در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داغ: لباسهایم بر تنم است ولی احساس بیهویتی میکنم. جایگاه من کجاست؟ کلاه بر سرم نیست. جیبهایم تار عنکبوت بسته و نگاهم پر از خستگی... جا ماندهام از اسکلتهای اعتقاداتم، از خاکم، جانم و نوشتههایم. براستی من واقعاً داغم. تنم گرم است. نمیدانم کی هستم.
خ شاید چون الان داغی حالیت نی؛ یخده خودتُ بذا کنار سرد شی، میفهمی کیای و کی به کیه.
فیروزه از اهواز: تک ستارهات را در دنیای کویر شب راحت میتوانی پیدا کنی. در شب کویر به آسمان نگاه کن،
چشمهایت را نبند، پلک هم نزن. تک ستارهات را حتماً پیدا میکنی، همان که هر شب به خاطر دیدنش یواشکی اشک میریزی. با این فرق که خیلی به تک ستارهات نزدیکی و راحت باهاش حرف میزنی.
نیما از کرمانشاه: کولهبار سنگین زندگیام رو در حالی به دوش میکشیدم که در حال عبور از جاده سرنوشت بودم. پاهایم دیگر یاریام نمیکرد. ناامیدانه به اطراف نگاه میکردم که ناگهان متوجه نوشتهای روی دیوار شدم، اونجا که با رنگ سفید نوشته بودن «حمل بار به تمامی نقاط»!
ا.ب.گلشن: روزها و شبها بدون حضور سبزشان در گذر است. رفتهاید و از این دنیای پر هیاهو آزاد شدهاید. آری، ما ماندهایم و نظارگر جای خالیشان. نگاه گرمشان را هیچکس نخواهد گرفت. با رفتنشان خانه را سکوتی مرگبار فرا گرفت. نمیتوانم غمم را با این کلمات بیان کنم. هیچکس و هیچ چیز جای آنها را برایم پُر نخواهد کرد. (تقدیم به پدر و مادرم).
کودکانه: تو میگویی:/ «دلم آشفتة درد است/ نگاهم بر خلافِ حرفها/ سرد است/ هوا پسماندهاش انگار، گیرِ حلقِ ما افتاد»/ دلم میگیرد از این حرفها/ بس کن/ هر از گاهی/ که اینجا آسمان ابریست/ میخواهم کمی از غصههایت را/ همین جا/ آب گردانم/ به روی چشمهایت/ خوابِ دخترهای هجده ساله افشانم/ و عطر یاس بر گیسوی زیبایت....
کاشفالاسامی: فرید، فربد، فریدون، فرشاد، فرشید یا فرهاد؟ یه کلوم بگو تونستم به اسمت اشاره کنم؟!
زرنگیییی؟ همة اسامی از یه جنسن که! یه تلاش دیگه کن.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: