در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مردم که در بین آنان هم زن دیده میشد و هم مرد، هم پیر بود و هم جوان، از مدتها قبل حرکتهای اعتراضی زنجیروار خود را در انتقاد به دستگاه رژیم پهلوی آغاز کرده بودند.
عقبه راهپیماییهای مردمی به 15 خرداد سال42 میرسید. با وقفهای چندساله به قیام 19دی مردم قم در سال 56 وصل شد و همزمان مراسم مشابه دیگری که به مناسبت چهلم شهدای قم در شهرهایی نظیر تبریز و پس از آن کشتار مردم تبریز در 29 بهمن رخ داد، همه و همه دست به دست هم داد تا تراژدی دیگری به نام واقعه تلخ جمعه خونین 17 شهریور 57 شکل بگیرد.
جرقه این رویداد در پی برقراری حکومت نظامی و اعلام آن در تهران و 11 شهر مهم کشور زده شد، به همین دلیل شانزدهم شهریور مردم زیادی در تهران تصمیم گرفتند به خیابان آمده و اعتراض خود را به دستگاه امنیتی حکومت که به سمت ایجاد خفقان بیشتر پیش میرفت، اعلام کنند.
این کار را هم کردند و حضور گسترده مردم باعث وحشت سردمداران رژیم شد. دولت که انتظار چنین واکنشی را نداشت مجبور شد تا در رادیو این چنین واکنش نشان دهد: «تنها برای جلوگیریاز خونریزی تظاهرات غیرقانونی و ضدملی آنان تحمل شد».
اما آنچه آتش بیشتری را به جان مردم خسته از استبداد انداخت، واکنش کاخ سفید به برقراری حکومت نظامی در ایران بود که آن را روشی برای برقراری آرامش در تهران و شهرهای بزرگ دانسته بود و تلویحا از این روش مستبدانه حمایت میکرد.
برای همین مردم بی توجه به همه اینها باز با یکدیگر قرار تجمعی دیگر را گذاشتند: جمعه، هفدهم شهریور، میدان ژاله! و انصافا که همه هم سر قرار حاضر شدند و نتیجه پایبندی آنان به عهد و پیمانشان با خون شهدایشان، گلوله و آتشی بود که به رویشان گشوده شد و ساعاتی بعد، غسالخانه بهشت زهرای تهران پر از پیکر شهدایی شد که کمتر از چند ماه بعد، برکت خونشان زمستان ایران را بهار کرد.
مریم جمشیدی - گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: