در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صدا و سیما برای تولید بخشی از برنامههای خود با ارگانهای مختلف دولتی و شرکتهای خصوصی مشارکت میکند، این برنامهها که پیش از هر چیز به نفع ارگان سفارشدهنده است به شیوهای غیر از رپرتاژ آگهی تولید و در واقع برای آنها برنامهسازی میشود.
به عبارتی برنامههایی با عنوان برنامههای مشارکتی ساخته میشود. تولید برنامههای تلویزیونی یک چرخه اقتصادی خوب و در ادامه اشتغالزایی به همراه خواهد داشت. یک پروژه تلویزیونی از مرحله طرح تا مرحله پس از تولیدش به نیروی کار نیاز دارد. نیروی کار این پروژهها هنرمندان و تکنسینهای تحصیلکرده کشور هستند. البته این مساله به شرطی محقق میشود که تولید انحصاری نشود. حال هزینههای این چرخه اگر از سازمانهای مختلف تأمین شود چرخه، چرخه بزرگتری خواهد بود. پس ساخت برنامه مشارکتی گامی به سمت اقتصاد مشارکتی و پویاست. کمپانیهای بزرگ فیلمسازی و تلویزیونی خارجی سالهاست در ساخت فیلمها و برنامههای خود از سیستم مشارکتی بهره میبرند.
همانطور که گفته شد ایجاد بازار اقتصادی پویا از مزایای تولید مشترک است. از دیگر مزایای این شیوه تولید اگر درست به اجرا درآید دخیل بودن سلیقههای مختلف و چندصدایی شدن برنامه است. درست اجرا شدن به این معناست که بار هنری اثر باید بر بخش صنعتی آن بچربد. برآیند کنش و واکنشی که طرفهای بزرگتر و سهامداران اصلی یعنی تولیدکننده و پخشکننده که در ایران صدا و سیما تولیدکننده و پخشکننده برنامههای تلویزیونی است، با شرکتهای شریک که الزاما کوچکتر نیستند، انجام میدهد اثری منعطف و احتمالا جذابتر خواهد بود.
شرکت تولیدکننده راه سختی برای ورود سرمایه به بازار خود میپیماید. یکی از علل ترغیب شرکتهای غیرسینمایی برای سرمایهگذاری در پروژههای سینمایی و تلویزیونی بستری است که رسانه برای تبلیغ در اختیار آنها میگذارد. حال هر چقدر این بستر گستردهتر شود علاقه شرکتها نیز برای سرمایهگذاری بیشتر خواهد شد. ولی باید توجه داشت در نهایت قصد این سرمایهگذاران یا اسپانسرها تبلیغ کالا یا خدماتشان است و نمیتوانند کیفیت برنامه را تضمین کنند. فاکتورهای کیفیت یک برنامه مانند تناسب با بازه سنی مخاطب گرفته و کارگردانی باید به وسیله طرف اصلی(تولیدکننده) و تصمیم گیرنده کنترل و اجرا شود، چراکه در نهایت مسئولیت برنامه پخش شده به عهده آن طرف است.
اگر دلیل سرمایهگذاری شرکتی در یک برنامه تلویزیونی صرفا تبلیغ باشد نباید گذاشت آن شرکت همه بار هنری برنامه را فدای تبلیغات خود کند. این مساله باعث صنعتزدگی هر برنامه رسانهای میشود و نمونههای آن را در شبکههای مختلف سیما و همچنین شبکههای خارجی دیدهایم. این برنامهها به علت تک بعدی بودن بسیار خشک و بیروح است و جز برای معدود افرادی که کالای مورد تبلیغ برایشان جذابیت دارد، مخاطبی ندارد.
یکی از مشکلاتی که در پروژههای مشارکتی از طرف سرمایهگذار پیش میآید، انصراف یا نبود همکاری یا به تعویقاندازی است. پروژههای تلویزیونی و بخصوص برنامههایی که پخش روزانه دارد یا شاید حتی زنده هم باشد همکاری مداوم و فعال سرمایهگذار را میطلبد. اگر سرمایهگذار به هر دلیلی در میانههای پروژه دست از همکاری بکشد صرفنظر از تعطیلی برنامه ضررهای دو چندانی را به پروژه تحمیل میکند.
برای جلوگیری از اینگونه پیشامدها، طرف تولیدکننده در قراردادی، شرایط سختی برای سرمایهگذار تعیین میکند. سادهترین این شرطها تحمیل غرامت به میزان دو برابر هزینه پروژه است که تاکنون برای شرکتهای بزرگ تولیدکننده شرایط خوبی فراهم آورده است. البته اجرای این بند قرار داد هم سلسله شروطی دارد که موضوع بحث این مقاله نیست. در موقعیتی که سرمایهگذار کنار میکشد آوردن سرمایهگذار جدید در بسیاری از موارد دردسر میسازد، چراکه میتواند یکدست بودن برنامه را از میان ببرد. سرمایهگذار جدید علایق و خدمات متفاوتی دارد و برنامه باید باب میل او نیز باشد. البته مدیریت بخش تولیدکننده با چارچوب تعریف شدهاش نباید اجازه این دخل و تصرف را بدهد، ولی پروژههای ضعیف همواره از این مشکل رنج میبرد.
مریم رها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: