از آنجا که مهمترین وظیفه معاونت کنسولی وزارت امور خارجه صیانت از حقوق ایرانیان در جهان است و بیش از 400 هزار ایرانی در کانادا بسر میبرند با حسن قشقاوی معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان خارج کشور وزارت امور خارجه به گفتوگو نشستیم و در خصوص اقدامات این وزارتخانه در مورد رسیدگی به حقوق ایرانیان در خارج از کشور سوالاتی را مطرح کردیم.
اگرچه قشقاوی در این مصاحبه ادعا کرد که وزارت امورخارجه ایران در ردیف چند وزارت خارجه بسیار موفق در سطح جهان است، اما نتوانست از گلایه خود از نحوه اطلاعرسانی رسانهها در حوزه کنسولی صرف نظر کند.
معاون کنسولی وزارت امورخارجه تاکید داشت که رابطه گل و بلبلی با کانادا نداشتیم اما در انتظار قطع روابط هم نبودیم.
مهمترین وظیفه معاونت کنسولی وزارت امور خارجه صیانت حقوق ایرانیان در جهان است. به نظر شما در این راستا وزارت امور خارجه موفق عمل کرده است یا خیر؟
معاونت کنسولی سه ادارهکل دارد که عبارتند از اداره کل کنسولی، اداره ایرانیان خارج از کشور و ادارهکل مجلس. وظیفه مستقیم دو ادارهکل کنسولی و ایرانیان خارج از کشور توجه به حقوق ایرانیان، رسیدگی و ارائه خدمات به هموطنان است. همچنین ادارهکل مجلس هم چون با نمایندگان مجلس در تماس است به طور غیرمستقیم به امور هموطنان رسیدگی میکند.
خوشحال هستم که در مجموعه وزارت امورخارجه دریک معاونت و حوزه کاملاً مردمی حضور دارم. اما قطعاً بنا به آمار و ارقام مشخص وزارت امورخارجه ما در ردیف چند وزارتخارجه بسیار موفق در سطح جهان در این موضوع هستیم. دلیل این امر آن است که حدود 3000 نفر از اتباع ما در خارج از کشور زندانی هستند و توانستهایم در سه ـ چهار سال اخیر در 30 تا 35 کشور جهان بین 600 تا 700 و حتی در یکسال تا 800 نفر یعنی حدود یک سوم از ایرانیان زندانی در خارج از کشور را آزاد کنیم. این آمار بالا و قابل توجهی است. البته من محاسبه دقیقی نکردهام اما حداقل به مدد گزارشات میدانی و اطلاع شخصی، فکر نمیکنم به نسبت زندانیانی که کشورهای دیگر دارند کار کمتری کرده باشیم. البته ما در این باره عدد کلی را اعلام میکنیم و عدد جزئی و نام کشورها را نمیتوانیم بگوییم چرا که تا زمانی که خود زندانیان و خانوادههای ایرانی آنها اجازه ندهند، مجاز نیستیم در این باره اطلاع بدهیم و اسامی و کشورها را اعلام کنیم. همین امسال هم حدود 350 نفر را از ابتدای سال تا کنون (آخر شهریورماه) آزاد کردهایم. بعضی از این موارد اعلام میشود و بعضی از آنها چون خود زندانیها و خانوادههایشان تمایلی ندارند اعلام نمیشود.
اما در این میان کاری که رسانههای ما در این باره میکنند و بعضاً انتقاداتی را مطرح مینمایند، قابل تامل است. این نگرانی رسانهها در تمام دولتمردان ما نیز وجود دارد و حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی با احساس دلسوزی و مسئولیتپذیری، رهایی هموطنان زندانی در خارج از کشور را دنبال میکنند.
این اقدام رسانهها هرچند که در ترغیب وزارت امورخارجه به خدماترسانی، قابل تقدیر است و 50 درصد کار رسانهها را تشکیل میدهد اما همه کار نیست. 50 درصدی که در اینباره مطلقاً مورد غفلت قرار گرفته است و در رسانههای ما به آن پرداخته نمیشود برحذر داشتن هموطنان از اقدامات غیرقانونی در خارج از کشور است. این رسانهها قبل از تشویق وزارت امور خارجه به پیگیری وضع این افراد باید آنها را به رعایت قوانین کشورها از جمله عدم ارتکاب جرایمی مثل قاچاق مواد مخدر یا ورود غیرمجاز ترغیب بکنند.
جای این بخش در رسانههای ما خالی است و رسانهها از بس که اشتهای حمایت از هموطنان را دارند و مرتب ما را مورد سوال قرار میدهند از این موضوع غافل شدهاند. واقعیت این است که حمایت از هموطنان ما و آزادی زندانیان ایرانی خارج از کشور کار مطلوب و پسندیدهای است و براساس کنوانسیون 1963 وین و کنسولی جزو وظایف کنسولی مامحسوب میشود اما در عین حال این امر پرداختن به معلول است و علت را از بین نمیبرد. تلاش در حوزه علت و پیشگیری در این نکته نهفته است که باید به خانوادهها و هموطنان توصیه کرد که مراقب باشند تا فرزندان آنها در خارج از کشور مرتکب خلافی نشوند که بی جهت اسباب آبروریزی را برای کشور فراهم کنند. ما توجه به این بخش را تقریباً نداریم.
آیا بخش کنسولی و وزارت خارجه هنگام مراجعه هموطنان ایرانی به این بخش در خصوص مجازاتهایی که در خارج از کشور برای برخی از جرایم وجود دارد به آنها توضیح میدهد؟ به عنوان مثال آیا هموطنانمان مطلع میشوند که قاچاق مواد مخدر در برخی از کشورها مجازات مرگ دارد؟
بله، این یکی از وظایف ماست که آن را انجام میدهیم اما بر فرض محال اگر اصلاً وزارت امورخارجه چنین کاری را نکند این امر باز هم مشکلی ایجاد نمیکند. دلیل آن هم این است که اکثر سفارتخانههای خارجی سایتهایی دارند که قوانینشان را در آن سایتها به بازدیدکنندگان و مسافران عازم به کشورشان میگویند. شما الان اگر در سایت هر کشوری که ویزای آن را بخواهید نگاه کنید در آن همه ممنوعیتها و محدودیتها ی قانونی بیان شده است. متاسفانه بخشی از این اقدامات عالمانه و عامدانه صورت میگیرد وگرنه چه کسی است که نداند حمل مواد مخدر جرم است؟ این جرمی است که 80 درصد زندانیان ما الان به این دلیل گرفتار زندان هستند.
در خیلی از کشورها برای حمل مواد مخدر مجازات زندان در نظر گرفته میشود اما در خیلی از کشورها حمل آن مجازات مرگ دارد این امر را توضیح نمیدهید؟
شاید ایران در ردیف کشورهایی باشد که کمترین مجازات را برای مواد مخدر در نظر گرفته است. کشورهای دیگر از جمله کشورهای همسایه ما در این حوزه سختگیرتر هستند. مثلاً در حال حاضر ما بسیاری از زندانیان ایرانی جرایم مختلف را در عراق آزاد میکنیم اما آقای طالبانی رئیسجمهور عراق گفته است که من یک زندانی مواد مخدر را آزاد و عفو آن را تائید نمیکنم. همچنین در ترکمنستان که همسایه دیگر ما است به شدت در این امر سختگیر هستند.
منظورم این است که معاونت کنسولی نمیخواهد یک راهحلی برای این ناآگاهی مردم پیدا کند؟
حتماً حرف شما درست است. ما باید به فکر راهحلی باشیم اما به نظر شما معاونت کنسولی با این ساختمان پنج طبقه و تعداد محدود کارمند و شخص بنده به عنوان معاون چه کار میتواند بکند؟ چه چیزی میتواند در میان مردم آگاهیبخشی کند؟ این رسانهها هستند که باید ما را در این امر یاری کنند. رسانهها در همه حوزهها نقش دارند. در بخشهای دیگر وزارتخارجه هم اگر ما بخواهیم حرفمان را به گوش مردم برسانیم یا باید از طریق رادیو و تلویزیون اقدام کنیم و یا به روزنامهها متوسل شویم. البته من منکر وظایف ذاتی بخش کنسولی در این زمینه نمیشوم ولی بخش کنسولی فقط میتواند این اطلاعات و محدودیتهای قانونی یک کشور را به اربابرجوع منتقل کند و به تماس تلفنی مردم پاسخ دهد که این اطلاعرسانی، محدود و ناقص است ولی در گفتوگوهای ویژه و مصاحبهها میتوان این مشکلات را برای مردم تشریح کرد. لازم است تا رسانهها بسیج شوند و یک بخش را هم برای توضیح به هموطنانی اختصاص دهند که مرتکب تخلف میشوند. گاهی خود ما در پیگیری حقوق هموطنانمان در مورد تخلفاتی چون مواد مخدر یا پیگیری قتل در خارج از کشور با این سوال از سوی طرف خارجی مواجه میشویم که قوانین داخلی شما در این موارد که سختگیرانهتر است، پس به چه دلیل شما اعتراض میکنید و چه توقعی از ما دارید؟ درست است که وقتی آنها چنین منطقی را مطرح میکنند، ما روی موضع خودمان پافشاری میکنیم و دلیل میآوریم که ایرانیان در کشور شما تبعه خارجی محسوب میشوند و تبعه خارجی را به راحتی نمیشود اعدام کرد و این امر در روابط دوجانبه اثر میگذارد و معنای بدی دارد و ما هم در داخل کشور حتی نسبت به مجرمان قطعی و در معرض اعدام خارجی، ملاحظات روابط دوجانبه را داریم اما این سوال همچنان از سوی طرف خارجی باقی میماند که در مواردی که شما در رسانههایتان تحت عنوان دفاع از حقوق هموطنان مطرح میکنید چرا به هموطنانتان هشدار نمیدهید که این قوانین را رعایت کنند.
یکی دیگر از مهمترین اتفاقاتی که اخیراً در حوزه کنسولی رخ داده است تعطیلی سفارت ایران در کانادا و تعطیلی سفارت این کشور در ایران است. آیا قبل از تعطیلی سفارت شما احتمال چنین اتفاقی را میدادید؟ اگر احتمال میدادید آیا در این رابطه برنامهریزی شده بود یا خیر؟
این نکته مهمی است که در رسانهها مطرح شده است و همین پرسش را برخی از نمایندگان محترم مجلس در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از مقامات ذیربط در وزارت امور خارجه داشتند. واقعیت این است که ما پیشبینی روند تقلیل روابط با کانادا را داشتیم و دلیل آن این بود که این کشور از سال 1996 میلادی به این طرف در این مسیر قرار گرفته بود و هیچ گاه روابط دو کشور ارتقا پیدا نکرد. حتی در ده سال اخیر همواره کانادا بانی قطعنامه حقوق بشری علیه ایران بود و در چهار سال اخیر عملاً روابط ما با کانادا در سطح کاردار بوده نه در سطح سفیر. در ششماه اخیر هم سفارت کانادا به بهانه صرفهجویی، ارائه ویزا به خانوادههای ایرانی مقیم کانادا را به ترکیه منتقل کرده بود و همان موقع ما گفتیم که این اقدام، بهانهای فریبنده و غیرقابل قبول است چرا که معمولاً بخشهای کنسولی درآمد زا هستند نه هزینهزا. کانادا در ظرف یک سال گذشته در ایران حدود دو میلیون دلار درآمد ارزی داشته و صرفهجویی، سخن بیمنطقی است. همچنین آنها ارسال ارز دانشجویی را محدود کردند وحسابهای بانکی بعضی از هموطنان ما را در کانادا بستند. بنابراین اگر از من بپرسید که آیا روند مناسبات روبه کاهش بود باید بگویم که قطعاً این موضوع وجود داشت و ما آن را پیشبینی میکردیم اما صادقانه بگویم که قطع کامل روابط را نه ما پیشبینی میکردیم و نه سفارت کانادا در تهران پیشبینی میکرد. کاردار وقت کانادا درست دو روز قبل از این تعلیق مناسبات و روابط، از مقامات وزارت خارجه و برخی از مسولان دیگر درخواست ملاقات در هفته آینده را کرده بود. چگونه ممکن است یک کارداری یقین داشته باشد که هفته آینده مناسبات دو کشور تعلیق میشود در عین حال تقاضای وقت ملاقات کند؟ با قاطعیت بگویم این بزرگترین دلیل برای این است بگویم نه سفارت کانادا در تهران تعلیق کامل روابط را پیشبینی میکرد و نه سفارت ما در آن کشور منتظرچنین رفتاری بود.
واضح بود که در سالهای اخیر رابطه گل و بلبلی با کانادا نداشتیم ولی ما همواره در مناسبات دیپلماتیک این بیت حافظ را مورد توجه قرار میدهیم که«کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی شوی زکرده پشیمان بهم توانی بست»اما متاسفانه طرف کانادایی به این نکته توجه نکرد و من امیدوارم که ابعاد حقوق بشری اقدام کانادا که همیشه بانی قطعنامه علیه ماست بیشتر در رسانهها مورد بحث قرار گیرد. خارج از بحث سیاسی و روابط و مناسبات دوطرف، با این اقدام کانادا 400 هزار ایرانی از دسترسی اولیه به خدمات کنسولی محروم شدند. کاناداییها برای زهرا کاظمی، یک شهروند به زعم خودشان کانادایی به زعم ما ایرانی، این همه اقدام و فعالیت میکنند و این درحالی است که زهرا کاظمی یک نفر بود اما 400 هزار ایرانی براحتی حقوقشان نادیده گرفته میشود. آیا با همان معیار دموکراتیک موجود در غرب و کانادا، اتاوا از 400 هزار ایرانی نظرسنجی کرده و رفراندمی در میان آنها برگزار کرده است؟ آیا اصلاً اعتنایی به حقوق شهروندی این افراد کرده و دیدگاه این شهروندان را مورد توجه قرار داده است؟ قطعاً این کار را نکرده است و این اقدام با همه معیارهای حقوق بشری جامعه دموکراتیک و مدنی در تضاد است.
در حال حاضر این 400 هزار ایرانی در کانادا چطور مسائل کنسولی خود را حل میکنند. بخصوص آنکه کانادا کشوری دورافتاده است؟
ما چون متاسفانه قبل از کانادا تجربه انگلیس را هم داشتیم از آن تجربه استفاده کردیم. بعد از واقعه تعلیق روابط ایران و انگلیس، بلافاصله ستاد انگلیس را در همین ساختمان معاونت کنسولی وزارت امورخارجه تشکیل دادیم و آن فردی را که مسئول کنسولی ما در انگلیس بود به عنوان رئیس ستاد تعیین کردیم. نتیجه طبیعی این فرایند این شد که خیلی از مشکلات کنسولی در این زمینه حل شد. یعنی 70 تا 80 درصد و بخشی از کارهایی را که سفارت انجام میداد مثل صدور گذرنامه بر عهده همین ستاد گذاشتیم و در آنجا انجام شد. ما به هموطنان مقیم انگلیس اعلام کردیم که در صورتی که حتی زمان گذرنامههای آنها منقضی شده است به ایران بیایند تا در ایران برای آنها سریعاً گذرنامه صادر کنیم. در مورد شناسنامه و اسناد دانشجویی نیز به همین گونه عمل کردیم. چنین اقدامی 70 تا 80 درصد کار را راه انداخت. همین تجربه را میخواهیم در خصوص هموطنان مقیم کانادا اجرا کنیم. بزرگترین مشکلی که ممکن است ماجرا را برای هموطنان ما پیچیده کند اسناد کنسولی است. خوشبختانه سفارت ایران در کانادا اقدام بسیار خوبی انجام داد و این اسناد و پروندههای کنسولی را در بایگانی اسکن کرد. این اسناد در نرمافزارهایی در اختیار ما است و خیلی راحت میتوانیم اقدامات کنسولی را انجام دهیم.
خیلی از خانوادههایی که فرزندان آنها در کانادا هستند نگران مشکلات ارزی و قطع بورسیه تحصیلی فرزندانشان هستند؟ همچنین نگرانند که درصورتی که فرزندانشان به ایران مراجعت کنند امکان بازگشت دوباره آنها به کانادا نباشد در این مورد چه تمهیداتی اندیشیدهاید؟
چرا امکان بازگشت این افراد وجود نداشته باشد؟ دولت کانادا نمیتواند آنهایی را که ویزای کوتاهمدت دارند نپذیرد و این امر خلاف همه قواعد بینالمللی است و من فکر نمیکنم که این موضوع جای نگرانی داشته باشد. افرادی هم که ویزا ندارند میتوانند تقاضای ویزا کنند.
شما به تشکیل ستاد ویژهای در معاونت کنسولی و امور ایرانیان خارج از کشور وزارت امورخارجه برای اتباع ایرانی مقیم کانادا اشاره کردید. این ستاد دقیقاً چه اقداماتی را انجام میدهد؟
برای این ستاد خط تلفن و ایمیل اعلام کردیم و مرتباً با آن در تماس هستیم. این ستاد کارها را به حوزه مربوطه ارجاع میدهد مثلا کار دانشجویی را به حوزه دانشجویی و صدور گذرنامه را به حوزه صدور گذرنامه ارجاع میدهد و در واقع یک جعبه تقسیم مناسبی است تا مشکلات هموطنانمان را به بخشهای ذیربط ارائه دهد.
اگر کسی نتواند به ایران مسافرت کند برای حل مشکلاتش باید چه کند؟ آیا میتواند در کشوری همسایه این مشکل را رفع کند؟
بله. بسیاری از خدمات ما در سفارتخانههای کشورهای همجوار یا کشورهای دیگر نیز ارائه میشود. هر ایرانی در هر کشوری به بخش کنسولی مراجعه کند از همان کشور کارهایش انجام میشود.
در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس که پیرامون این رفتارهای کانادا و قطع ارتباط این کشور صحبت شد چه مباحثی بیشتر مورد توجه قرار گرفت؟
حسن قشقاوی: 80 درصد زندانیان ما در خارج از کشور به دلیل قاچاق مواد مخدر گرفتار زندان هستند لازم است تا رسانهها بسیج شوند و یک بخش را برای توضیح به هموطنانی اختصاص دهند که در خارج از کشور مرتکب خلاف میشوند
در این جلسه مقداری درباره چرایی و علت این تحولات صحبت کردیم. بر اساس همین دلایلی که قبلاً هم مقامات کشورمان اعلام کردند پس از بررسیها به این نتیجه رسیدیم که قطعاً برگزاری موفقیتآمیز اجلاس عدم تعهد یکی از دلایل این امر است. همچنین حمایت این کشور از صهیونیستها و ایدئولوژی نئومحافظهکارانه آقای هارپر، نخستوزیر کانادا که بسیاری او را فرزند ذهنی جورج بوش میدانند از دیگر دلایل این اقدام بهشمار میآید. واقعیت این است که دیدگاه جناح حاکم کانادا نهتنها نسبت به ایران بلکه نسبت به سایر مسلمانان نیز یک دیدگاه مناسبی نیست. شما میدانید بر طبق گزارش گزارشگران رسمی حقوق بشر سازمان ملل، کانادا یکی از ناقضان اصلی حقوق بومیان است. این حرف ما نیست، این گزارش مکتوب سازمان ملل است و این روند هم بعد از روی کار آمدن این دولت محافظهکار رو به رشد است. طرح ادعاهایی از جمله اینکه دیپلماتهای کانادایی در ایران امنیت نداشتند و امثال آن نمیتواند ادعای موجه و واقعبینانهای باشد. این اقدام با طرح مسائل هستهای ایران چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ آیا سایر کشورهای خارجی که در ایران سفارت دارند موضوع پرونده هستهای ایران را نمیدانند؟ پس چرا هیچکدام از این کشورها چنین اقدام عجولانهای را مرتکب نشدهاند. چنین دلایلی در کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح شد و بیپایگی این استدلالها نشان داده شد. در عین حال نمایندگان محترم هم دغدغه خدمات کنسولی و حقوقی 400 هزار هموطن مقمیم کانادا را داشتند که قرار شد با توجه به بضاعت موجود به مکانیزمهایی بیندیشیم که در شرایط فعلی، بیشترین خدمات با سهلترین راه را داشته باشیم.
کانادا ایتالیا را به عنوان حافظ منافع خود معرفی کرده و سخنگوی وزارت امورخارجه هم گفت که این اقدام باید بهشکل رسمی و هماهنگی دو طرف انجام شود آیا در ارتباط با اقدامات کنسولی هم این موضوع به همین شکل است؟
در قواعد بینالمللی، حافظ منافع بیشتر به منظور انجام کارهای کنسولی تعیین میشود و البته حفاظت منافع حتماً نیاز به توافق دو کشور دارد. غیر از این حفاظت منافع معنایی ندارد. آنچه که سخنگوی وزارت امورخارجه به درستی بیان کرد این است که هیچ توافقی بین ما و کانادا بر سر کشور خاصی به عنوان حافظ منافع آنها در ایران یا به عنوان حافظ منافع ما در اوتاوا هنوز صورت نگرفته است و این حرف درستی است.
آیا ایتالیا به عنوان حافظ منافع کانادا از سوی ایران پذیرفته میشود؟
این موضوع هنوز از سوی هیچ کانال رسمی مطرح نشده است و طبیعی است که بعد از مطرح شدن رسمی، ابعاد مختلفی به خود میگیرد.
تعدادی از ایرانیان در آمریکا به خاطر سیاستهای دولت این کشور علیه ایران در این کشور زندانی هستند یا در زندان دیگر کشورها در آستانه استرداد غیرقانونی به آمریکا هستند. در مورد این افراد چه اقداماتی انجام دادهاید؟
ما از هر اقدامی که واقعاً باعث رهایی این افراد بیگناه شود دریغ نمیکنیم. همین اجلاس عدم تعهد فرصتی بود تا با برخی از کشورها که چنین موضوعی در خصوص آنها صدق میکند و امکان استرداد برخی از اتباع ما از آنجا به آمریکا وجود دارد مذاکرات دوجانبه انجام دادیم و تاکید کردیم که دادگاههای عادلانه با اخذ وکلای مناسب از سوی خانوادهها برگزار شود و این کشورها تحت تاثیر ادعاهای واهی و نخنمای آمریکا قرار نگیرند. خیلی از این افراد مثل خانم شهرزاد میرقلیخانی یا آقای اردبیلی که آزاد شدند گفتهاند که این ادعاهای آمریکا، ادعاهای درستی نبوده است. یکی از کارهایی که ما در این رابطه انجام دادیم در زمان سفر آقای بان کی مون به تهران بود. برخی از خانوادههای این افراد که من مجاز نیستم نام آنها را ببرم نامه مکتوبی به دو زبان انگلیسی و فارسی به بانکی مون دادند و از او خواستند تا از نفوذ خودش به عنوان دبیر کل سازمان ملل استفاده کرده و این روند را متوقف کند.
آخرین خبر شما از وضع ایرانیان ربوده شده در سوریه چیست ؟ آیا آنها سالم هستند؟
هیچ منبع رسمی از جمله طرف سوری تا امروز اعلام نکرده است که این افراد کشته شدهاند. برعکس ما خبر از زنده بودن آنها داریم. تقریباً مشخص است که ربایندگان از کدام گروه هستند و تجربه خوبی در رهایی بقیه زائران ایرانی داشتیم و همان مکانیزم را با طرفهای سوری دنبال میکنیم و پیگیر هستیم تا انشاالله این عزیزان هرچه زودتر به خانواده خودشان بازگردند.
خواسته گروگانگیران سوری چیست؟
ممکن است خواستههای مختلفی از ریز تا درشت داشته باشند ولی فعلاً و در درجه اول توجه ما به آزادی ربودهشدگان است. خیلی کلی عرض میکنم که ما همان مکانیزمی را که بهوسیله آن توفیق داشتیم زائران قبلی را آزاد کنیم درباره بقیه اتباع ربوده شده کشورمان هم پیگیری میکنیم.
همکاریهای دولت ترکیه همچنان در این باره ادامه دارد؟
در موارد قبلی ترکیه به ما کمک کرد و امیدواریم که این بار هم این کمکها ادامه داشته باشد.
وضع ایرانیان ربوده شده در لیبی به کجا انجامید ؟ هر روز گفته میشود که این گروگانها بزودی آزاد میشوند. پس چرا این اتفاق رخ نمیدهد ؟خواسته گروگانگیران در لیبی چیست؟
اینکه هر روز گفته میشود اتباع ایرانی بزودی آزاد میشوند برای این است که هر روز مقامات لیبیایی به مقامات ما این وعده را میدهند و ما هم بر اساس شنیدهها و اظهارات مقامات مسئول لیبی که چند بار گفتهاند گروگانهای ایرانی بزودی آزاد میشوند این خبر را اعلام میکنیم. آنچه که مهم است این است که به لطف الهی این افراد سالم هستند و تقریباً آن گروه اصلی که این افراد را ربوده مشخص است. تا کنون این افراد حداقل دو بار با اعضای خانوادهشان در تماس بودهاند و این جای خوشحالی دارد. از طرف دیگر، هم در سفری که بنده به لیبی داشتم و هم در دیداری که وزیر امور خارجه کشورمان درحاشیه اجلاس جده با همتای لیبیایی خود داشت در باره آزادی این افراد گفتوگوهای بسیاری شد. همچنین در گفتوگوی تلفنی ریاست مجلس کشورمان با رئیس مجلس موسسان لیبی این موضوع مطرح شد. در دیداری هم که آقای صالحی در اجلاس عدم تعهد با وزیر امورخارجه لیبی داشت دراین باره صحبت شد و یک جلسه پنج جانبه متشکل از دبیر کل سازمان صلیب سرخ جهانی، وزیر خارجه لیبی، مسئولان هلالاحمر ایران، مسئولان وزارت امورخارجه و خانواده ربودهشدگان در محل هلال احمر ایران برگزار شد و صحبتهایی در این باره شد. ملاحظه میکنید که این مساله در همه سطوح، بررسی و پیگیری میشود.
اینکه گفته میشود گروگانگیران لیبیایی خواستار مبادله گروگانهای ایرانی با گروهی از زندانیان لیبی در عراق هستند صحت دارد؟
این گروگانگیران خواستههای متنوعی را در این باره دارند. شما میدانید که دولت عراق دولت مستقلی است و ما به آنها گفتیم که کسی نمیتواند خواستههای خود را به یک دولت مستقل دیکته کند. با این حال چون آزادی انسانها یک عمل انسانی است ما در موضع انسانی و خارج از اینکه هیچ ارتباطی با این بحث داشته باشیم در این باره صحبت میکنیم. اتباع ایرانی ربودهشده در لیبی که عموماً پزشک و از مقامات هلال احمر بودند و برای کار انسانی رفتند با موضوعی که گروگانگیران لیبیایی درباره زندانیان خود در عراق میگویند هیچ ارتباطی ندارد اما ما به عنوان جمهوری اسلامی و به عنوان یک عمل انسانی تلاش میکنیم که اسباب رهایی این زندانیان در کشور دوست عراق را هرچه زودتر فراهم کنیم.
آخرین وضع زندانیان ایرانی در عربستان چیست؟ پیگیریهایتان در خصوص اتباع کشورمان که در عربستان اعدام شدند به کجا انجامید؟ در حال حاضر چند زندانی در عربستان داریم؟
ما حداکثر 35 نفر زندانی در این کشور داریم و این عدد ممکن است که یکی دو تا اینطرف و آنطرف شود. خوشبختانه عربستان با سفر هیات کنسولی ایران موافقت کرد و این افراد منتظر دریافت ویزا هستند. عربستان کلیات آمادگی خودش را در این باره اعلام کرده و به محض اینکه جزئیات آمادگیاش را نیز دراین باره اعلام کند این هیات اعزام میشود. یک بخش از وظیفه این هیات رسیدگی به وضع زندانیان ایرانی در عربستان و بخش دیگر پیگیری وضع آن افرادی است که اعدام شدند که انشاالله آن را پیگیری خواهیم کرد.
مذاکرات مربوط به موافقتنامه استرداد مجرمین بین ایران و عربستان به کجا کشیده است؟
ما پیشنویسها را ارائه دادهایم ولی طرف سعودی هنوز جوابی در این باره نداده است. ما همواره از سه موافقتنامه معاضدت قضایی، استرداد مجرمین و انتقال محکومین نه تنها بین ما و عربستان بلکه با همه همسایگان استقبال میکنیم.
به نظر میرسد که بین اقدامات شورای عالی ایرانیان و معاونت کنسولی به نوعی تداخل وجود دارد. این موازیکاری را چگونه برطرف میکنید؟
من این موضوع را بارها توضیح دادهام. کارهای کنسولی و به عبارتی کارهای وزارت امور خارجه راجع به هموطنانمان را هیچ ارگانی به جز وزارت امور خارجه انجام نمیدهد. یعنی قوانین ما همچنان در حال اجرایی شدن است و ساختار تشکیلاتی ما حتی در تغییر ساختار جدید وزارت امور خارجه هم هیچ تغییری پیدا نکرده است و ما همچنان همان اداره کل ایرانیان را داریم. حتی این اداره در یکسال اخیر دوباره احیا شد و در همان موقعی که بحثهای تداخل و موازیکاری مطرح میشد همه شاهد بودند که همان اداره کل ایرانیان به کار خودش ادامه میداد. من صادقانه بگویم ما در رابطه با کار وزارت امور خارجهای، هیچ احساس تداخلی نداریم. شورای عالی ایرانیان خارج از کشور از سال 79 در هیات دولت تصویب شد و از زمان دولت آقای خاتمی این بحث مطرح شد و حتی آئیننامه آن هم در آن دولت در سال 83 تصویب شد و از آن زمان با هدف کاری فراتر از وزارت امور خارجه در رابطه با ایرانیان فعالیت میکند. از جمله سرمایهگذاری و همایشها در برنامه کار این شورا قرار دارد و این اقدامات تداخلی با کار وزارت امور خارجه ندارد بلکه یک کار اضافی و توقع بالاتری در رابطه با هموطنانمان است. با وجود این شورا ما در انجام وظیفه خودمان نسبت به هموطنان احساس تنگنا نکردهایم و الان هم این احساس موازیکاری و کار زائد را نداریم. ما همین کاری را که 20 سال قبل میکردیم الان هم انجام میدهیم.
اینکه شورای عالی ایرانیان با بسته شدن سفارت ایران در کانادا اعلام میکند که به امور ایرانیان مقیم کانادا رسیدگی میکند موازیکاری نیست یا اینکه شما اشاره میکنید که شورای عالی ایرانیان کار اضافه انجام میدهد به نظر شما ضرورت دارد؟ آیا این کارهای اضافی را معاونت کنسولی نمیتوانست انجام دهد؟
در شورای عالی ایرانیان، شش کارگروه تشکیل شده است و هیچ وزارتخانهای احساس نمیکند که به خاطر این شورا وظیفه ذاتیاش مورد حمله قرار گرفته است. یکی از این کارگروهها، کارگروه کنسولی است و رئیس این کارگروه، وزیر امور خارجه است. دبیر این کارگروه، مدیرکل ایرانیان است. یکی دیگر از کارگروهها، کارگروه قضایی و حقوقی است که رئیس این کارگروه، وزیر دادگستری است و دبیر آن معاون وزیر دادگستری است. کارگروههای دیگر نیز به همین شکل هستند. پس ببینید شورای عالی ایرانیان نیامده است به وظیفه ذاتی وزارتخانههای دیگر تعرضی کند و فکر میکنم عمدتا ً نقش جعبه تقسیم را دارد که به وزارتخانههای مختلفی که کارشان با ایرانیان است این موضوع را ارجاع میدهد. الان هم که شماره 2771 را به عنوان گروه تماس با ایرانیان اعلام کردهاند بیشتر نقش تقسیم کار را دارد و درخواستها را پرینت میگیرد و مسائل کنسولی را به ما میدهد، سرمایهگذاری را به وزارت اقتصاد میدهد به همین ترتیب. اینطور نیست که الان کار شش وزارتخانه در رابطه با ایرانیان خارج از کشور تعطیل شده باشد.
کتایون مافی - گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم