در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیت مونتاژی:
در اندرون من و خودروام ندانم چیست
که من خموشم و او یکسره پر از بوق است
بعدها دانشمندان راهنمایی و رانندگی وقتی که متوجه شدند عدهای از رانندگان، هرجا که دلشان خواست بوق میزنند و آن را با پلک زدن و چشمک زدن اشتباه گرفتهاند؛ یک روز نشستند دور هم عقلهایشان را ریختند روی هم؛ در آخر به این نتیجه رسیدند که در قوانین مربوط به رانندگی مشخص کنند که کجاها میشود بوق زد و کجاها میشود بوق نزد. مثلا دم بیمارستانها، تابلوهای بزرگی زدند که: «بوق زدن ممنوع». فلذا رانندگان به این تابلوها که برمیخورند، دستشان را از روی بوق برمیدارند و این کملطفی نیست. و چه کمند آنها که شکرگزار باشند.
بعضی از ما مردم انگار از روز ازل با بوق آفریده شدهایم. انس و علاقه عجیبی به بوق داریم. مثل علاقه طفل به شیر مادرش. انگار اگر کم بوق بزنیم، یک چیزی در زندگی کم داریم. اگر اینها جای سپهری شاعر میبودند، شاید میگفتند: «زندگی شستن یک بشقاب است/ زندگی بوق زدن سهراب است». تو گویی اینان پیش از اختراع بوق توسط اهل نبوغ، فیالجمله اهل بوق و تمایلات بوقی بودهاند.
بیت مونتاژی:
بودم آن روز من از طایفه بوق زنان
که نه از بوق نشان بود و نه از بوق نشان
عجب مرضی استها!... بوق زدن بیخود و بیجهت را عرض میکنیم. گاهی طوری روی اعصاب میرود که صدای کارشناسان را هم درمیآورد تا چه رسد به ما که بیشتر بیکارشناس هستیم. همین چندی پیش، آقای دکتر علیرضا اسماعیلی، مدیر گروه حمل و نقل و ترافیک دانشگاه علوم انتظامی در گفتوگو با همین روزنامهای که دستتان است، با اشاره به استفادههای نابجای بوق گفته بود: «بوق وسیله سلام و خداحافظی نیست.»
بسته پیشنهادی:
بعید است آدمی سالم و بافرهنگ باشد و از بوق زدن زیاد و بیجهت برخی رانندگان ناراحت نشود. فلذا ما نیز که این شرایط گفته شده را داریم، از اینکه کسی بیخود هی بوق بزند، بشدت ناراحت و بلکه عصبانی میشویم؛ منتهی به عوض راه انداختن دعوا و دست به یقه شدن با ملت؛ دست به قلم میشویم و چند راهکار را پیشنهاد میکنیم:1ـ بوق به شرط چاقو:
در زمان تحویل گرفتن خودرو توسط افراد از آنها تعهد محکم گرفته شود که بیخود و بیجهت بوق نزنند. چنانچه بیخود و بیجهت بوق بزنند، بوق آنها از بیخ کنده شود. خلاص!2ـ فیلترینگ بوق:
فیلتر کردن بوقهای مزاحم بهترین راهکار است؛ طوری که با فیلترشکن هم نتوانند بوق غیرمجاز بزنند. بوقها طوری ساخته شوند که هرچه بر آنها فشار وارد شود، کمتر صدا از آنها خارج شود. هرکه بوقش بیش، فیلتر بیشتر!3ـ نصب صداخفهکن:
باور بفرمایید که گاهی اوقات، صدای نخراشیده یک بوق کشدار، بدتر از صدای یک اسلحه کلت هشدار است. از این رو اگر روی برخی بوقهای بیخود هم صداخفهکن نصب شود، کسی جا نمیخورد. گاهی رانندگان با بوق خود به مخ دیگران شلیک میکنند.4ـ تغییر رویکرد:
حالا که بعضیها از بوق برای سلام و خداحافظی و اعلام عروسی و صدا زدن مسافر و این جور موارد استفاده میکنند؛ اصلا تعریف بوق عوض شود. از بوق برای همین کارها استفاده شود. برای خبردار کردن عابران پیاده از خطر زیر گرفته شدن، میتوان از تکان دادن برفپاککنها یا سوت زدن استفاده کرد. در مواقع خیلی اضطراری، جیغ هم هست؛ علیالخصوص جیغ بنفش!رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: