اتمام حجت:
اگر گویی که بتوانم، قدرم در نه که بتوانی
وگر گویی که نتوانم، برو بنشین که نتوانی!
الان ما با یک همچین وضعی گرفتاریم، یعنی که دوست نداریم وارد یک مقوله ورزشی نامربوط به ما شویم، اما دوست هم نداریم که از بیخ ساکت بنشینیم و یک کلمه هم بر زبان نیاوریم. مگر حضرت سعدی نفرمود: «کنونت که امکان گفتار هست/ بگو ای برادر به لطف و خوشی»؟... خب چه زبانی لطیفتر و خوشتر از زبان و بیان طنز؟ حالا ما خودمان هیچ، فلذا حق بدهید اگر ما نیز در راستای فوتبال کشورمان یک دو سه جملهای ذکر مصیبت کنیم.
خبر ورزشی:
طبق آنچه که در جراید روزهای گذشته آمده است، بعد از باخت شاهکار تیم ملی فوتبال مقابل تیم فوتبال لبنان ـ که این بار به معنایی دیگر باید گفت: جانان من، اندوه لبنان کشت ما را! ـ منتقدان و کارشناسان فوتبالی بسیاری، حضور یک مربی ایرانی کاربلد را در کادر فنی تیم ملی، راه برون از وضع متزلزل کنونی تیم دانستند، اما از قرار معلوم، جناب کارلوس کیروش، سرمربی تیم ملی فوتبال، حاضر به پذیرش ضعفهای خود نشده است و به ضرس قاطع گفته است که هیچ مربی خوبی به کادر فنی تیم اضافه نخواهد شد.بسته پیشنهادی:
بگذارید حالا که پابرهنه وارد حوزه ورزش فوتبال مملکت شدیم، بدون زدن یک دو سه گل ناقابل از زمین خارج نشویم، کار را که کرد، آن که تمام کرد. فلذا گلهای خود را در قالب چند پیشنهاد، به سمت دروازه فوتبال و سرمربی خارجی آن شوت میکنیم:1ـ توجیه لازم:
انسان تا متوجه اشتباهات خود نشود، خب مسلم است که چیزی را نمیپذیرد و حق هم دارد. خود بنده که زبان فارسی بلدم، اگر الان متوجه نشوم که همین حرفهایی که دارم میزنم، غلط است، به طور قطع زیر بار پذیرش اشتباه بودن آن نخواهم رفت. به هیچ وجه حتی وجه نقدی!... از این رو یا از هر رو که حساب کنید ـ آقای کیروش، سرمربی تیم فوتبال که زبان فارسی بلد نیست، حق دارد اگر نقاط ضعف خود را نپذیرد. فلذا بد نیست تنی چند از برادران، بروند توجیهش کنند. نقاط ضعفش توجیه شود، فیالمجلس به آن اقرار مینماید.2ـ روش حذفی:
بعضیها به جای حل قضیه، به منحل شدن آن علاقه دارند. باب طبع این قبیل دوستان عرض میکنم که میشود آقای کیروش را حذف کرد، یعنی از سرمربیگری تیم فوتبال کنار گذاشت. اگر ایشان حاضر نشد حذف شود، اشکال ندارد. ایشان بماند تیم ملی را حذف کنیم، بالاخره یک چیزی باید حذف شود یا نه؟3ـ پذیرش نقاط قوت:
روحیه انسان یک جوری است که معمولا از پذیرش نقاط ضعفش همچین خوشش نمیآید، مگر روی کاغذ بنویسند ناغافل بگذارند توی جیبش در بروند. لهذا گاهی میشود از نقطه مقابلش حمله کرد، یعنی چی؟... یعنی که از طرف بخواهیم نقاط قوت خود را اعلام کند. وقتی اعلام کرد، با تعداد نقاط قوت مورد نظرمان مقایسه کنیم. اگر کمتر از حد نصاب لازم بود، دخلش را بیاوریم. مستند کنارش بگذاریم، بیا و بنشین کنار گود!...رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم