خاطرات یک بانوی امدادگر از خرمشهر

صابون را رنده می‏‌کردیم و با بنزین در شیشه، بمب دستی درست می‏‌کردیم؛ با چوب هم برای مجروحان آتل می‏‌ساختیم . اوایل جنگ سازماندهی نبود، هرکسی بر اساس توانمدی و نیاز به هرجا می‌رفت که کاری انجام دهد.
کد خبر: ۵۰۶۹۷۸

"افسانه قاضی‌زاده" در بیان بخشی از خاطرات خود در خرمشهر می‌گوید: دانش‌آموزی بودم که از 35 روز مقاومت خرمشهر تا آخر حضور داشتم و با امدادگری و آشپزی و ساخت بمب‏‌های دستی و دیگر کارها ذز جبهه خدمت می‏‌کردم. چون آنجا امکانات نبود مجبور بودیم بمب‏‌های دستی درست کنیم.

صابون را رنده می‏‌کردیم و با بنزین در شیشه، بمب دستی درست می‏‌کردیم و با چوب آتل می‏‌ساختیم و چون در اوایل جنگ سازماندهی نبود بر اساس توانمدی و نیاز، هرکسی به هرجا می‌رفت که کاری انجام دهد.

بعد از سازماندهی نیروها، محمد جهان آرا فرمانده ما شد و عده‏‌ای از خواهران را جمع کرد و جایی برای واگذاری اسلحه و مهمات به برادران مهیا ساخت و با ارائه شناسنامه به آنها مهمات و اسلحه تحویل می‏‌دادیم و بعد از مدتی کارت‏‌هایی برای تردد در شهر خرمشهر صادر کردند و کسی که کارت نداشت اجازه ورود به شهر را نداشت.(ایسنا)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها