در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی در شهر صحنههایی را میبینیم که آزارمان میدهد؛ مثل ریختن زباله، رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی، سر و صدای مردمی که بر سر کوچکترین موضوعی با هم درگیر میشوند و... همه این موارد باعث میشود تا احساس کنیم نوعی بینظمی و ناهماهنگی در شهر وجود دارد، به نظر شما علت چیست؟
در حال حاضر در کشور ما عمده جمعیت شهرنشین هستند چراکه شهرها محل سکونت، تولید و تجارت به حساب میآیند. شهروند یعنی کسی که به حقوق و تکالیف خود آشناست. در واقع ساکنان یک شهر مسافران یک کشتی هستند که جدای از همه تفاوتها بالاخره زندگیشان به هم مربوط میشود. اگر رفتارهای شهروندان مطلوب نباشد در زندگی دیگران هم اختلال ایجاد میکنند. مشکلات زمانی به وجود میآید که شهرنشینان تبدیل به شهروند نشده و به اندازه کافی با حقوق و تکالیفشان آشنایی نداشته باشند؛ البته در خیلی از مواقع آشنا هستند و میدانند زباله ریختن در خیابان درست نیست یا رد شدن از چراغ قرمز خطرناک است، ولی این موارد را رعایت نمیکنند؛ یعنی قوانین شهروندی هنوز در وجودشان نهادینه نشده است.
تبدیل یک شهرنشین به شهروند چطور باید اتفاق بیفتد؟
تهران، ایران کوچک است، یعنی جمعیت تهران از کسانی تشکیل شده که از شهرهای بزرگ و کوچک و روستاهای مختلف عمدتا در یک پروسه زمانی 50 ساله مهاجرت کردهاند. در واقع تهران مقصد اصلی مهاجرین است. این افرادی که مهاجرت کردهاند، حامل فرهنگهای مختلف هستند که در محدوده جغرافیای خودشان با آن سازگار بودهاند، اما با آمدن به تهران دیگر آن فرهنگها با محیط جدید پایتخت سازگار نیست، بنابراین همزیستی که انتظار داریم در یک محدوده جغرافیایی وجود داشته باشد، با وجود اشتراکات قوی، نیست.
چه اشتراکاتی؟
همه این افراد ایرانی هستند، همه مسلمان هستیم و....
یعنی قدرت خردهفرهنگها بیشتر از اشتراکات است؟
بله، چون خردهفرهنگهای ناسازگار باعث میشود افراد نسبت به شهر محل زندگیشان تعلق کافی نداشته باشند. در حال حاضر بیشتر ساکنان تهران به این شهر تعلق ندارند بلکه نسبت به شهر و روستایی که از آن آمدهاند احساس تعلق میکنند و آن را شهر خودشان میدانند و تهرانی را که در آن کار میکنند و زندگی میکنند، شهر خودشان نمیدانند. بعضی از شهروندان نسبت به خانه خودشان احساس تعلق دارند، اما زمانی که پایشان را از خانه بیرون میگذارند، دیگر نسبت به محله و محیط احساس تعلق خاطر ندارند و نسبت به محیط و سرمایههای شهری بیتفاوت هستند؛ ما باید کاری میکردیم تا این احساس تعلق افزایش پیدا کند در همین خصوص سیاست محلهگرایی که در شهرداری تهران مطرح شده است به این موضوع برمیگردد که مردم را نسبت به شهر محل زندگیشان حساس کنیم.
کمی در مورد محلهگرایی توضیح دهید؟
در این طرح شهر تهران را به 374 محله تقسیم کردیم و در قالب سرای محله، شبکههای اجتماعی ایجاد کردیم تا آموزشهای شهروندی را به صورت فراگیر در اختیار شهروندان قرار دهد. در همه سراهای محله 13 خانه داریم که شامل خانههای سلامت، علم و زندگی، خانه کتاب، خانه اسباببازی و... میشود که هر کدام از این خانهها مجموعه خدماتی ارائه میدهند که در سطح محله متمرکز است و این خدمات را از طریق ارتباط با شهروندان به آنها ارائه میدهند. بخش قابل توجهی از این خدمات به صورت رایگان در اختیار شهروندان قرار میگیرد.
این آموزشها شامل چه مواردی میشود؟
عمده سرفصلها آشنایی با حقوق و تکالیف شهروندی، آموزشهای پایه شهروندی در حوزه محیط زیست، احترام به حقوق دیگران، رفتارهای ترافیکی و... است.
یکی از ایرادهایی که شاید بسیاری از گردشگران خارجی در بدو ورود به تهران میگیرند، نوع رانندگی تهرانیهاست که آنها را کلافه میکند، در این مورد چه آموزشهایی داده میشود؟
بله، متاسفانه با وجود این که در این زمینهها قانون داریم و پلیس هم همه جا هست، باز در تهران آمار بالایی از فوت ناشی از تصادف را داریم، چون نهعابران پیاده و به سوارهها قانون را رعایت نمیکنند، بویژه در حوزه فرهنگ ترافیک مشکلات زیادی داریم. ما با ارائه پوستر و نمایش فیلم و تهیه بروشورها و کتابهای آموزشی سعی کردهایم این قواعد و مقررات را گوشزد کنیم؛ البته در این زمینه رسانههای جمعی ازجمله صداوسیما میتوانند نقش بسیار مهمی را ایفا کرده و با برنامههای آموزشی این موارد را به مردم یادآوری کنند.
این مشکلات تنها مختص تهران است؟
بروز بینظمی در تهران بیشتر است به این دلیل که این شهر از لحاظ بافت متنوعتر است و جمعیت بیشتری را در خود جای داده است، مثلا در اصفهان مردم قوانین و مقررات شهری را بیشتر رعایت میکنند و به اصطلاح شهروندتر هستند. در اصفهان کار جمعآوری زباله هر دو روز یکبار انجام میشود، ولی در تهران در یک روز شاید دو بار شهرداری مجبور به جمعآوری زباله شود، چون مردم رعایت نمیکنند و تصور کنید همین کار کوچک چقدر وقت و نیروی انسانی لازم دارد.
وضع ما در میان کشورهای آسیایی چگونه است؟
برخی کشورها در زمینههایی شاخص هستند و روند توسعهیافتگی در آنها بارز است، مالزی ازجمله این کشورهاست، ولی اندونزی شرایطی مانند کشور ما دارد. دقت داشته باشید که میلیونها نفر در تهران ساکن هستند. از طرف دیگر تاریخچه شکلگیری پایتختها با هم متفاوت بوده و اقداماتی که انجام شده با هم تفاوت داشته است. در مالزی آموزشهای شهروندی سابقه بیشتری دارد، اما در کشور ما این روند نسبتا نوپاست.
آموزشهای شهروندی در مالزی به چه شکلی است؟
در آن کشورها هماهنگی بین دستگاههای مختلف وجود دارد. آنها آموزش را از پایه شروع کردهاند نظام آموزشی یکی از ارکان مهم است. ما باید آموزش را در سطح مدارس و دانشگاهها مطرح کنیم. باید سرفصلهای آموزشهای شهروندی در درسهای ما گنجانده شود. بحث شهردار مدرسه که از طرف شهرداری مطرح شد در همین راستا بود و هدفش آشنایی دانشآموزان با وظایفی که در قبال شهرشان دارند بوده است. متاسفانه در سطح دانشگاهها نیز این سرفصلها بسیار کمرنگ است. بین رسانههای جمعی، سازمانهای فرهنگی، پلیس و... باید هماهنگی باشد، باید بودجههای فرهنگی افزایش پیدا کند؛ البته در این زمینه سازمانهای مردمنهاد خیلی میتوانند موثر باشند، ما نیازمند این هستیم که با هم کار کنیم به عنوان مثال در بحث کمربند ایمنی همه با هم کار کردند و چون هماهنگی بینشان بود و این کار بهراحتی انجام شد.
قوانین چه نقشی در این زمینه دارند؟
در خیلی از زمینهها با وضع قوانین الزامآور میتوانیم موثر عمل کنیم مثل این که اگر سرنشین ماشینی زبالهاش را به بیرون پرتاب کرد جریمه شود، البته قوانینی هم در این زمینه وجود دارد، ولی متاسفانه چندان الزامآور نیست. در بسیاری از کشورهای پیشرفته برای حفظ نظافت شهر یا آسیبزدن به وسایل شهری قوانین و مجازات سختی وجود دارد.
به عنوان سوال پایانی به ما بفرمایید چطور یک شهروند واقعی باشیم؟
اگر همه ما نسبت به شهری که در آن زندگی میکنیم احساس تعلق و وابستگی داشته باشیم، این امر خود به خود در ما باعث ایجاد یک انسجامجمعی خواهد شد اگر من قانون را رعایت کنم و مطمئن باشم دیگری نیز همین کار را خواهد کرد و روز به روز شاهد بهتر شدن شهرمان خواهیم بود، البته در این میان شهرداری و دستگاههای مختلف هم وظایفی دارند که باید به آن عمل کنند.
سمیه افشینفر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: