در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مقدمه را نوشتم که برایتان از تجربه شخصی یک دوست بگویم که ممکن است به کارتان بیاید.
شاید حالا بازدید از برج میلاد تهران ـ که با شکوه بر فراز تپههای حاشیه دو بزرگراه همت و حکیم خودنمایی و دلبری میکند ـ برای ما پایتختنشینها کمی عادی شده باشد، اما بیشتر مهمانانی که از شهرستان به تهران میآیند، علاقهمندند این نماد پایتخت را که اکنون به یک مرکز زیبای گردشگری تبدیل شده، از نزدیک ببینند.
دوستی تعریف میکرد هفته گذشته جمعی از اقوام شهرستانی مهمان خانه آنها بوده و اظهار تمایل کردند از برج میلاد بازدید کنند. بگذریم که ورودی این برج، آن هم فقط تا طبقه «دید باز» کمی برای اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه سنگین است ( نفری 9000تومان)، اما به هر حال دنیا دیدن به از ندیدن است.
او میگفت: وقتی راهنمای تور، در جمع بازدیدکنندگان تاکید کرد بیماران قلبی و کسانی که از بیماری فشار خون یا فوبیای ارتفاع رنج میبرند، بالای برج نیایند، اکثر قریب به اتفاق حاضران چنین توصیهای را جدی نگرفتند و از آنجا که دوست داشتند خودشان تجربه کنند، با آسانسور سریعالسیر برج در عرض چند ثانیه به بالا رفتند و وقتی ناگهان ارتفاع گرفتند و تهران بزرگ زیر پایشان نمایان شد، تعدادی دچار تهوع، سرگیجه و افزایش فشار خون شدند و مجبور گردیدند سریع برگردند و به درمانگاه بروند. این دوست تاکید میکرد گاهی لازم است به توصیهها و تجربههای دیگران توجه کنیم تا کمتر آسیب ببینیم.
راستی این تجربه مرا هم خوب است بدانید که برای رفتن به برج حتما یک آبنبات کوچک در دهان بگذارید تا دچار گرفتگی گوشها نشوید، هرچند زیباتر این است که مسوولان شهرداری از محل آن 9000 تومان ناقابل با یک آبنبات از مهمانان خود پذیرایی کنند. این هم تجربه زیبایی میتواند باشد، اینطور نیست؟
مرتضی فغانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: