محسن تنابنده با بازی متفاوت خود، «‌سنگ اول» را به فیلمی دیدنی تبدیل کرده است

زندگی ساده مردمان پیرامون

قصه‌های هوشنگ مرادی‌کرمانی به دلیل گرما و صمیمیت خاص‌شان بارها دستمایه ساخت فیلم‌ها و سریال‌های پربیننده قرار گرفته است. شاید مهم‌ترین ویژگی داستان‌های مرادی‌کرمانی، فضای بومی و ایرانی آنها باشد که فیلمسازان را از دردسرهای ایرانیزه کردن ماجراها و مناسبات شخصیت‌ها معاف می‌کند. شخصیت‌های مرادی‌کرمانی در عین سادگی و سهل‌الوصول بودن، تک‌بعدی و سطحی نیست. همان‌طور که قصه‌های ساده او هم با آن‌که از زندگی عادی روزمره برگرفته شده لایه‌های عمیق‌تری دارد بیشتر در تقابل با شیوه‌های زیستن و تفکر شخصیت‌ها شکل می‌گیرد و دریچه‌های تازه‌ای را پیش چشم مخاطب باز می‌کند.
کد خبر: ۵۰۲۷۳۲

«سنگ اول» ـ که چند روز پیش از شبکه سه سیما پخش شد ـ هم در همین چارچوب ساختاری ساده و با تاکید روی جلوه‌های عادی زندگی مردمان فرودست آغاز می‌شود، اما در مسیر درام کم‌کم وقایع، شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد و جهان فلسفی فیلم به موازات پیشرفت داستان گسترده می‌شود. فیلم، ماجرای مرد روستایی و بداخلاق و کم‌سوادی را روایت می‌کند که سنگ گوری برای خودش سفارش می‌دهد تا به استقبال مرگ قریب‌الوقوعش برود، اما آوردن سنگ به روستا باعث اتفاقاتی می‌شود. بیشتر درام فیلم از کشمکش میان حسنعلی (با بازی محسن تنابنده) با خانواده و اطرافیانش ایجاد می‌شود و کم‌کم دامنه پیدا می‌کند. سنگ قبر در واقع بهانه‌ای است برای گذار از دل مناسبات آدم‌های ساکن روستا. فیلم به بهانه واکنش‌هایی که اطرافیان حسنعلی به خریدن سنگ قبر نشان می‌دهند، روی مناسبات معمولی شخصیت‌ها متمرکز می‌شود و نقدهای اجتماعی‌اش را نیز از همین طریق مطرح می‌کند. موضوع‌هایی مثل ارتباط آدم‌ها با یکدیگر، چشم و همچشمی اهالی روستا حتی برای به دست آوردن چیز مضحک و پوچی مثل سنگ قبر، خشونت پنهان در دل روابط بزرگ‌ترها با بچه‌ها، علاقه عامیانه بعضی از مردم برای شایعه‌پراکنی و یک کلاغ، چهل‌کلاغ و...

طنز تلخ فیلم مستقیما از قصه اصلی اقتباس شده، اما روایت مرادی‌کرمانی در کتاب شیرین‌تر است و در مقایسه با آن، نگاه ابراهیم فروزش جنبه‌های تلخ و گزنده داستان را پررنگ‌تر کرده است.

کارگردان نگاهی واقع‌گرایانه به جنبه‌های خشن و زننده زندگی مردم در مناطق دورافتاده و فقیرنشین دارد و برخلاف کتاب، سعی نمی‌کند این نگاه را با توجه به جنبه‌های شیرین و مثبت آن شیوه زندگی، تلطیف کند. به همین دلیل با وجود طنز جاری در اغلب دقایق فیلم، صحنه‌هایی که مثلا به درگیری‌های لفظی و زد و خورد اهل روستا می‌پردازد یا صحنه‌های دعوای زن‌ و شوهرها، تاثیری تکان‌دهنده دارد. در سطحی دیگر از درام سنگ اول روایتی کنایی از چگونگی گسترش فرهنگ‌ها و عادت‌های تازه و شبه‌مدرن در روستاها دارد. پذیرش بی‌چون‌ و چرای تقریبا همه اهالی روستا در مواجهه با پدیده نورسیده‌ای مثل سنگ قبر تراش‌خورده شهری، نشانگر انفعال عمومی در تقابل با پدیده‌های مدرن است. مردمی که تا پیش از این مرده‌هایشان را خیلی ساده و بی‌تشریفات در گورهای بدون تزیین دفن می‌کردند، با ورود یک سنگ قبر مرمرین گرانقیمت ناگهان سنت‌شان را تغییر می‌دهند و همه به تکاپو می‌افتند که سنگ‌هایی شبیه آن تهیه کنند. البته نقد این انفعال و خودباختگی فرهنگی در مواجهه با مظاهر مدرنیزاسیون در این فیلم خیلی سطحی و کمرنگ انجام می‌شود، اما به هر حال اشاره‌های فیلم در این‌باره کاملا روشن است.

استفاده از لوکیشن‌های واقعی در یک منطقه روستایی نزدیک همدان، باعث شده فضای فیلم باورپذیر باشد و جزئیات صحنه در اغلب صحنه‌ها سر جای خودش باشد. حساسیت فروزش در شکل دادن فضای رئالیستی فیلمش با تاکیدهای آگاهانه‌اش روی عناصر زندگی روستایی مشخص می‌شود. سنگ اول نمونه موفقی است برای تصویر کردن فضا و حال ‌و هوای محیطی و اجتماعی یک روستا با جزئیات واقعی. همین اتفاق درباره لهجه بازیگرها هم افتاده. رویکرد کارگردان به لهجه صرفا در حد تقلید آواهای اصلی از سوی بازیگران نیست و حتی بازیگران حرفه‌ای فیلم هم با دقت زیادی زیر و بم لهجه محلی‌شان را ادا می‌کنند. طوری که لهجه و لحن و آوای حرف زدن تبدیل به یکی از مولفه‌های شخصیت‌پردازی فیلم می‌شود و نقش مهمی در ترسیم شمایل کلی آدم‌های داستان دارد. در این میان بازی جذاب و مسلط محسن تنابنده در نقش اصلی فیلم، علاوه بر این‌که خدشه‌ای به باورپذیری تعریف مستندگونه آدم‌های داستان وارد نمی‌کند، تاثیر مهمی هم در شیرین‌تر شدن نقشی بشدت تلخ دارد. حسنعلی با شیوه دیگری از بازی و ادای دیالوگ‌ها می‌توانست شخصیتی دافعه‌برانگیز و خشن جلوه کند که بازی ماهرانه تنابنده مانع از فاصله گرفتن بیننده از دنیای درونی این شخصیت می‌شود. باید به این نکته توجه کرد که اگر مخاطبان سنگ اول به هر دلیلی با این شخصیت احساس همدلی نکنند در واقع درام فیلم از دست می‌رود، چون ساختار اصلی داستان روی این شخصیت و کشمکش‌های اطرافش بنا شده است.

در مجموع سنگ اول تجربه آبرومندی در زمینه اقتباس ادبی و پرداختن به فضاها و شخصیت‌های بومی و روستایی است، اما با وجود پختگی و تسلط ابراهیم فروزش در کارگردانی و ظرایفی که در بازی‌ها و فیلمنامه وجود دارد، از حد یک فیلم متوسط فراتر نمی‌رود. شاید مهم‌ترین دلیل این توقف هم این باشد که داستان اصلی کشش و پتانسیل لازم برای جذب کردن مخاطب در مدت نزدیک به 90 دقیقه را ندارد و ساختار دراماتیک فیلمنامه هم طوری طراحی شده که به داستانک‌ها و ماجراهای فرعی راه نمی‌دهد. در نتیجه سنگ اول صرفا در روایت داستانی تخت و تک‌بعدی به شیوه کلاسیک متوقف می‌ماند و در نهایت بدون ایجاد نقطه عطفی چشمگیر به پایان می‌رسد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها