در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروزه صحبتهای کارشناسی ضد و نقیضی درباره چگونگی پدید آمدن این ریزگردها میشود. بهانه اصلی ما از این مصاحبه این است که بپرسیم اصلا داستان ریز گردها از کجا آغاز شده و قرار است به کجا ختم شود؟
اولین زنگ خطر این ریزگردها ازسال 63 نواخته شد، یعنی سالی که منطقه و کشور ایران با بحران کم آبی مواجه شد و به مدت پنج سال هم ادامه پیدا کرد، بنابراین باید برای حل این مشکل از همین سالها تدابیری اساسی اندیشیده میشد، اما نشد؛ سالهایی که کارشناسان و متخصصان کشور ما و کشورهای همسایه بخوبی پدید آمدن چنین پیامدهایی را پیشبینی میکردند اما بهدلیل نداشتن مدیریت خوب و مناسب در حوزه آبخیز و دیدگاههای مقطعی از پیامدهای آن مثل ایجاد ریزگردها غفلت کردند و به جای حل این معضل سد ساختند و از آب یک منطقه مشخص استفاده کردند. اگر متخصصان ما از همان دوران به فکر پیامدهای آن بودند و این مشکلات را با هماهنگی کشورهای منطقه حل وفصل میکردند امروز ما دچار چنین معضلی نمیشدیم. بهعنوان مثال ما اگر در آن سالها کمبود آب یک منطقه را از حوزههای دیگر آبی تامین میکردیم یا آب دریا را شیرین میکردیم میتوانستیم به صورت موردی و مقطعی در برنامهای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت این معضل را تا حدودی حل کنیم، اما حالا پدید آمدن این ریزگردها شوخیبردار نیست، چرا که پیامدهای جبرانناپذیری به بار میآورد و باید برای حل و فصل آن فکرهای اساسی انجام شود چون هر روز برشدت میزان آن افزوده میشود. مثلا طبق بررسیهای محققان از سال 81 تا 87 علاوه برافزایش تعداد وقوع ریزگردها، شدت آن نیز نسبت به سالهای قبل زیاد تر شده واین پیامدها در سه ماه امسال نیز بیش از پیش خود را نشان داده است.
به پیامدهای جبران ناپذیر این ریزگردها اشاره کردید که اگر به موقع تدابیر اساسی برای آن اندیشیده نشود با معضلهای بزرگتری مواجه خواهیم شد. اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی به این پدیده داشته باشیم انتشار ریزگردها طی این چند دهه چه پیامدهایی به دنبال داشته است؟
تعطیلی مدارس، دانشگاهها وادارات دولتی، لغو پروازها، تصادفات جادهای، سختی حمل و نقل زمینی از جمله پیامدهای ملموس این معضل هستند که صدمات زیاد اقتصادی را به پیکره جامعه وارد میکند. مثلا شاید در ظاهر لغو یک پرواز ساده باشد، اما همین لغو پرواز میتواند روند تجارت یک تاجر را مختل کند.انتقال یک بیمار اورژانسی به یک نقطه دیگر را به تاخیر بیندازد. باعث لغو بسیاری از کنفرانسهای علمی شود. کیفیت محصولات کشاورزی، لبنی و فرآوردههای گوشتی را کاهش دهد. جدا از این پیامدها برخی عوارض غیرملموسی هم در آینده تاثیرات خود را نشان خواهد داد که غیر قابل جبران است، مثلا در صورت ادامه انتشار این ریزگردها، سلامت جسمانی بسیاری از بیماران حاد ریوی به خطر میافتد. همچنین در آینده نزدیک علاوه برافزایش تعداد این بیماران، هزینه درمان افراد مبتلا به این عارضه هم به مرز غیرقابل قبولی میرسد. یکی دیگر از مشکلات اساسی ما این است که تصور میکردیم مواد آلوده فضای جنگ در آن منطقه خوابیده است، در صورتی که مواد آلاینده مناطق جنگی و آلودگیهای نفتی از طریق همین ریزگردها از منطقهای به منطقه دیگری در حال جابهجایی است که خود عامل انتقال بسیاری از باکتریها و ویروسهاست و روز به روز بر وسعت این مناطق آلوده افزوده میشود.
شاید یکی از معضلاتی که این اواخر اغلب کشاورزان با آن دست و پنجه نرم میکردند این باشد که محصولاتشان مثل سابق سودآور نیست و برای حل این معضل باید به شهرهای سالمتر مراجعه کنند. شما فکر میکنید ادامه این روند چه مخاطراتی به همراه خواهد داشت؟
مهدیان: منطق حکم میکند برای رهایی از معضل ریزگردها در وهله اول متولی خاصی تعیین شود تا سایر ارگانها و سازمانها تحت نظارت این مجموعه و با تخصیص اعتبار لازم کار تحقیقاتی خود را آغاز کنند
یکی از بحرانهای دیگری که طی این چند دهه آثار خود را نشان داده،کاهش کیفیت و کمیت محصولات کشاورزی و تولید عسل و گرده افشانی گلهاست. زنبورهای عسل نقش سازندهای در تبدیل عسل و گرده افشانی گلها دارند، اما متاسفانه نشستن متناوب گرد وخاک روی گیاهان علاوه بر کاهش توانایی فتوسنتز گیاهان در روند تولید عسل و گرد افشانی گلها و گیاهان تاثیر زیادی گذاشته است. این کاهش عملکرد پوشش گیاهی میتواند بر حیات جانوران،مراتع و دامداری کشور نیز در دراز مدت تاثیر گذار باشد.متاسفانه استمرار این پدیده باعث شده زندگی کشاورزان بویژه نواحی جنوب غربی کشورمان مختل شود و سطح مهاجرتهای منفی کشاورزان برای فرار از این ریزگردها مانند زمان جنگ که عده بیشماری از مردمان نواحی جنگی به شهرهای اطراف مانند تهران مهاجرت کردند،افزایش پیدا کند.در صورتی که اگر فردی کشاورز در زمین زراعی خود به کشاورزی بپردازد و درآمد خوبی داشته باشد و بتواند زندگی خود را بچرخاند هیچ وقت به فکر مهاجرت نمیافتد.متاسفانه امروزه پهنه وسیعی از کشورمان از هجوم این ریزگردها در امان نیست.
شما منشأ اصلی این ریزگردها را از کجا میدانید؟ فکر میکنید چرا کارشناسان ما برای حل این بحران متفقالقول نیستند و نظرها و اقدامات متفاوتی ارائه میدهند؟
طبق بررسیهایی که انجام شده در حال حاضر کشورهای ایران، عربستان، ترکیه و عراق در ایجاد این ریزگردها تاثیر دارند و ریز گردهای داخلی ایران و صحرای آفریقا نیز در دراز مدت تاثیرهای خود را نشان خواهد داد، اما در پاسخ به این سوال که آیا این ریزگردها منشا داخلی دارند یا خیر باید بگویم ریزگردهای مقطعی نشان از محلی بودن دارند، اما این نوع ریزگردها یکپارچه هستند. اگر با هواپیما بر فراز آسمان حرکت کنیم این نوع ریزگردها را مشاهده خواهیم کرد که منشأ محلی ندارد، اما میتوانند ریزگردهای برونمرزی را تشدید کنند. مساله بسیار مهمی که جای تامل زیاد دارد این است که ما متاسفانه مدیریت خاک را در سطح کشور درک نکردهایم و اقدامی برای بهینهسازی محیط خاک انجام ندادهایم، مثلا همه زباله را دفن میکنیم و وقتی تصمیم میگیریم جایی را آباد کنیم ابتدا خاک آن ناحیه را شخم میزنیم و بدون برنامهریزی و در نظر گرفتن ابعاد زیست محیطی آن، اقدام به آبیاری آن ناحیه میکنیم. غفلت از این امر مهم باعث میشود این ناحیه در آینده خود کانون محلی برای ایجاد ریزگردها شود. یکی دیگر از مشکلات ما این است که هنوز بحران ریزگرد را جدی نگرفتهایم. از شرایط پیش آمده و وضع موجود مینالیم، خطر را لمس کردهایم، اما برای رفع آن، برنامه خاص و کار علمی مشخصی نداریم. مثلا الان تمهیداتی از سوی سازمان جنگلها و مراتع ومحیط زیست برای مهار این ریزگردها به انجام رسیده است و معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری هم طرحهایی را مدیریت کرده، اما هیچکدام بهدلیل نداشتن متولی خاص به سرانجام نرسیده است.
به نظر شما برای رهایی از این معضل چه تمهیداتی باید اندیشیده شود؟
منطق حکم میکند در وهله اول متولی خاصی تعیین شود تا سایر ارگانها، سازمانهای مربوط، موسسات و مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها هر یک تحت نظارت این مجموعه و با تخصیص اعتبار لازم کار تحقیقاتی خود را آغاز کنند. پس از آن باید یک برنامه مدون کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طراحی شود تا در یک چشمانداز چند ساله این بحران بخوبی مدیریت و حل و فصل شود. مدیریت بحران ریزگردهای داخلی بویژه ریزگردهای جنوب شرق ایران بهدست خودمان است و برای حل آن مشکلی نداریم، اما برای مدیریت ریزگردهای منطقه، در سطح بینالملل نیازمند تعاملات سیاسی و دیپلماتیک هستیم. در حال حاضر این تعامل برقرار شده، اما هنوز کافی نیست و برای پیشگیری و مهار آن باید از فناوری کشورهای خارج از منطقه کمک بگیریم. همچنین در تمام دنیا وقتی یک ناحیه دچار بحرانهایی مانند سیل، زلزله و جنگ میشود، نیروهای ارتش به طرق مختلف به کمک مردمان آن ناحیه میرود. عوارض این ریزگردها خیلی بدتر از زلزله، جنگ و سیل است، بنابراین لازم است ارتش جمهوری اسلامی هم دست به کار شود و با استفاده از پتانسیلهای بیشتر نیروی نظامی و متخصصان این حوزه به مقابله با این ریزگردها برود.
فرزانه صدقی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: