برخی از این معلولان توانایی و امکان برقراری حتی یک رابطه کوچک اجتماعی سالم را با دیگر شهروندان ندارند و این موضوع آنها را آسیبپذیرتر از سایر اقشار جامعه کرده است؛ اما اگر تلویزیون و برنامههای آن را گامی جهت راهنمایی مردم برای زیست اجتماعی موفق بدانیم و سریالها را از جمله محبوبترین و پرنفوذترین برنامه تلویزیونی؛ دیگر شکی باقی نمیماند که اینگونه برنامهها که در قالب قصه و جلوههای صوتی و بصری کارکردی تفریحی و آموزشی دارند، بر معلولان بسیار تاثیرگذار هستند. معلولان به خاطر نقص فیزیکی خود همیشه در معرض مقایسه با افراد سالم هستند. بیشتر اینها به دلیل شرایط به این باور غلط رسیدهاند که نمیتوانند در جامعه نقش مثبتی را ایفا کنند و تبدیل به یک فرد موثر شوند؛ اما یک اثر نمایشی و سریال قوی با داستانی محکم و شخصیتپردازی به جا و مناسب بخوبی میتواند اعتماد به نفس معلولان را ارتقا بخشد. دیگر بر کسی پوشیده نیست که قهرمانسازی در سریالهای داستانی تاثیر مثبتی بر بینندگان دارد. مخاطب میتواند خودش را به جای قهرمان اصلی بگذارد و از طریق همذاتپنداری با او تواناییهای بالقوه خود را کشف کند.
در سالهای اخیر در آثار سینمایی همچون «رابطه»، «مسافران مهتاب» و «اینجا بدون من» به افراد معلول توجه شده است؛ اما با نگاهی به سریالهایی که در تلویزیون ساخته میشود کمتر شاهد این اتفاق هستیم. این که داستان اصلی یک سریال را به مسائل یک معلول جسمی یا ذهنی اختصاص دهیم شاید در ابتدا غیرجذاب به نظر بیاید، اما از آنجا که قهرمانان همیشه به عنوان افرادی با پشتکار بالا و نبوغ زیاد شناخته میشوند، ظرفیت ارائه یک الگویمناسب برای این قشر از افراد جامعه را دارند. به این صورت معلولان هم میتوانند دغدغههای خود را از زبان قهرمان اصلی یک سریال یا یک فیلم به سایر افراد جامعه منتقل کنند و هم میتوانند با الگوبرداری از سختکوشی و تلاش افرادی همچون خودشان در جهت بهبود روابط اجتماعی و زندگی فردی خود بکوشند و مانند سایر افراد یک جامعه در آبادانی و پیشرفت کشورمان سهیم باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم