در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آزادی قلم و بیان که یکی از انواع آزادیهای سیاسی است بر اساس حق طبیعی ـ الهی محدود میشود. مصالح فردی و اجتماعی انسانها اقتضا دارد که آزادی قلم و بیان به صورت بیحد و حصر نباشد؛ همچنان که حق الهی نیز آن را به رسمیت میشناسد؛ علاوه بر این، عقل و تکاملگرا بودن انسان اقتضا دارد که بشر، آن دسته از دیدگاههایی که مطابق ضوابط عقلی نبوده و در راستای تکامل انسانی قرار ندارد، منتشر و بیان نکند.
افزون بر اینکه حقوق جامعه عمدتا در قالب قوانین اجتماعی و موازین اخلاقی بیان میشود، از این رو آزادی بیان و قلم نیز محدود به قوانین و موازین اخلاقی است. بنابراین، مصالح فردی و اجتماعی، حقوق الهی، ضوابط عقلی، رشد و تکامل انسانی، قوانین اجتماعی و موازین اخلاقی، نظم اجتماعی، امنیت ملی و تمامیت ارضی از مهمترین حقوق جامعه محسوب میشود که آزادی بیان و قلم را محدود میسازد.
توهین به مقدسات یک امت به نام آزادی قلم و بیان در هیچ منطقی جای ندارد. مصلحت انسانها اقتضا دارد که کنار هم به صورت مسالمتآمیز زندگی کنند و از درگیری و نزاع بپرهیزند.
فرد با توهین به دیگران، روحیه پرخاشگری خود را تقویت میکند و این چیزی جز ناآرامی و درگیری با وجدان را در پی نخواهد داشت. کرامت ذاتی انسان اقتضا دارد که از آبرو و حیثیت او دفاع شود.
آیا میتوان به نام آزادی، حیثیت و آبروی افراد را زیر سوال برد؟ آیا مدافعان حقوق بشر غربی در مقابل فردی که به آنها توهین میکند، سکوت میکنند؟ گرچه قلمروی آزادی سیاسی در فلسفه سیاسی اسلام و لیبرالیسم در مواردی افتراق دارد، اما نمیتوان به تباین کلی آنها باور داشت.
فلسفه سیاسی اسلام و لیبرالیسم در حق طبیعی بودن آزادی، توجه به مصالح اجتماعی و مصالح مادی اشتراک دارند و اسلام علاوه بر موارد فوق به حق الهی، مصالح فردی و مصالح معنوی نیز معتقد است.
حتی بر مبنای حقوق لیبرالیسم که آزادی سیاسی را به حق طبیعی، مصالح اجتماعی و مصلحت مادی محدود میسازد، توهین و افترا به افراد دیگر پذیرفتنی نیست.
اینکه حکمرانان آمریکا به نام آزادی از جلوگیری از پخش فیلم توهین به پیامبر اعظم (ص) سر باز میزنند، این یک ژست دموکراتیک است که هیچ مبنای نظری ندارد.
اگر نقدی به اسلام یا پیامبر(ص) میشد هرگز چنین عکسالعملی را در پی نداشت. مسلمانان همواره از هر نقد منطقی و گفتوگوی منطقی حمایت میکنند. آن گاه که منطق تمام شود، نوبت به توهین و فحاشی میرسد.
چگونه است که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر، توهین به فردی که رحمت عالمیان است و صدها میلیون انسان، شیفته اویند را دفاع از آزادی مینامند.
بر هر انسان عاقلی پوشیده نیست که گستاخی و بیحرمتی با آزادی تفاوت ماهوی دارد.
بیشک تمام آزادیخواهان جهان، این اقدام شرمآور را محکوم میکنند و تاریخ، گواه منفعتطلبی و زورمداری سردمداران غربی خواهد بود.
دکتر رجبعلی اسفندیار - عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: