در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صد فیلم با پخش هریک از این آثار موجی را به وجود میآورد و منتقدان و نویسندگان سینمایی را تشویق میکرد تا روز بعد درباره اثر پخش شده و مولفش در مطبوعات قلم بزنند.
«سرگیجه» ساخته آلفرد هیچکاک، «شرق بهشت» ساخته الیا کازان، پدرخوانده به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و «بابل» به کارگردانی اینیاریتو از جمله فیلمهایی بود که از این برنامه روانه آنتن تلویزیون شد.
پرونده صد فیلم در سال 88 بسته شد؛ بدون آن که برنامهای در همان سطح و اندازه جایگزینش شود. این خلأ وقتی بیشتر خودش را نشان میدهد که به یاد آوریم در همان سالها برنامههای دیگری همچون سینما یک، سینما چهار و سینما ماورا بود که درپخش فیلمهای برجسته سینمایی با هم رقابت داشتند. این برنامه مخاطبان زیادی را با خود همراه کرده بود و برای حفظ این گروه هر هفته تلاش میکرد فیلمهای باکیفیتی را از آرشیو تلویزیون گزینش کند.
این گونه بود که آخر هفته تلویزیون به جشنواره فیلمهای برجسته ایرانی و خارجی بدل میشد و علاقهمندان سینما از پای تلویزیون دست پر بلند میشدند. اکنون اما وضع بهگونهای دیگر است.
صف تلهفیلمهای در نوبت پخش این قدر دراز است که اگر هر شبکه چند تایشان را هم پخش کند، باز هم تعدادی زیادی پشت دروازه تلویزیون میمانند.
با این حساب در جدول پخش جای خالی برای فیلمهای برجسته خارجی نمیماند و نوبت به فیلمهای هندی و کرهای میرسد که خیلی مورد توجه مخاطبان خاص سینما نیست.
در وضع فعلی وقتی مسعود فراستی در برنامه «هفت» دارد از قاببندیهای جان فورد در فیلم «چه سرسبز بود دره من» تعریف میکند، بیننده تلویزیونی منظورش را نمیفهمد.
فراستی میخواهد با تحلیل یک فیلم استاندارد، سطح سلیقه مردم را ارتقا دهد، غافل از آنکه خیلی از بینندگان فقط نام آن فیلم را شنیدهاند و خودش را ندیدهاند. در شرایطی که بازار نقد و بررسی فیلمهای سینمایی در تلویزیون داغ است، جای خالی پخش فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما کاملا احساس میشود.
احسان رحیمزاده - گروه رادیووتلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: