در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمعه شب، شبکه دوی سیما فیلم «زخم شانه حوا» ساخته حسین قناعت را پخش کرد. فیلمی که میتوان آن را به نوعی ادامه هور در آتش دانست. در زخم شانه حوا، عشق مادر به فرزند به نمایش گذاشته شده است. مادرانی که فرزندان خود را راهی جنگ میکردند به این امید که پسرهای آنها بعد از مبارزه با دشمن به خانه برگردند، اما جنگ معادلات خود را دارد. آنها که به جنگ میروند امکان دارد مجروح، اسیر یا شهید شوند. کسی که به جبهه میرود یک طرف ماجراست و کسانی که چشم انتظار او میمانند، روی دیگر ماجرا. در این میان آنانی که بیشتر از همه بارانتظار را بر دوش میکشند، پدر و مادر رزمنده هستند و زخم شانه حوا، تصویرگر مادرانی است که در غم فراق فرزند میسوزند. مادری نمیتواند شهادت پسرش را برتابد و مجنون میشود. ننه حسین (آهو خرمند) دلتنگ پسرش است که دو سال است او را ندیده. یک بار به او گفتهاند پسرش شهید شده و برای او مزاری هم ساختهاند، اما یک روز قاصدی میآید و میگوید آن کسی که دفن شده، پسر ننه حسین نیست. حسین اگر شهید نشده پس شاید زنده باشد. همین شاید، ننه حسین را به جبهه میکشاند. او در مسیر رسیدن به جبهه با زنان مختلفی روبهرو میشود. زنانی که به جبهه میروند تا در کنار همسر خود باشند و زنانی که در اوج جنگ در دزفول ماندهاند تا برای رزمندهها غذا بپزند، لباس بشورند و...، ننه حسین زنانی را میبیند که از عراق به صورت غیرقانونی به ایران میآیند تا با مردان خود که در ایران اسیر هستند، دیدار کنند. در پایان فیلم زنی عراقی با ننه حسین روبهرو میشود که از سردلتنگی به مرداب زده تا به ایران برسد و پسر خود را ببیند. همه زنان فیلم زخم شانه حوا دلتنگ فرزندانشان هستند. آنها همه سختیها را به جان میخرند تا حتی اگر شده برای یک بار فرزند خود را ببینند. زخم شانه حوا، ستایش عشق مادرانی است که فرزندان خود را راهی جنگ کردند، در حالی که همه معادلات جنگ را میشناختند.
طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: