پُستخانه

کد خبر: ۵۰۶۱۳۹

داغ: لباس​هایم بر تنم است ولی احساس بی‌هویتی می‌کنم. جایگاه من کجاست؟ کلاه بر سرم نیست. جیب​هایم تار عنکبوت بسته و نگاهم پر از خستگی... جا مانده‌ام از اسکلت​های اعتقاداتم، از خاکم، جانم​ و نوشته‌هایم. براستی من واقعاً داغم. تنم گرم است. نمی‌دانم کی هستم.

خ شاید چون الان داغی حالیت نی؛ یخده خودتُ بذا کنار سرد شی، می‌فهمی کی‌ای و کی به کیه.

فیروزه از اهواز: تک ستاره‌ات را در دنیای کویر شب راحت می‌توانی پیدا کنی. در شب کویر به آسمان نگاه کن،
چشم​هایت را نبند، پلک هم نزن. تک ستاره‌ات را حتماً پیدا می‌کنی، همان که هر شب به خاطر دیدنش یواشکی اشک می‌ریزی. با این فرق که خیلی به تک ستاره‌ات نزدیکی و راحت باهاش حرف می‌زنی.

نیما از کرمانشاه: کوله‌بار سنگین زندگی‌ام رو در حالی به دوش می‌کشیدم که در حال عبور از جاده سرنوشت بودم. پاهایم دیگر یاری‌ام نمی‌کرد. ناامیدانه به اطراف نگاه می‌کردم که ناگهان متوجه نوشته‌ای روی دیوار شدم، اون‌جا که با رنگ سفید نوشته بودن «حمل بار به تمامی نقاط»!

ا.ب.گلشن: روزها و شب​ها بدون حضور سبزشان در گذر است. رفته‌اید و از این دنیای پر هیاهو آزاد شده‌اید. آری، ما مانده‌ایم و نظار‌گر جای خالیشان. نگاه گرمشان را هیچ‌کس نخواهد گرفت. با رفتنشان خانه را سکوتی مرگبار فرا گرفت. نمی‌توانم غمم را با این کلمات بیان کنم. هیچ‌کس و هیچ چیز جای آنها را برایم پُر نخواهد کرد. (تقدیم به پدر و مادرم).

کودکانه: تو می‌گویی:/ «دلم آشفتة درد است/ نگاهم بر خلافِ حرف​ها/ سرد است/ هوا پس‌مانده‌اش انگار، گیرِ حلقِ ما افتاد»/ دلم می‌گیرد از این حرف​ها/ بس کن/ هر از گاهی/ که اینجا آسمان ابری‌ست/ می‌خواهم کمی از غصه‌هایت را/ همین جا/ آب گردانم/ به روی چشم​هایت/ خوابِ دخترهای هجده ساله افشانم/ و عطر یاس بر گیسوی زیبایت....

کاشف‌الاسامی: فرید، فربد، فریدون، فرشاد، فرشید یا فرهاد؟ یه کلوم بگو تونستم به اسمت اشاره کنم؟!

زرنگیییی؟ همة اسامی از یه جنسن که! یه تلاش دیگه کن.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها