در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افسانه پاکرو که نقش عاطفه را برعهده دارد، با بازی در این نقش، کاری متفاوت از بازیهای گذشتهاش را تجربه کرده است.
او را پیش از این در فیلمهایی مثل رویای خیس، محاکمه، زندگی شیرین، شیر و عسل و سریال تلویزیونی در مسیر زایندهرود دیدهایم. با او به گفتوگو نشستیم تا از این تجربه جدید بیشتر بدانیم.
در شخصیت عاطفه چه ویژگی یا خصوصیتی دیدید که تصمیم گرفتید آن را بپذیرید؟
وقتی فیلمنامه را برایم تعریف کردند، نقش عاطفه به نظرم هم با کارهای قبلیام و هم با آنچه در تلویزیون دیده بودم، متفاوت بود. خصوصیات عاطفه به واقعیت نزدیک است، نه کاملا مثبت است و نه کاملا منفی. مثل آدمهای مختلف که در مقابله با اتفاقات مختلف واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند. وقتی نقشی خیلی مطلق نوشته میشود، مثلا کاملا مثبت، اجازه خلاقیت و استفاده از تواناییهای بازیگر را میگیرد. در حالی که وقتی نقشی خصوصیات متفاوتی دارد دست بازیگر هم بازتر است تا بتواند جنبههای مختلف بازیگری را به نمایش بگذارد.
آیا عاطفه نقش منفی سریال تکیه بر باد است؟
به هیچ عنوان. او طرز تفکر خودش را دارد. فقط فکر رسیدن به خواستههای خودش است چه درست و چه غلط. این نوع تفکر اوست که با خانوادهاش که بیننده بیشترین حق را به آن میدهد، متفاوت است.
فکر میکنم طرز تفکرش با آدمهای مثبت داستان متفاوت است، فقط به فکر رسیدن به خواستههای خودش است و اشتباهات و گناهانی که مرتکب میشود به همین خاطر است؟
این خانواده از لحاظ سواد اجتماعی دردرجهای بالا، اما سنتی و قانع است. خصوصا پدر که راس اصلی خانواده است و تفکر دیگر بچههایش هم نزدیک به اوست. بلندپروازی خصوصیتی است که در عاطفه هم مثل همه آدمها وجود دارد و همین زیادهخواهی اوست که باعث میشود او درگیر داستانهای تلخی شود. اما هرچه سریال پیش میرود، اتفاقاتی میافتد که باعث میشود او هم در جاهایی محقتر شود. ضمن این که وقتی عاطفه در مقابل پدرش که شخصیتی کاملا مثبت است قرار میگیرد، تناقضی به وجود میآید که اشتباهات و خطاهایش را پررنگتر میکند. الان که کارهای عاطفه را میبینم، گاهی از حرکاتی که انجام میدهد، حرص میخورم.
در کارنامه شما بیشتر بازی در نقشهای مثبت دیده میشود. فکر میکنم این به خاطر معصومیتی است که خاصیت چهره شماست. با این حساب نقش عاطفه برایتان نقش متفاوتی بود. درست است؟
بله خیلی خوشحالم از اینکه در این سریال نقشی دارم که جنبههای خطاکاریاش بیشتر است. البته در سریال «در مسیر زایندهرود» هم نقش دختری را برعهده داشتم که بر علیه شخصیتهای مثبت داستان نقشه میکشید و میخواست کار آنها را خراب کند. اما بیشتر اوقات موسیقی ملایمی روی بازی من قرار میگرفت که احساس همدلی بیننده را برمیانگیخت. فکر میکنم آهنگساز هم تحت تاثیر چهرهام قرار میگرفت و در آن مظلومیت احساس میکرد. اینجا هم همین طور است. شاید اگر بازیگر دیگری این نقش را بازی میکرد، این شخصیت خیلی بیشتر از آنچه الان احساس میکنید منفی دیده میشد.
وقتی عاطفه در مقابل محسنیان قرار میگیرد به طور کلی، جنبه منفی شخصیت او پررنگتر است، برای خنثی کردن معصومیتی که از آن صحبت کردیم، چه تمهیدی اندیشیدید؟
در طول کار لزومی نمیدیدم که شرارتی در چهرۀ عاطفه وجود داشته باشد. اولین سکانسهایی که بازی کردم، آن قسمتی بود که عاطفه با پدرش در خانۀ مجردیاش روبهرو میشود. برای من که آخرین نفری بودم که به گروه اضافه شدم، خیلی سخت بود سکانسهای مهم را بدون این که دقیقا در جریان کار باشم بازی کنم. نگران نتیجه هم بودم که در نهایت چطور به چشم خواهد آمد. از همان ابتدا که نقش عاطفه را خواندم، تعریفی از او پیدا کردم و سعی کردم طبق آن و آنچه در فیلمنامه نوشته شده بود عمل کنم و تلاش نکردم نمونه بیرونی از شخصیت عاطفه پیدا کنم.
پس چطور باید انتظار داشت که این شخصیت شبیه به شخصیتهای واقعی از کار در بیاید؟
عاطفه کسی است که در مقابل خانوادۀ سنتی خود میایستد و میخواهد زندگی متفاوتی داشته باشد. دلیل این تمایل او هم در قسمتهای بعدی بهتر معلوم میشود. شناختی را که برای بازی در نقش عاطفه لازم داشتم از مراجعه به نمونههایی که قبلا در زندگی شخصیام دیده بودم دریافت کردم. چون عاطفه مثلا یک معتاد نیست، یک آدم عادی است که وقتی در مقابل آدمهای خوب قرار میگیرد، منفی به نظر میآید و در سریال از فاصلهای نزدیکتر با او برخورد میکنیم. وقتی عاطفه در مقابل محسنیان قرار میگیرد مظلوم قصه است و وقتی در مقابل پدر قرار میگیرد ظالم است.
همین که عاطفه گاهی مظلوم است و گاهی ظالم، چه تغییری در نوع بازی شما ایجاد میکرد؟
پاکرو: عاطفه نقش منفی سریال نیست. او طرز تفکر خودش را دارد. فقط فکر رسیدن به خواستههای خودش است چه درست و چه غلط. این نوع تفکر اوست که با خانوادهاش که بیننده بیشترین حق را به آن میدهد، متفاوت است
وقتی آدمهای مختلف جلوی عاطفه میایستند، بازی من در مقابل هیچکدام شبیه به دیگری نیست. مگر این که شخصیتها به هم نزدیک باشند. از لحاظ لحن و حتی نگاه خیلی مواظب بودم که تفاوت بین برخورد عاطفه مثلا با پدرش و محسنیان وجود داشته باشد. همین طور مثلا رفتار او با برادرش که سختگیرتر از پدر است با رفتاری که در مقابل پدر پیش میگیرد متفاوت است، چون تفاوت سنی کم با برادرش این فرصت را برایش فراهم میکند تا راحتتر با او صحبت کند. در مقابل محسنیان سعی میکند خودش را بالا ببرد. چون خودش فکر میکند که از محسنیان استفاده میکند و او را پلی برای رسیدن به خواستههایش قرار داده در حالی که مخاطب میداند که محسنیان برای عاطفه نقشههایی کشیده است. سعی کردم این تفاوتها را در لحن دیالوگ گفتن، نوع نگاه کردن و حتی طرز ایستادن نشان دهم و خیلی مواظب بودم که این تفاوت دیده شود.
بازیگرانی که در مقابل شما بازی کردند، همه نامآشنا و حرفه ای هستند. ایفای نقش در مقابل این بازیگران چقدر روی بازی شما تاثیر گذاشت؟
خیلی زیاد. با همه بازیگران این سریال قبلا بازی داشتم اما بیشتر بازیام با آقای فخیمزاده و قریبیان بود. اینها استادان بازیگری هستند و برای هر بازیگر جوانی افتخار است که با آنها کار کند، خصوصا تا این اندازه روبهرو و در تقابل. این اتفاق برایم خیلی خوشحالکننده و یکی از دلایلی بود که این نقش را بازی کردم. بازی مقابل بازیگران پیشکسوت اضطرابآور نیست بلکه بازی در مقابل بازیگر بزرگ به آدم کمک میکند تا نقشش را بهتر اجرا کند.
سخت نبود که خودتان را مقابل بازیگران بزرگ اثبات کنید؟ نمیترسیدید که بازی شما زیر سایه بازی آنها قرار بگیرد؟
اصلا این فکر را نکردم. بعضی از سکانسهای بازی من حذف شد، چون مثلا بعضی از نابازیگرانی که در مقابلم بودند نتوانستند بازی خوبی ارائه کنند. در مقابل، بازیگران اصلی کار، آنقدر خوب بودند که کار مرا هم ارتقا دادند.
میشود گفت عیار کلی کار بالاتر میرود. چون وقتی در یک سکانس دو بازی خوب در مقابل هم دیده میشود، احتمال این که با سریالی قابل قبول روبهرو باشیم بیشتر است.
دقیقا همین طور است. ممکن است مخاطب با یک سکانس متوجه شود دوست دارد این کار را دنبال کند یا با یک سریال معمولی روبهروست. اصلا نمیدانم چطور میشود بازیگری جلوی بزرگان قرار بگیرد و کاری ضعیف ارائه دهد. تجربه و مهارت این بازیگران به آدم از هر لحاظ حس خوب میدهد.
در کارهای قبلی هم جلوی بزرگان دیگری قرار گرفته بودم، اصلا به خودم اضطراب وارد نمیکردم، فقط میگفتم که لازم است نقشی که به من سپرده شده را به بهترین شکل ایفا کنم.
حالا که تجربه نقشی را داشتهاید که جنبه تاریک شخصیتش پررنگتر است، دوست دارید بعد از این چگونه نقشهایی را باز کنید؟
همیشه برای پیدا کردن نقشی که دلم میخواست صبر کردم. هرچند در کارنامهام نقشهایی وجود دارد که چندان مورد علاقهام نیست اما آنها را هم به دلایلی بازی کردهام. اما همیشه بین پیشنهادهایی که داشتهام با دقت انتخاب کردهام. اما مثلا فیلم «چشم» بسیار خوب بود اما خوب اکران نشد یا در سریال در مسیر زایندهرود هم به خاطر حاشیههایی که در مورد نقش وجود داشت، پیشرفت نقشم متوقف شد. حالا فکر میکنم عاطفه به خاطر تفاوت با نقشهای قبلیام جای بازی بیشتری دارد و نقطه عطف محسوب میشود.
دوست ندارم نقشی را که تکرار عاطفه یا نقشهای قبلیام باشد بازی کنم. اما الان هم به زمان پخش سریال اعتراض دارم. البته خوشحالم و تشکر میکنم که بعد از یک سال و نیم که فکر میکردم سریال به فراموشی سپرده شده، پخش شد.
اما به خاطر زمان نامناسب پخش، که با دو تعطیلی تهران مصادف شد و همین طور تبلیغات بسیار کم، بسیاری از مردم حتی یک قسمت سریال را ندیدند. تبلیغات سریال بیشتر دهن به دهن است و مردم به هم پیشنهاد میکنند که آن را ببینند. البته این بهترین روش تبلیغ است اما کاش قبل از شروع کار، تبلیغات مفصلتری انجام میشد.
شروینه شجریکهن - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: