در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پریرا در باشگاههایی پرشمار در برزیل و کشورهای متعدد دیگری ازجمله در کشورهای عربی حوزه خلیجفارس هم مربیگری کرده و اینک در 69 سالگی یک استاد مسلم فوتبال و کارشناس برجسته این ورزش به شمار میآید.
با این که رجعت او به سلهسائو با حذف این تیم در جام جهانی 2006 رویدادی تلخ تلقی شد و وی نتوانست آفریقای جنوبی را هم از گروهش در مرحله نهایی جامجهانی 2010 بالا بیاورد، اما جهان فوتبال بیش از 40 سال است که نام وی را میشنود و این برزیلی فکور را که عضو ارشد گروه کارشناسی اعزامی فیفا به المپیک امسال در لندن بود، میستاید.
ببینیم جدیدترین نظرات او درخصوص فوتبال کشورش و رویدادهای عمده گذشته، جامهای جهانی قبلی و تیم فعلی برزیل و شرایط جهانی کنونی این ورزش چیست.
کشورتان برزیل کمتر از 20 ماه دیگر میزبان دور پایانی جامجهانی 2014 خواهد بود. آیا نسل جوانی که مانو منهزس ـ سرمربی کنونی تیمملیبرزیل ـ مشغول کارکردن روی آن بوده، صلاحیت و توانایی فتح این جام را دارد؟
کیفیات فنی آنها در سطحی بالا است، اما درخشش در دیدارهای دوستانه و حتی مسابقات رسمی معمولی یک چیز است و انجام وظیفه و جولان و جلب نظر در مرحله نهایی جامجهانی امری به کلی متفاوت.
به عبارت بهتر این نفرات ممکن است اینک بسیار بدرخشند، اما وقتی مرحله نهایی جامجهانی شروع شود، کم بیاورند.
40 سال است که هر فوتبالیست جوانی در برزیل ظهور کرده مردم و کارشناسان بلافاصله گفتهاند پهله بعدی از راه رسیده است، اما هیچکدام یکصدم پهله هم موثر واقع نشدهاند. با این که بر کار و نحوه بازی نیمار بشدت مهر تائید میزنم، مطمئنم که او هم پهله نمیشود.
این جوان (نیمار) نبوغ فراوان و فروغ چشمگیری دارد و حضور او در راس تیم ملی جوانشده برزیل بر کاراییهای تیم و امیدهای ما میافزاید، اما توان حقیقی آنها فقط وقتی رو میشود که جام جهانی بیستم در خاک برزیل آغاز شود و تا آن زمان هر چه بگوییم، صرفا خیال و توقع است.
به عنوان یک مرد فاتح جام جهانی (1994) بگویید این توفیق در شکلگیری شخصیتکاری شما چقدر نقش داشت و چه میزان روی شما تاثیرگذار بود؟
تصاحب جامجهانی بالاترین دستاورد ممکن در این ورزش است. شما یکبار این جام را ببرید و سپس در تمامی عمرتان ببازید و اشتباه کنید و با همان تک قهرمانی در خاطرهها خواهید ماند.
همین حالا و 18 سال بعد از پیروزی بزرگمان در جامجهانی 1994 در خاک آمریکا هر جا وارد میشوم، پای میکروفن اعلام میکنند فاتح جام جهانی آمد. در همین سفر اخیرم به لندن برای بازیهای المپیک چند نفر تا مرا در خیابان دیدند، گفتند آقای پریرا، شما یک افسانه هستید و دیدار با شما بزرگترین افتخار برای ماست.
یادمان هست با وجود آن قهرمانی بسیار مهم و درخشش خیرهکننده روماریو خیلیها بازی تیم برزیل تحت هدایت شما را یک اسلوب اروپایی و برخاسته از مدلهای احتیاطآمیز آن قاره توصیف کردند و گفتند شما روح فوتبال زیبای برزیلی را کشتهاید.
چه کسی این حرفها را به خاطر دارد؟ قریب به دو دهه بعد تنها چیزی که در خاطرها حک و در کتابها ثبت شده، این است که برزیل آن دوره جام را برد و مردم برزیل را بشدت شادمان کرد زیرا به 24 سال دورماندن ما از این جام بسیار پراعتبار پایان بخشید و غرور و اعتماد به نفس را به کشور ما بازگرداند.
این که آن پیروزی چطور و با کدام ابزار و با چه سیستمهایی حاصل آمد، حالا آشکارا اهمیت خود را از دست داده است و نسل جوان اصلا نمیداند شما راجع به چه چیزی حرف میزنید. اگر از من بپرسید، به شما میگویم که برزیلیها حاضر بودند با سیستمی بسیار منفیتر و تدافعیتر و به اصطلاح با رویکرد به هر هنر غیربرزیلی جام جهانی 2010 را ببرند، اما باز نتوانستند. از طرف دیگر اصلا فراموش نکنید ما آن سال، تیم بسیار خوب و مجربی را در اختیار داشتیم که ترکیبی ایدهآل از جوانی و تجربه بود و در آن تافارل، دونگا، روماریو، بهبهتو، لئوناردو، جورجینیو، کافو، الدایر، گومز و برانکو توپ میزدند و آن تیم اصول فوتبال گروهی را که شاید شما دوست داشته باشید آن را مدل اروپایی بنامید، بسیار بهتر از بیشتر تیمهای برزیلی طی تمامی ادوار رعایت میکرد و به لحاظ کارایی فنی و فردی هم در سطحی بسیار بالا بود.
آیا لزوم فتح جام جهانی بعد از سالها دورماندن از آن سبب شد آن روشهای اروپایی محتاطانه را که در آن سهم هنرهای برزیلی کمتر از حد توقع بود در پیش بگیرید؟
پریرا: ما جام جهانی 1994 را با کمترین نقایص فتح کردیم، اما یک عمر مشغول جوابگویی به این اتهام بودهایم که جوگو بونیتو (فوتبال زیبا) را رعایت نکرده و به اسلوبهای اروپایی متوسل شدهایم، اتهامی که هنوز هم آن را نمیفهمم
همانطور که قبلا اشاره کردید، بعد از فتح آن جام به جای این که ما را در برزیل کلی تحویل بگیرند، از هر سو کوبیدند و گفتند پس جوگو بونیتو (فوتبال زیبا) کجا رفته است و چرا از هنرهای برزیلی در بازیهایتان در جام غافل ماندهاید و ما هم جوابی صریح و سریع و قاطع به آنها ندادیم. زیرا محیط و شرایط موجود، این را نمیطلبید. سوال من این است که فوتبال زیبا اصولا چیست؟ آیا جز این است که باید موثر و کارآمد باشید، خوب دفاع کنید و بهموقع گل بزنید. همه اینها میشود فوتبال زیبا. ما تمام این موارد را انجام دادیم و بدون حتی یک شکست قهرمان شدیم. این اتهام هم که ما در آن دوره برخلاف سنت و عرف فوتبالمان، اروپایی بازی کردیم، حرف کاملا بیپایهای است و نمیدانم چه کسی این ایده احمقانه را بر سر زبانها انداخت. هیچیک از انگارههای فوتبال اروپایی بهعنوان پایههای آن تیم به کار گرفته نشد. از قضا برعکس ما به مولفههای فوتبال برزیلی برای آن تیم و مسابقات جامجهانی وفادار بودیم و همه اجزای فوتبالمان همانی بود که برزیل به آن معروف است. پاسکاریهای سریع و استفاده از دفاع منطقهای و حرکات یک ـ دو و نفوذهای پا به توپ، همه و همه چیزهایی بود که توسط ما در آن رقابتها پیاده شد و آنها را چندان در بازی اروپایی نمییابید و ویژه ما است. وقتی بحث دفاع و دفع حملات رقبا مطرح میشد، با 8 نفر روی توپ خراب میشدیم و به محض ایجاد فرصت حمله، همین نفرات باز شده و به سوی زمین رقبا سرازیر میشدند.
ما در هیچیک از مسابقات خود در آن جام حتی یکبار هم به طور جدی در خطر باخت قرار نگرفتیم. میدانید این دستاورد چقدر پرارزش و جالب است؟
ظاهرا موازین تشخیص صلاحیت یک بازیگر برای حضور در تیم ملی برزیل متفاوت با ویژگیهای شرکت در دیدارهای باشگاهی است.
بین اینها دنیایی تفاوت است. وقتی در یک باشگاه حتی مطرح برزیلی بازی میکنید فقط با هواداران همان تیم طرف هستید و تنها باید آنها را راضی کنید، اما با پوشیدن پیراهن سلهسائو همهچیز عوض میشود و نهتنها تمام ملت برزیل، بلکه همه دنیا شما را زیر نظر میگیرند و باید جوابگوی بسیاری از مسائل و افراد متعددی باشید، کوچکترین قصوری که باعث شکست تیم ملی برزیل شود با اعتراضها و نارضایتیهای گستردهای مواجه خواهد شد. یک بازیکن ملیپوش باید ابتدا متوجه تفاوت عظیم مسئولیتهایش در تیم ملی و باشگاهش شود و از هر جهت باهوش عمل کند.
گاهی یک بازیکن در مسابقات باشگاهی نمیدرخشد، اما جوهره درخشش در دیدارهای ملی را دارد و شما باید شجاعت کنید و او را به دیدارهای ملی فراخوانید، زیرا میدانید که وی در مسابقات دشوار به دردتان خواهد خورد. برانکو، نمونه خوبی است. او را از زمان کار مشترکمان در تیم فلومیننه در سال 1984 بخوبی میشناختم و در جامهای جهانی 1986 و 1990 هم خوب کار کرده بود. در سال منتهی به جام جهانی 1994، بازیهای چندانی به او در کورینتیانس نمیرسید، اما میدانستم که کلاس و سابقه او بسیار به کار ما خواهد آمد و به همین سبب نیز او را به آمریکا بردم. وی نیز آنجا بسیار راحت و مطمئن کار کرد. این بشر انگار با اضطراب و استرس در زندگی بیگانه بود. طوری راحت در جام جهانی بازی میکرد که انگار دارد در حیاط خانهشان با پسر کوچکش فوتبال بازی میکند. او بود که در بازی سرنوشتساز ما با هلند، هم مارک اوورمارس خطرناک را خنثی کرد و هم گل پیروزیساز ما را به ثمر رساند.
با این حال حسابگریهایتان و ملاحظاتی از همین دست در جام جهانی 2006 جواب نداد.
شاید یک ایراد ما در آن جام این نکته بوده باشد که چهار مهره ثابت و کلیدیمان همچون کاکا، رونالدینیو، ادریانو و رونالدو وظایف دفاعی نداشتند و اصولا با این امر بیگانه بودند. از طرف دیگر فرم خوب و نتایج ایدهآل تیم آن سالمان قبل از شروع جام جهانی به گونهای بود که اگر من آن روال را بهم میریختم، متهم به دیوانگی میشدم و در نتیجه دست به ترکیب آن نزدم و با همان روال به آلمان رفتیم و کارمان را شروع کردیم و بد هم نبودیم، اما در یکچهارم نهایی در برابر فرانسه ناگهان همه زیر سطح خود بازی کردند و چون یکی دو سال به همان سیستم خو گرفته بودیم، عملا نقشه دومی برای جبران ناکامی سیستم اصلیمان نداشتیم و نتیجه آن، قبول باخت در برابر فرانسویها و حدف شدن بود. این که چرا یک تیم بسیار خوب، یک روز بشدت بد بازی میکند از آن بحثهای کهن در فوتبال است که هرگز جوابی بر آن یافت نشده و از من هم نخواهید جوابی بر آن بیابم. فکر میکنم آن روز دل و فکر نفرات ما به طور کامل در آن بازی نبود و با تمام وجود تلاش نکردند و در رقابتی در سطح جام جهانی اگر دل به کار ندهید، امکان ندارد جان سالم به در ببرید.
دیگر پیر شدهاید. تا کی در فوتبال فعال خواهید ماند؟
بجز فوتبال چه چیزی در زندگیام میماند؟ بگذارید خودم جواب بدهم که دقیقا هیچ چیز. از بس در محیط فوتبال و با مربیگری آن زندگی کردهام که اگر به آن نپردازم انگار که مردهام و به همین سبب است که از کنارگذاشتن آن ابا دارم. این کار واقعا از من برنمیآید. من هر روز حداقل دو سه بازی را از تلویزیون میبینم و درس میگیرم و آموزش میدهم و از این روال سیر هم نمیشوم.
سایت فیفا - مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: