پُستخانه

کد خبر: ۵۰۴۴۸۳

ا.ب.گلشن: 1-ساده باشیم، همچون بارش باران. در هر کجا که هستیم، در هر کجا که باشیم. تولدی دیگر. رویش دوباره. خواستن و خواسته شدن. بودنی دوباره... و این چنین جاودانه شویم 2-آری ای دوست. گذشته‌ها را رها کن. به آینده‌ای روشن بیندیش. به همة مردم شهر عشق بورز. نگو نمی‌شه. نگو کو گوش شنوا. نگو همه خوابن. نگو هیچ‌کس مرا نمی‌فهمه. فکرت را، نگاهت را، شست‌وشو بده!

مرضیه، 22 ساله: (یه متن فرستادم، خوشحالم می‌کنید اگه نظرتون رو بگید:) رفته‌ای و من هر روز، تکه چوبی به دست می‌گیرم و خاطراتمان را زیر و رو می‌کنم​ تا آتش عشقت در قلبم شعله‌ورتر شود. به یاد داشته باش که منتظرت هستم؛ تا قلبم خاکستر نشده، قبل از هجوم باد فراموشی برگرد...

زیر هم ننویس، یه وخ کسی گمون نکنه شعر می‌گی! خیام هم اومده هی سقلمه می‌زنه می‌گه: بهش بگو از موضوعات احساساتی هم اگه می‌نویسه یخده نوآوری کنه! (ولش کن خیام رو، تو کار خودت رو بکن، ناراحتی نداره که!)

غ. از تهران: انگار که در قلب من جشنی برپاست. ضربان قلبم صدای پای ده​ها نفر است. هنوز با تو در میان نگذاشته‌ام چون این جشن تولد توست. نمی‌دانی برای این‌که تو این شمع​ها را خاموش کنی چند تا شمع روشن کرده‌ام. به امید صد ساله شدن عشقمان در کنار هم.

سیاه و دل سفید: آرزو کردم بباری بر آسمان باغ قلبم تا به بار نشیند درختان پر میوه و پر ثمر، و نیز گل​ها پر از رنگ و عطر و لطافت [تو شوند] و رنگ گیرد آسمان زندگی‌ام از ریزش قطرات لطیفت و آرامش گیرد زندگی پر تلاطمم. باریدی و باریدی اما باران رحمت نبودی. تگرگ فصل شکوفه [بودی] و از بارشت می‌رود که باغ دلم کویری شود که هرگز در آن، هیچ نروید، هیچ!

یُمنا، 21 ساله از مشهد: تو ندانستی و یکمرتبه در قعر دلم افتادی!/ به دلم لطمه‌ای از عشق زدی، کنج دلم لم دادی/ نه که شیرین شده‌ام عاشق و دلداده و شیدا باشی/ تیشه بردار که بر کوه غم و ماتم من فرهادی/ تو که بی‌فاصله در خشت وجودم و نگهم جا داری/ اگر از من بگریزی به من آوار شود آبادی/ ساده در آمد و شد بودی و یکباره چرا احساسم/ به اسیری تو آمد و چه مسلوب شد این آزادی/ چه رها گشته‌ام از میل تو و حس غریبت بر من/ و چو برگی که وزانم برسانم به خودت با شادی.

حدیث مطالبی: دایی هم دایی​های قدیم... که به عشق خواهرزاده‌ش دوشنبه‌ها زودتر از همیشه می‌ره جام‌جم می‌گیره بلکه اسمش رو جزو بروبچه‌ها ببینه و وقتی چند هفته خبری ازت نباشه، تماس بگیره و بگه: دایی جون خیلی وقته غیبت داریا! ما رو معتاد چاردیواری کردی و خودت در رفتی. گاهی هم واسه پاسخگو خط و نشون بکشه که: همه‌ش یه جوابی تو آستینش داره واسه‌ت! چقدر این احساس خوبه که بدونی یکی هست که از ته دلش دوستت داره. خان دایی ثابت کرده که می‌شه فاصلة 350 کیلومتری رو به یه چشم به هم زدن رسوند و دلتنگی رو از دل کند.

این همون داییه؟ اون دایی چن سال پیشاااا؟ مث سابق، هنوزم خوانندة این صفحه و نوشته‌های بروبچ و چرت و پرتای پاسخگوی بیسوادش مونده؟ ئووووه! چی بااااحاااال! آقا ساملیک! ارادت‌هاااا... (زبون من در برابر شما لُنگ و آستین میندازه)

زهرا نصیری: وقت مهتاب شد و دل بهانة دیدن یار را کرد. گفتمش یار کجاست؟ دلبر و دلدار کجاست؟ فرسنگ​ها دارد او فاصله با من. نکند بی‌من او هوای یار دگر کند؟ نه... که درکش سنگین است. یارم از بخت بدم این‌گونه دور است ز من. هوای غربت آنجا بر غم دلدارم افزود اما نمی‌داند که من هر لحظه و هر جا که هست هستم و نفس نفس برای عشق لحظه‌شماری می‌کنم [...]. من برایت جان دهم تیرگی​ها را با قلب روشنم من جان دهم. اما افسوس که این یک رؤیاست. رؤیای خیالی من در یک شب مهتاب.

فقط می‌شه بگی قبل از خواب، شام چی خوردیییی؟ هوم؟!

شب جنگلبان: [...]ببینم ما رو به یاد آوردی؟ فک کنم بله با این احوالپرسی​ها! [...]ببخش که پیامی و نامه‌ای ندادم ولی به جون خودم همیشه به یاد تو و همة بروبچه‌های عزیز بودم و به یاد قدیما و خاطره‌های قشنگ و تلخ خوش بودم و هستم. می‌دونی خاطره تلخه چی بود؟ اگه گفتی؟ یادته یه روز نوشتی که می‌رم برای همیشه؟ یادت اومد؟ اگه بدونی چی به روز من و خیلی از بروبچه‌ها آوردی، هیچ وقت خودت رو نمی‌بخشی. ســــــیب! شوخی کردم به دل نگیر[...]. به همة بروبچه‌ها سلام برسون.

درسته آلزایمر دارم، ولی دیدم که دیگه دست مردم! (آها... اون یه چیز دیگه‌س؟ خب حالا! حتماً باس آبرومونُ ببره!) کلبه‌ت چطوره راستی؟ (معلومه حرفُ عوض کردم؟!) رابینسون کروزوئه که بداخلاقی نمی‌کنه؟! هوووم؟

نسیم، 16 ساله از مریخ: [...]هی گم می‌شی و بعدش یهویی پیدا می‌شی، منُ می‌رنجونی. بگذریم. واسه این حرفا اینجا نیستم. فقط می‌خوام بگم عزیز دلم، هر کاری هم کنی، بالا بری و پایین بیای، آخر آخرش ور دل خودمی![...]

گمشده در کویر: تو حسامی هستی؟ پاسخگو خانه بروبچ؟ من 8 یا 9 ساله با این خونه هستم. اگه درست گرفتمت اسمم رو تو پستخانه بنویس.

دِ نه دِ... من غرق‌شده در دریام! خُ الان تو گم شدیییی یاااا من؟! گرفتی ما رو یا بازم من؟!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها