چگونه با استرس و افسردگی ناشی از سرطان مقابله کنیم

سرطان مساوی مرگ نیست

ذهنیت‌های اشتباهی در مورد بیماری سرطان وجود دارد و همین ذهنیت‌های غلط و به اشتباه سرطان را مساوی مرگ دانستن، فشار روحی‌ شدیدی را به فردی که متوجه شده به این بیماری مبتلاست، وارد می‌کند. واکنشی که معمولا افراد با شنیدن این خبر نشان می‌دهند، معمولا شوکه شدن، انکار، ناباوری، خشم، پرخاشگری، افسردگی و گوشه‌گیری است. بنابراین اطرافیان باید انتظار چنین واکنش‌هایی را داشته باشند و بیمار را درک کنند.
کد خبر: ۵۰۲۴۰۱

اما دکتر خدایی، روانپزشک و استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می‌گوید: سرطان برخلاف سابق که مرگ‌آور تلقی می‌شد، در حال حاضر اصطلاحی عام است برای نامیدن گروهی از بیماری‌ها که خیلی از آنها با درمان‌های جدید کاملا درمان می‌شوند.

او ادامه می‌دهد: دوره درمان ‌برخی سرطان‌ها زیاد است، ولی احتمال مرگ‌ومیر در اثر ابتلا به آنها برخلاف تصور بالا نیست و با درمان‌های جدید مثل رادیوتراپی، شیمی‌درمانی، روش‌های جراحی و غیرجراحی جدید قابل کنترل است.

خداحافظی با تصورهای غلط

این تصور که سرطان مساوی مرگ است، باید در فرد سرطانی از بین برود تا امیدش را از دست ندهد.

افراد برحسب شخصیت خود واکنش‌های متفاوتی با شنیدن خبر ابتلا به بیماری‌ای مانند سرطان نشان می‌دهند. دکتر خدایی دراین‌باره توضیح می‌دهد: برای برخی شنیدن این خبر مساوی فاجعه‌ای مانند تصادف یا شنیدن خبر فوت نزدیکان است و ابتدا دچار شوک می‌شوند، بعد مکانیسم دفاعی انکار، خشم، تحریک‌پذیری و زودرنجی و ناراحتی از زمین و زمان بروز می‌کند و سپس می‌پرسند: چرا من؟ چرا بدشانسم و سوالاتی از این قبیل.

این روانپزشک می‌افزاید: بیمار سرانجام به صورت ضمنی واقعیت را می‌پذیرد و درصدد درمان برمی‌آید.

به گفته این استاد دانشگاه، براساس نوع بیماری و شخصیت افراد این دوره یک تا ده روز طول می‌کشد، ولی گاهی در موارد شدید ممکن است به 40 روز هم برسد مخصوصا اگر فرد زمینه افسردگی‌ داشته باشد، ولی در نهایت دیر یا زود پذیرش و سعی برای درمان اتفاق می‌افتد.

هرچه دوره قبل از پذیرش کوتاه‌تر باشد و بیمار زودتر برای درمان اقدام کند، درمان‌ها موثرتر خواهند بود. این رفتار نشانه مهارت فرد در مدیریت بحران و حل مساله است.

نقش اطرافیان بیمار

اطرافیان بیمار باید بدانند وقتی فرد خبر ابتلایش به سرطان را می‌شنود، ممکن است واکنش‌ نشان دهد و انتظار رفتارهای عجیب او را داشته باشند، ولی دکتر خدایی تاکید می‌کند: نباید به بیمار دلداری بیش از حد یا حتی امید واهی داد. اطرافیان بیشتر باید سعی کنند شنونده باشند. باید به بیمار کمک کرد به دنبال راه درمان و پزشک باشد و بعد از گرفتن چند نظر، بهترین نظر را بدون وسواس بپذیرد و به پزشکش اعتماد کند. از این شاخه به آن شاخه پریدن فقط باعث می‌شود درمان دیرتر آغاز شود. به گفته این روان‌پزشک، سپردن همه پیگیری‌های درمان به خود بیمار درست نیست و باید در کنارش به عنوان مشاور حضور داشت، چون ممکن است مثلا به دلیل افسردگی تمایلی به ادامه درمان نداشته باشد و گاهی فکر خودکشی به ذهنش خطور کند یا مثلا فکر کند اگر زودتر بمیرد، اطرافیان راحت می‌شوند.

به دیگران بگوییم سرطان داریم؟

برخی بیماران سرطانی از گفتن در مورد بیماری‌شان به همکاران و دوستان اکراه دارند، ولی برخی به هرکس می‌رسند، از بیماریشان خبر می‌دهند، ولی رفتار درست کدام است؟ دکتر خدایی در پاسخ به این سوال می‌گوید: گفتن در مورد ابتلا به سرطان به افرادی غیر از اعضای خانواده هیچ اشکالی ندارد، مخصوصا اگر بیمار احساس می‌کند آرام می‌شود، ولی به شرطی که هیچ حساسیتی ایجاد نشود. در مواردی هم لازم است دیگران مثلا همکاران بیمار، حقیقت را بدانند تا همکاری‌های لازم را انجام دهند. این استاد دانشگاه تاکید می‌کند: درددل کردن و مشورت کردن و تخلیه هیجان‌ها اشکالی ندارد، اما به شرطی که باعث دخالت دیگران نشود.

وقتی بیمار سرطانی خسته می‌شود

گاهی بیماران مبتلا به سرطان در میانه راه درمان مخصوصا در صورت مواجهه با عوارض درمان‌هایی مثل شیمی‌درمانی خسته می‌شوند. در این زمان نیز نقش خانواده بسیار مهم است و باید امیدهای واقعی به بیمار بدهند.

روان‌درمانگران معتقدند بهترین راه، مشاوره با یک روان‌شناس یا روانپزشک و بعد از آن عضویت در انجمن‌های مخصوص و همنشینی بیمار با افرادی است که مانند خودش به بیماری صعب‌العلاجی مبتلا هستند تا تجربه‌هایشان را باهم در میان بگذارند و باهم از امیدهایشان بگویند. درمانی هم که در کلینیک‌های سرطان انجام می‌شود و ملاقات بیماران مبتلا با درمان‌شده‌ها باعث می‌شود امید به زندگی و درمان در آنها بیشتر شود. اطرافیان نیز باید به خود مسلط باشند و ناراحتی‌شان را جلوی بیمار بروز ندهند، زیرا این رفتار حال روحی بیمار را بدتر می‌کند. دکتر خدایی اعتقاد دارد استرس و ترس از این بیماری بیش از واقعیت است.

چرا استرس برای بیماران سرطانی بد است؟

استرس غیر از تاثیر روی ذهن و روحیه انسان، سیستم ایمنی را تضعیف می‌کند. افسردگی نیز می‌تواند باعث ناامیدی بیمار از ادامه درمان شود. بنابراین حفظ روحیه و توجه به شاداب نگه داشتن آن در روند درمان تاثیر زیادی دارد.

باید این ذهنیت را که سرطان مساوی است با مرگ از ذهن بیرون کرد و به دنبال چراها نبود، این‌که مدام بپرسیم چرا من؟ دردی را از کسی دوا نمی‌کند و پاسخ آن مهم نیست. مهم آن است که بیماری را بشناسیم و به دنبال درمان باشیم.

معمولا بیماران مبتلا به سرطان ارتباط نزدیک‌تری با خدا پیدا می‌کنند و توکل به خدا برایشان بسیار مفید است. درست است که ابتلا به بیماری‌ای مانند سرطان روی زندگی سایه می‌اندازد، ولی نباید بگذاریم تمام زندگی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: فعالیت بدنی و ورزش با مشورت پزشک هم حال روحی این بیماران را بهتر می‌کند و از نظر جسمی نیز برایشان مفید است. بیماران سرطانی باید کار و استرس خود را کاهش دهند و تفریح، تنوع و مسافرت نیز براساس شرایط و طبق نظر پزشک به بهبود حالشان کمک می‌کند.

وقتی راه درمانی نیست

گاهی سرطان پیشرفته و به اندام‌های مختلف رسیده است. در این موارد ممکن است پزشک تشخیص دهد دیگر راهی برای درمان نیست. دکتر خدایی می‌گوید: در این موارد هم نباید توکل به خدا، عقلانیت و روحیه را از دست داد. اطرافیان باید اجازه دهند بیمار وصیت و فکری به حال آینده‌اش کند و اگر خواسته‌ای دارد، برآورده کند تا روزهای پیش رو را باکیفیت بگذراند.

دکتر خدایی توصیه می‌کند: چه بیمار در بیمارستان باشد و چه در خانه، اطرافیان باید کنارش باشند، چون تنها گذاشتن آنها، ترس شدیدی در وجودشان ایجاد می‌کند. ترس از مرگ در همه وجود دارد و گاهی اگر بیماری جسمی، فرد را از بین نبرد، بیماری روحی او را به مرگ می‌کشاند.

زهراسادات صفوی‌سهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها