"افسانه قاضیزاده" در بیان بخشی از خاطرات خود در خرمشهر میگوید: دانشآموزی بودم که از 35 روز مقاومت خرمشهر تا آخر حضور داشتم و با امدادگری و آشپزی و ساخت بمبهای دستی و دیگر کارها ذز جبهه خدمت میکردم. چون آنجا امکانات نبود مجبور بودیم بمبهای دستی درست کنیم.
صابون را رنده میکردیم و با بنزین در شیشه، بمب دستی درست میکردیم و با چوب آتل میساختیم و چون در اوایل جنگ سازماندهی نبود بر اساس توانمدی و نیاز، هرکسی به هرجا میرفت که کاری انجام دهد.
بعد از سازماندهی نیروها، محمد جهان آرا فرمانده ما شد و عدهای از خواهران را جمع کرد و جایی برای واگذاری اسلحه و مهمات به برادران مهیا ساخت و با ارائه شناسنامه به آنها مهمات و اسلحه تحویل میدادیم و بعد از مدتی کارتهایی برای تردد در شهر خرمشهر صادر کردند و کسی که کارت نداشت اجازه ورود به شهر را نداشت.(ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم