پسر نوجوان پس از فرار ازخانه دزد شد

نوجوان هفده ساله‌ای که پس از فرار از خانه برای تامین هزینه زندگی‌اش دزدی و زورگیری می‌کرد، از سوی ماموران اداره تجسس کلانتری 103 گاندی تهران دستگیر شد.
کد خبر: ۵۰۱۵۹۸

به گزارش جام‌جم، روز هفدهم شهریور امسال ماموران اداره تجسس کلانتری 103 گاندی تهران هنگام گشتزنی در بلوار میرداماد به پسر نوجوانی ظنین شدند که اطراف خودروهای پارک شده در خیابان پرسه می‌زد.

پسر نوجوان با دیدن پلیس قصد فرار داشت که ماموران راهش را سد و او را دستگیر کردند.

وی پس از انتقال به کلانتری 103 گاندی در بازجویی مقدماتی ادعا کرد شیفته خودروهای مدل بالا بوده و فقط آنها را نگاه می‌کرده است.

در این موقع، ماموران از او نشانی خانه و خانواده‌اش را جویا شدند که متهم از ارائه هرگونه اطلاعات خودداری کرد.ماموران در مرحله بعدی به بررسی گوشی تلفن وی پرداختند و با شماره‌های آن تماس گرفتند و معلوم شد صاحب گوشی، فرد دیگری بوده و پسر نوجوان آن را دزدیده است که مالک گوشی به کلانتری احضار شد.

ماموران در تحقیق از شاکی متوجه شدند، او خودرویش را در خیابان آیت‌الله کاشانی تهران پارک کرده بود و ساعاتی بعد که برگشته متوجه شده در خودروی او تخریب و گوشی تلفن همراه، ساعت مچی‌اش و 300 هزار تومان پول درون خودرو سرقت شده است.

با اطلاعات به دست آمده ماموران او را در مواجهه با متهم نوجوان قرار دادند که شاکی با دیدن ساعت مچی در دست متهم عنوان کرد ساعت متعلق به وی است.

بنابراین متهم نوجوان بار دیگر بازجویی شد و این بار اعتراف کرد به انگیزه تامین هزینه موادمخدر اقدام به سرقت می‌کند.

اعتراف به معتاد شدن در 11 سالگی

بهزاد ـ متهم ـ به پلیس گفت: پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند و وقتی دو ساله بودم، از هم جدا شدند. تا هفت سالگی با پدر و نامادری در همدان زندگی می‌کردم. نامادری‌ام حوصله نگهداری مرا نداشت و همیشه کتکم می‌زد. پس از آن مادرم مرا از آنها تحویل گرفت و نزد خود برد.

وی اضافه کرد: وقتی یازده ساله شدم، در پی آشنایی با یک پسر نوجوان معتاد، در دام اعتیاد افتادم و برای تامین هزینه خرید موادمخدر، پول‌های مادر و مادربزرگم را می‌دزدیدم. هرازگاهی نیز به عنوان مهمان خانه پدرم و اقوام می‌رفتم و با استفاده از غفلتشان پول‌هایشان را می‌دزدیدم.

متهم با اشاره به فرار خود از خانه گفت: وقتی دوازده ساله شدم، پس از اختلاف با مادرم، خانه را ترک کرده و به تهران آمدم. جایی برای ماندن نداشتم و شب‌ها را در پارک می‌خوابیدم. همانجا با مردانی آشنا شدم که دزدی می‌کردند.

متهم اضافه کرد: از آنها دزدی از خودرو‌ها و زورگیری را یاد گرفتم و اموال دزدی را به آنها می‌دادم و آنها نیز پول و موادمخدر به من می‌دادند. برخی مواقع هم اجازه می‌دادند شب را در پاتوق‌هایشان بگذرانم. پس از مدتی مصرف موادمخدر کراک و شیشه را شروع کردم. افرادی که با آنها کار می‌کردم، پول کمتری به من می‌دادند. بنابراین تصمیم گرفتم به تنهایی دزدی‌هایم را ادامه دهم. و تاکنون پنج مرتبه به اتهام سرقت دستگیر و روانه کانون اصلاح و تربیت شده ام.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها