در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او هم اکنون بازی در سریال «کلاه پهلوی» و «قهر و آشتی» به کارگردانی علی ژکان و «عملیات 125» را به پایان رسانده و مشغول بازی در سریال «دزد و پلیس» (سعید آقاخانی) است.
با این حال رادیو، خانه اصلی این بازیگر محسوب میشود و او دوست ندارد براحتی از این خانه دل بکند. او در این مصاحبه بیشتر درباره ظرایف و جزئیات کار در حرفه بازیگری رادیو سخن گفته است.
شما از جمله بازیگران قدیمی برنامه صبح جمعه با شما هستید. چرا چند سالی است با این برنامه همکاری ندارید؟
بعد از فوت منوچهر نوذری و پایان تهیهکنندگی احمد شیشهگران، بیشتر بچههای قدیمی دو شاخه شدند. خیلیها کنار کشیدند و به همکاریشان پایان دادند؛ مثلا منوچهر والیزاده در رادیو برنامههای دیگری دارد. الان در واحد نمایش رادیو به صورت تمام وقت فعالیت دارم و در نمایشهای یک تا پنج قسمتی بازی میکنم.
دلتان برای صبح جمعه با شما تنگ نشده است؟
تنگ شده است. احمد شیشهگران آدم کاربلدی بود. بچه مسلمانی بود که برای این انقلاب زحمت کشید. او کارش را بلد بود. منوچهر نوذری را احمد شیشهگران آورد. خیلی از صداپیشگان را به این برنامه آورد. الان هم سعید توکل خیلی تلاش میکند، ولی هیچ کس منوچهر نوذری نمیشود. مشکین، مصدق، سارنگ و مقبلی شناسنامه رادیو هستند. بسیاری از مردم پیش از بازیگران سینما، بازیگران رادیو را میشناختند. حیدر صارمی را در نقش جانی دالر میشناختند. در تصویر کمتر بازیگری را داریم که شناسنامه این طوری داشته باشد. شما نمیتوانید تلویزیون را بردارید و با خودتان به دل کوه و کنار آبشار ببرید.
وقتی بازیگر این مجموعه بودید چه نقشهایی بازی میکردید؟
ابرام آقا و اسمال آقا از جمله تیپهای ثابتم بودند. در کنار اینها شخصیت دزد و راننده کامیون و بقال را هم بازی میکردم. یک وقتهایی آواز عربی و افغانی هم میخواندم. خیلیها فکر میکنند من فقط شخصیت آدمهای بزن بهادر و لات را خوب بازی میکنم، اما علاقه خودم به کار طنز است.
شما که بازیگری را در کارهای تصویری و رادیو تجربه کردهاید کدام را سختتر میدانید؟
رادیو رسانهای است که فقط با کلام و صدا سر و کار دارد. نمایشهایی که ما بازی میکنیم کارهای فاخری است که در تلویزیون جایی ندارد. تلویزیون نمیتواند به این متنها بپردازد. ما نمایشهای سنگینی داریم که چه به لحاظ کارگردانی و چه به لحاظ بازیگری اصلا قابل مقایسه با کارهای تصویری نیست. در تلویزیون دکور، لباس، نور و چهره به کمک بازیگر میآید. اما در رادیو فقط مولفههای کوچکی مثل افکت و موسیقی میتواند پخش بشود.
صدای یک فرد باید چه ویژگیهایی داشته باشد که بتواند وارد حرفه بازیگری رادیو شود؟
بازیگر رادیویی باید واقعا بازیگر باشد. منظورم این نیست که یک نفر باید صدای خوبی داشته باشد. صدای بازیگر رادیو باید درست و در راستای نقش باشد. صدای خوب کافی نیست. تو باید بازیگر باشی. ما صداپیشگانی داریم که صدای خوبی هم ندارند. منوچهر اسماعیلی روی صدای مارلون براندو تو دماغی صحبت میکند و این صدا روی شخصیت بازیگر مینشیند. ایرج دوستدار نقش جان وین را به زیبایی دوبله میکند، ولی صدایش قشنگ نیست. در رادیو باید صدای سالم و پرورش دیده داشته باشی. مسئولیت بازیگر در رادیو خیلی سنگین است. بازیگری در رادیو آدم را به روز میکند. من هر روز با متنهای جدید سر و کله میزنم.
در سینما و تلویزیون یک بازیگر باید باورپذیر ساختن نقش را بلد باشد. این اتفاق در رادیو چگونه رخ میدهد؟ آیا شما هم درباره نقشتان تحقیق میکنید؟
یک عده فکر میکنند ما فقط متنی را از رو میخوانیم. اصلا این طور نیست. تو به عنوان بازیگر باید نقش را بشناسی تا شنونده آن را باور کند. بازیگر رادیو مثل کارهای تصویری میرود روی متن و نقش تحقیق میکند. شما باید به نقش شناسنامه بدهی و صدایش را پیدا کنی.
با این حساب بازیگر چگونه برای نقش انتخاب میشود؟
کارگردان بر مبنای شناختی که از بازیگرش دارد او را انتخاب میکند. معمولا انتخابها درست است. در کارهای تصویری ممکن است کارگردان بازیگری را نشناسد، اما در رادیو این طور نیست که کارگردان به آرشیو رجوع کند. در تلویزیون گاه تهیهکننده به خاطر مسائل مالی وارد ماجرا شود. نمایش رادیویی پارتی بردار نیست. طرف واقعا باید آن صدا و توانایی را داشته باشد که نقش را ارائه بدهد.
در تلویزیون معمولا در نقشهای منفی ظاهر میشوید. این قاعده شامل حال رادیو هم میشود؟
نه. در رادیو قالبهای متنوعی ارائه میکنم، اما به دلیل صدای بمی که دارم، بیشتر شخصیتهای خشن و متمول را به من میدهند. نقشآفرینی به توانایی بازیگر بستگی دارد. یک آدم صداکلفت هم میتواند توسری خور باشد. کارگردانهای ما دنبال الگوهای دست یافتنی هستند. این طوری بازیگر کلیشه میشود. در کشورهای خارجی میبینیم بازیگرها فرصتهای قشنگی دارند. بازیگر باید بتواند در قالبهای مختلف جای بگیرد. اگر فقط یک نقش را بازی کند که شقالقمر نکرده است. من باید بتوانم پهلوان و دانشمند و دزد را بازی کنم.
به طور میانگین در طول هفته در چند نمایش بازی میکنید؟
من گاهی دو شیفته و سه شیفته در رادیو نمایش کار میکنم. مثلا امروز دو نمایش را تمرین کردم و فردا قرار است سه تا اجرا کنم. ما برای یک نمایش پنج قسمتی سه روز تمرین میکنیم و روز چهارم برای ضبط آماده میشویم. کارهای 14 قسمتی را دو هفته تمرین میکنیم.
به بازیگری در رادیو به عنوان یک شغل نگاه میکنید؟ از این طریق میتوانید امرار معاش کنید؟
نگاه من به هنر براساس نیاز مالی نبود. من عاشقانه این حرفه را انتخاب کردم. ولی الان امورات من از طریق کار بازیگری میگذرد. البته نمیگذرد! چون سقف دستمزد رادیو خیلی پایین است. من به عنوان کارمند رادیو ماهانه 700 تا 800 هزار تومان دستمزد دارم. یک فوقبرنامه هم میگیرم که هر روز دارد کمتر میشود، در حالی که من فقط 600 هزار تومان اجاره خانه میدهم.
وقتی به کشورهای دیگر نگاه میکنیم بازیگری در حد و قوارههای ما غم نان ندارد. الان 40 سال است که من در این حرفه هستم، ولی متاسفانه از طریق این حرفه معاش من تامین نمیشود. امکان دارد در سال یک فیلم یا یک سریال بازی کنم. الان 60 درصد کار ما موظفی محسوب میشود. الان اگر 60 جلسه کار کنم اصل حقوقم را میگیرم. صد جلسه کار کنم، چهل جلسهاش جزو اضافه کاری من محسوب میشود. بندرت این اتفاق میافتد که بتوانم صد جلسه کار کنم. هر بازیگری نمیتواند سه شیفت کار کند. گاهی اتفاق میافتد من در ماه 60 جلسه هم کار نمیکنم. من در رادیو درجه بازیگری شش دارم که بهترین درجه است. با این درجه جلسهای 12 هزار تومان اضافه کاری میگیرم.
این طور که معلوم است اختلاف سطح دستمزدهای تصویر و صدا خیلی زیاد است.
بله. من الان دارم سریالی کار میکنم که دستمزدش روزی 600 هزار تومان است. تازه این دستمزد خیلی کم است، چون جزو بازیگران سوپراستار نیستم. الان بازیگرهای از گرد راه رسیده پولهای کلان میگیرند. آنها یک راه رفتن درست را هم بلد نیستند. یک نگاه درست نمیتوانند ارائه بدهند.
شما سریال کلاه پهلوی را در نوبت پخش دارید و نقش ماشاءالله خان را بازی میکنید. کمی از تجربه حضور در این نقش بگویید.
چند سکانس اصلی را هنوز از من نگرفتهاند که فکر میکنم به نقش لطمه میزند. قرار بود این سکانسها تصویربرداری شود. این نماها شناسنامه ماشاءاللهخان است. من نقش آدمی را بازی میکنم که هم اهل طاعات و عبادات است و هم جرائمی را مرتکب میشود. من سکانسهایی را بازی کردهام که شخصیت ماشاءاللهخان را در چارچوب خانواده نشان میدهد. زن او که مومن و محجبه است همواره با ماشاءالله درگیر میشود و در نهایت سکته میکند. من جایی به زنم میگویم چادرت را بردار، چون میخواهم پست و مقام بگیرم. در خانه این مساله شکافته میشود. اگر این سکانسها را نگیرند اصلا دلیل سکته زن و مرگش شکافته نمیشود. من در خیابان داد میزنم که ما بیحجابی و بی شرفی نمیخواهیم. الان سکانسهای جر و بحث در خانه را ضبط نکردهاند. آن سکانسها نشان میدهد زنم چقدر مومن و باشرف است.
حرف آخر؟
رادیو رسانهای است که مخاطب عاشق دارد. ما آدمهایی را میبینیم که در بیابان و خیابان و پشت ماشین مینشینند و داستان خودشان را عاشقانه گوش میکنند. رادیو تنها رسانهای است که شنونده میتواند هر جایی آن را با خودش ببرد. در رادیو بازیگرانی داریم که هنوز صدایشان برای شنونده آشناست. من با این که کار تصویری کردهام، اما خیلیها من را با صدایم میشناسند. رادیو به صدای من هویت داد. رادیو یار خلوتهای آدمی است. شما به عنوان شنونده رادیو در بیابان و زیرزمین و وسط خیابان میتوانید از رادیو لذت ببرید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: