذب کند. البته برنامههای موفقی همچون از جنس کاروان شعر و موسیقی که از شبکه دو پخش میشد یا برنامه به یادماندنی «شاخه طوبی» در تلویزیون را نمیتوان نادیده گرفت. این برنامهها توانسته بودند نظر مخاطبان خاص و عام را جلب کنند.
ادیبات و بویژه شعر کهن فارسی از یک طرف ارزندهترین و زندهترین میراث فرهنگی ایران است که از صدها سال پیش به ما رسیده و از طرف دیگر، ملهم و برآمده از فرهنگ و اندیشه ناب اسلامی است. در ضمن این بخش از فرهنگ ما، برخلاف قالبهای هنری مدرن با فطرت انسان نزدیکی بیشتری دارد. شعر کلاسیک ایرانی قادر به پالایش روح انسانی و یکی از کارآمدترین درمانگرهای روانی است.
چه خوب است برنامههایی با موضوع ادبیات ایران در ساختارهای متنوع برنامهسازی تولید شوند و ادبیات غنی ایران از مهجور بودن در رسانه ملی درآید.
عزت صفوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: