در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایشان در ادامه هم دوباره اضافه کردهاند: خوشبختانه در بحث سینما مشکل جدی وجود ندارد، البته همواره اختلاف نظرهایی وجود داشته که باید با توافقات انجام شده جلوی ضرر و لطمه به سینمای کشور را گرفت و ما به همین دلیل خیلی خوشحال میشویم که بههرحال سینمای کشورمان خیلی خوب و خوش و سلامت است. حسینی، در جای دیگری از صحبتهایش با ایسنا عنوان میکند حضور سینمای ایران در عرصه بینالمللی فعالتر از گذشته شده است، اما ما ملاحظاتی داریم چون سیاستهای حاکم بر این جشنوارهها طوری است که بیشتر به دنبال فیلمهایی هستند که سیاهنمایی از ایران باشد و دنبال این نیستند واقعیتها، پیشرفتها و دستاوردهای ایران را به نمایش بگذارند.
البته ما با این بخش صحبتهای وزیر ارشاد بشدت موافق هستیم و اصلا این دغدغه ذهنیمان بوده است که چرا فیلمسازان ما بخصوص آن دسته از فیلمسازانی که جشنوارهبرو هستند و خودشان از اول هم میدانند فیلمشان را برای فلان جشنواره خواهند فرستاد، سعی نمیکنند به این مهم دقت کنند تا هموطنان مقیم خارج از ایران مجبور نباشند به دوستان خارجیشان توضیح بدهند که باور کنید در ایران ماشین داریم، خیابان داریم، ساختمان داریم و برج داریم. وزیر ارشاد این صحبتها را در روز افتتاحیه جشنواره بینالمللی فیلمسازان مستقل انجام داده است.
مظلومی، تک لوکیشن
مدتهاست کاری چون «آپارتمان» یا «خانه سبز» یا «همسران» که در مورد روابط ساکنان یک ساختمان باشد از تلویزیون دیده نشده یا اگر هم بوده، به پررنگی این آثار یاد شده نبوده است. به همین دلیل وقتی خبر تولید مجموعهای با این مضمون را خواندیم بشدت هیجانزده شدیم و بد ندیدیم شما را هم در این خبر سهیم کنیم! « مجتمع مسکونی دلنواز» کاری از مهدی مظلومی که قرار است در 30 قسمت 40 دقیقهای تولید و از شبکه تهران پخش شود. قرار است این مجموعه تلویزیونی طنز باشد و به گفته کارگردانش طنز متفاوتی داشته باشد. به طور حتم نقطه اشتراک کارهای مهدی مظلومی لوکیشن ثابتی است که او در کارهایش دارد. به عنوان مثال در «بدون شرح» با یک دفتر نشریه مواجه بودیم یا در «کمربندها را ببندیم» با یک دفتر هواپیمایی و در «زندگی به شرط خنده» هم باغ بزرگی بود که ساکنان آن در هر قسمت داستانی برای تعریف کردن داشتند. این تک لوکیشن بودن کارهای مظلومی که معمولا هم نقطه قوتی برای کارش بوده بظاهر در این سریال جدید هم در نظر گرفته شده است بعلاوه در این سریال با نامهای آشنا و محبوب مخاطبان هم برخورد میکنیم (مثل علیرضا خمسه، کامبیز دیرباز، داریوش مودبیان و برزو ارجمند) که این هم از ویژگیهای کارهای مظلومی است. به هر حال ما امیدواریم مهدی مظلومی بتواند اثر ماندگاری تولید کند و ما مخاطبان را دلشاد کند.
عزت الله انتظامی در بازار
آقای بازیگر برای کودکان افغان بغض کرده و روی سن صدایش لرزان است و چشمانش پر اشک. از همه مردم خواهش میکند برای کودکان افغان، قوم مصیبت دیده همواره کمک جمعکنند.
این تصویر چند سال پیش عزتالله انتظامی است که بی ادعا از شهرتش برای کمک به به کودکان آسیبدیده افغان درخواست کمک داشت. هفته گذشته نیز همین اتفاق افتاد. این بار اما اوضاع کمی فرق میکرد. آقای بازیگر تکیه داده به عصایش، آرام و پرشور، بیهراس از تجمع و شلوغی راهی بازار تهران شد تا مرهمی باشد برای زخمهای زلزله زدگان آذربایجان. آقای بازیگر سرمای بیرحم آن منطقه را چشیده است که حالا شال و کلاه به سمت بازار میرود. او «ستارخان» را در تبریز همراه با علی حاتمی فیلمبرداری کردند. «سال 51 در تبریز، «ستارخان» را برای علی حاتمی کار میکردیم و در حالی که اوایل تابستان بود، اما شبها در چادر بخاری روشن میکردیم و الان که نزدیک مهر ماه است این چادرها که در آن بچههای کوچک و زنها زندگی میکنند وضع بدی دارد و قطعا در مقابل سرما نمیتواند دوام بیاورد.»
کارهای خیریه در ایران و در میان هنرمندان ایرانی نسبت به دیگر نقاط جهان شکل دیگرگونهای دارد. سانحه زلزله در آذربایجان حتی در میان این قشر نیز چند بار موجب اختلاف شد.
برخی از سینماگران به انتشار عکسهای دیگر سینماگران در فضاهای مجازی اعتراض کردند و این کمکها را بهانهای دانستند برای ریاکاری! اما این مخالفتهای کمتر از آن بود که واکنشهای تندی به همراه داشته باشد. در این میان هنرمندان سینما در کمک به افراد زلزله زده پیشگام بودند و حالا هم آقای بازیگر به سراغ کسبه مشهور بازار تهران رفته است تا درخواستش برای کمک به هموطنان آذریزبان ردخور نداشته باشد.
عیاری به ونیز نمیرود
چندی پیش که نام فیلمهای جشنواره فیلم ونیز اعلام شد مشخص شد فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری هم میان این آثار بود. این آخرین ساخته عیاری هنوز در ایران اکران نشده و برنامه اکرانش هم نامشخص است. بعد از این اعلام، علیرضا سجادپور فورا واکنش نشان داده و گفته بود اصلا با او هماهنگی بهعمل نیامده و البته دستاندرکاران جشنواره ونیز با این اظهارنظر سجادپور تغییری در فهرست خودشان ندادهاند. اما دراینمیان، واکنش عیاری مثالزدنی است، چرا که در پاسخ به یکی از خبرگزاریها و در واکنش به این خبر گفته: «سعی میکنم حرفی نزنم که باعث سوءتفاهم شود. در ضمن اصلا دسترسی به اینترنت ندارم که اخبار مربوط به این جشنواره را پیگیری کنم.» عیاری که به گفته خودش دعوتنامه این جشنواره را هم دریافت کرده، ترجیح داده نرود تا حرف و حدیث و حاشیه هم نباشد! کیانوش عیاری گفته قرار است به جای ونیز به سولقان برود و در واکنش به این حرف که شاید نمایش فیلمش در ونیز حاشیهای برایش درست کند، گفته: گوشهای نشستهام و دارم نان و ماست خودم را میخورم. دلیلی ندارد پاسخگوی چیزی باشم. جشنواره ونیز امروز به پایان میرسد و کیانوش عیاری گفته حتی اگر جایزه هم به فیلمش تعلق بگیرد به ونیز نمیرود.
والیزاده، بازیگر ـ دوبلور یا دوبلور ـ بازیگر
هرکس اندک ذوق و علاقهای نسبت به دوبله داشته باشد یا دستکم یک بار فیلمی سینمایی با دوبله خوب دیده باشد، محال است چهره این هفته ما را با آن صدای ماندگارش نشناسد. منوچهر والیزاده که عمری است جوان دوبله فیلمها بهشمار میرود امروز از پیشکسوتان پرطرفدار دوبله است. او که غیر از دوبله، تجربه گویندگی و بازیگری تئاتر و تلویزیون را هم در کارنامه حرفهای خود دارد و گوینده بخش صبحگاهی سهشنبههای رادیو پیام نیز هست، در گفتوگو با یکی از خبرگزاریها گفته جزو دوبلورهایی است که صدایش را زیاد تغییر نمیدهد و بیشتر به حس و حال آن هنرپیشه اهمیت میدهد. وقتی دوبلور حس و حال هنرپیشه را به درستی منتقل کند، کارش را درست انجام داده و این همان چیزی است که ما این روزها هرچه بیشتر میگردیم کمتر پیدا میکنیم؛ اینکه حس و حال هنرپیشه با صدای دوبلور به بیننده منتقل بشود! والیزاده البته در ادامه گفته به نظرش دوبله نوعی بازیگری است و شاید دوبلورهایی که تجربه بازیگری بخصوص بازیگری تئاتر را دارند، دوبلورهای بهتری هستند و ما ناخودآگاه در دلمان آرزو میکنیم ایکاش بازیگرانمان روزبهروز خوشصداتر شوند تا در نتیجه دوبلورهای بهتری نیز داشته باشیم یا برعکس دوبلورهایمان بازیگران قابلی شوند. منوچهر والیزاده در جای دیگری از صحبتهایش درباره نکات خوبی که میشود از سریالهای خارجی یاد گرفت، اشاره کرده برخی کارهای خارجی سوژههای خوبی دارند و اگر هم دوبله خوبی روی کارشان انجام شود، بینندههای زیادی را جذب میکنند؛ در حالی که داستان برخی فیلمهای سینمایی ما را میتوانید از روی پوستر فیلم حدس بزنید.
وقتی ستایش مهمان جشنواره باشد
این روزها هر وقت پای سریال ایرانی پرسوز و گداز به میان میآید، محال است ما یاد «ستایش» و گریهها و بلاهایی که بر سرش آمد، نیفتیم و از خودمان نپرسیم پس کی فصل دوم این سریال فصلی تلویزیون آغاز میشود. یادتان باشد اتفاقا همین سریال ستایش جزو اولین کارهای تلویزیونی قرار گرفت که در پایان یک فصل از نمایش تمام شد و قرار شد برای فصل جدید هم تولید شود؛ اما اینکه امروز و اینجا از ستایش صحبت میکنیم هیچ ربطی به این سریال و فصلبندیهایش ندارد. امروز قرار است خود ستایش یعنی نرگس محمدی، چهره ما باشد چون طی چند روز اخیر خبرهای مختلفی درباره دعوت از ایشان برای حضور در جشنوارهای نمایشی در یکی از شهرستانهای کشورمان شنیدیم. البته تا اینجای خبر خیلی معمولی و عادی است و امکان دارد برای هرکدام از بازیگران پیشکسوت و جوان هم این اتفاق (حضور یا داوری یک جشنواره) پیش آمده باشد، اما خبر وقتی نرگس محمدی را چهره میکند که میخوانیم ایشان برای حضور در این جشنواره درخواست دستمزد یا هدیهای 5/1 میلیون تومانی کردهاند. خبرگزاری فارس اشاره کرده محمدی با حضورش در این جشنواره باید 6 میلیون تومان دستمزد یا هدیه میگرفته که این مبلغ برابر سقف دستمزد اجرای عمومی چهار نمایش خیابانی در شهرستانها و دو نمایش خیابانی در تهران است. البته اینکه خانم محمدی این خبر را تائید میکند یا تکذیب مشخص نیست، اما اساسا فلسفه دعوت از نرگس محمدی برای حضور در جشنواره تئاتر شهروندی سقز چه میتواند باشد سوالی است که امیدواریم وی با توضیحاتش برای مردم روشن کند.
تنابنده میخواهد فیلم بهداشتی و تمیز بسازد
محسن تنابنده در گفتوگو با یکی از روزنامهها گفته حاضر است برای بازی در بعضی نقشها پولی دریافت نکند، چون به گفته خودش با بازیگری حال میکند. البته او در ادامه به اینموضوع هم اشاره کرده که قصد دارد فیلم بسازد، اما فیلم بهداشتی و تمیز! تنابنده توضیح داده فیلم نباید سلیقه مردم را کثیف کند. راستش گرچه خوب منظورش را متوجه نشدیم، اما به نظرمان بحث شیرینی آمد و اتفاقا خودش هم اشاره کرد فیلم باید شیرین باشد! و خودش هم معمولا در کارهایی که مینویسد شاید قصه شیرینی نباشد اما روایت، شیرین است برای اینکه آن قصه تلخ را بشود گفت. محسن تنابنده، بازیگر و نویسنده سینما و تلویزیون که طی سالهای اخیر بواسطه کارنامه درخشانش بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته (سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد به محسن تنابنده برای بازی در دو فیلم «سنگ اول» و «هفت دقیقه تا پاییز» و نویسندگی و ساخت سریال «پایتخت» در نوروز 90) در مصاحبهاش گفته: الان در این وضع زندگی میکنم که وِل هستم و مثل کش یک روز اینجا هستم و یک روز آنجا. دوست دارم پایان ماندگاری داشته باشم. ما ضمن اینکه رسما محسن تنابنده را یک بار دیگر جزو چهرههای هفتهمان اعلام میکنیم و برایش آرزوی موفقیت روزافزون داریم، صمیمانه میگوییم نمیشود با این همه تلاش و وسواس پایان ماندگار نداشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: