در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه در مورد اکثر کشورها در این زمینه حائزاهمیت است، این که قهرمانی در المپیکها یا مسابقات عمده جهانی یک وظیفه ملی به حساب میآید و روی آن ارزشگذاری مالی مشخصی صورت نمیپذیرد. اکثر کشورها از اعلام آمار رسمی پاداشهای خود قبل از بازیهای اخیر المپیک در لندن احتراز کردند و حتی آمریکا که رقابتی سنتی و قدیمی با روسها برای صدرنشینی در جدول مدالها داشته و بتازگی چین را بعنوان رقیب نخست مقابل خود دیده و دیگر مثل گذشته از جانب روسیه احساس خطر نمیکند، هیچ رقمی را بعنوان پاداش رسمی کسب طلا، نقره و برنزهای المپیک سیام ابراز نداشت. روسیه نیز که در سالهای اخیر دو سه بار ارقامی را اعلام کرده بود، این بار چنین نکرد و چین نیز همینطور. با این که بریتانیای میزبان این بار برای هر طلای المپیک خانگی نرخ گذاشت (200 هزار پوند برای هر صیاد آن)، اما اکثریت با کشورهایی بود که در این زمینهها ساکت به صحنه المپیک 2012 آمدند و بیسر و صداتر از لندن رفتند.
صریحتر و روشنتر
اگر به جامهای جهانی فوتبال که ظاهرا بعد از المپیکها میعادگاه بزرگ جهان ورزش، اما در عمل از المپیکها هم مهمتر و پرتماشاگرتر هستند رجوع کنیم، میبینیم در این مورد ارزشگذاری مالی روی رتبههای حاصله روشنتر و صریحتر بوده و کشورهای بزرگ از اعلام رسمی و صریح موضوع نیز ابایی نداشتهاند و این در مورد جدیدترین مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا هم که خرداد و تیر امسال در اکراین و لهستان برگزار شد، کمی تا قسمتی صدق میکند. آلمان که پیش از شروع مسابقات همپا با اسپانیا بخت قهرمانی به حساب میآمد، ولی در نیمهنهایی توسط اسپانیا حذف شد، قبل از رقابتها اعلام کرد به هر یک از ملیپوشان این کشور در صورت پیروزی در این رقابتها 300 هزار یورو پرداخت خواهد شد، ولی اسپانیا با دلگرمی فتح دوره قبلی (2008) یورو و همچنین قهرمانی در جام جهانی 2010 از اعلام رقمی صریح درباره این پیکارها خودداری کرد و انگلیس و ایتالیا نیز رقمی را اعلام نکردند، اما میزبانان مشترک جام که به خودنمایی در این پیکارها نیاز سیاسی و ورزشی زیادی را حس میکردند هریک پاداشهای لازم را برای تیمهای ملی خود تعیین کردند. لهستان اعلام کرد قهرمانی برای هر ملیپوش این کشور 300 هزار یورو پاداش در بر دارد و حتی رسیدن به نیمه نهایی 150 هزار یورو دستخوش را نصیبشان خواهد کرد و اکراین 350 هزار یورو را پاداش قهرمانی و 250 هزار یورو را معادل پولی نایبقهرمانی خواند و البته آنها میدانستند با توجه به این که این عناوین به احتمال قوی نصیب تیمهای متوسط کشورشان نخواهد شد، هیچیک از این پرداختها لازم نخواهد شد.
شروع ماجراها
ارزشگذاری روی مدالهای المپیکها و مسابقات جهانی ـ چه امر غلطی شمرده شود و چه یک سیاستگذاری لازم و مفید ـ از اوایل دهه 1970 باب شد و بهتدریج در بستر زمان جا افتاد و طبعا در هر دوره قیمت و میزان آن بالاتر رفت. آلمان کشور میزبان المپیک 1972 در مونیخ در همان زمان اعلام کرد به هر ژرمن صیاد طلای آن رقابتها 100 هزار مارک تعلق خواهد گرفت و اتحاد جماهیر شوروی در سال 1980 یعنی 11 سال قبل از تجزیهشدن و تقسیمشدنش به 15 کشور ظاهرا مستقل در ارتباط با المپیک خانگیاش در مسکو تاکید کرد تمامی برندههای مدال طلای آن رقابتهای تحریم شده (توسط مخالفان پرشمار اشغال خاک افغانستان توسط روسها) 100 هزار دلار پاداش خواهند گرفت.
دولت وقت شوروی که از سرمایهگذاریهای کلانش در امر ورزش بهرههای کلانی برده و با درآوردن عنوان قهرمانی المپیکها از چنگ آمریکاییها، جنگ عقیدتیاش با امپریالیستها را نیز برده بود و آن را سند رجحان کمونیسم بر نظام سرمایهداری تلقی میکرد، بعد از قبضهکردن المپیکها از 1964 به بعد به صیادان مدالهای المپیکها همواره امتیازاتی میداد، اما این امتیازها اغلب پول نقد یا اعتبار مالی و اوراق و اسناد بهادار نبودند و حتی در ابتدا منزل و اتومبیل هم نبود. گفته میشود پاداش نیکولای اندریانوف، ژیمناست گرانمایه روسی که در المپیک 1976 مونترال، شورویها را درصدر این ورزش در جمع مردان نشاند، فقط درجه استادی تربیت بدنی و اهدای پست حق تدریس ورزش در دانشگاههای عالی روسیه و بالابردن حقالزحمه وی در قبال این تدریسها بود؛ اما هیچ وجه نقدی به او اهدا نشد.
نشان لیاقت
در سال 1992 که ویتالی شربو، سلف شایسته اندیانوف طلای ژیمناستیک المپیک بارسلونا را کسب کرد با توجه به عوضشدن سنت و فضای پرداختهای ورزشی در سطح جهان، 200 هزار دلار و به روایتی یک عمارت مسکونی درجه اول در مسکو دریافت کرد. در این حد فاصل ولادیمیر سالنیکوف، غول شنای استقامت شوروی که در المپیکهای 1980 و 88 مدال طلای 1500 متر آزاد مردان را برد، بابت پیروزی نخست خود یک درجه شهروندی ممتاز و برای دومی نشان لیاقت از میخائیل گورباچف رهبر وقت شوروی دریافت کرد و یک نقل قول تائیدنشده و خارج از محافل دولتی میگوید وی در سال 1988 یک منزل هم از دولت گورباچف دریافت کرده است.
اما این چیزی است که سندی از آن وجود ندارد و سالنیکوف که حالا استاد تربیت بدنی در مسکو و مردی در ابتدای ایام پیری خود است از هرگونه صحبتی پیرامون آن خودداری میکند.
اختلاف نظرها
این باور که کسب مدالهای المپیک و مسابقات جهانی و به دستآوردن رتبهای ارزشمند در جامهای جهانی فوتبال ابتدا یک وظیفه کشوری است ـ و نه یک دستاورد شخصی ـ از دیرباز در بلوک شرق جایگاه راسختری داشته است تا در دنیای به اصطلاح آزاد و سرشار از سرمایهگذاریهای به انحرافکشیدهشده غرب که روی هر چیزی در آن ارزشگذاری شده و پولی دست به دست میشود. اقمار شوروی سابق در اروپای شرقی در دوران رواج کمونیسم از بیان هرگونه پاداشی در مورد قهرمانان پیروز خود در قبل و بعد از المپیکها خودداری میکردند و حتی آن را قدرناشناسی ورزشکاران ملیپوش از نعماتی تلقی میکردند که دولت در اختیارشان گذاشته بود. رومانی هرگز پاداشی به نادیا کومانهچی، بانی یک انقلاب بزرگ فنی در ژیمناستیک زنان نداد و حتی چنان وی را در فشارهای سیاسی قرار داد که وی 13 سال بعد از فتوحات تاریخیاش در المپیک مونترال از مرزهای زمینی رومانی گریخت و به غرب پناه برد. با این که دولت نیکولای چائوشسکو فقط دو ماه بعد از رفتن وی فرو ریخت و کمونیستها ظاهرا از بخارست رفتند او هرگز حاضر به بازگشت به آنجا نشد و با انعقاد انواع قراردادهای تبلیغاتی با کمپانیهای غربی روزگارش را در همان جا گذرانده است.
همان ابهام
23 سال بعد از فرار معروف کومانهچی از آنچه در رومانی جریان داشت با این که راجع به تغییر بافت و عملکرد دولتها در اردوگاه شرق شعارهای زیادی شنیده میشود، سیستم پرداخت پاداشهای ورزشی در اروپای شرقی همانقدر مبهم مینماید که در گذشته بود و در کوبا و کره شمالی تنها مهدهای باقیمانده کمونیسم نیز همانقدر ابهام موجود و محسوس است.
در اروپای غربی و آمریکای شمالی نیز دولتها ترجیح میدهند ورزشکاران زبده ملیپوششان شخصا و به طور خصوصی با کمپانیهای تجاری معامله و همکاری کنند و چیزی به نام پاداش رسمی دولتی بابت پیروزی در المپیک و مسابقات جهانی وجود خارجی ندارد یا فقط گاهی و فقط به صورت موردی و موقعیتی است. این که چطور در ورزش این امر تبدیل به یک عادت و امر اجتنابناپذیر شده و در هر دوره المپیک و بازیهای آسیایی باید حتما بالاتر هم برود و بیشتر از دوره قبلی شود، نکتهای جالب و ناروشن و تا حد زیادی برخاسته از حرفهاینبودن اکثر ورزشهای ماست که چون ورزشکارانش بطور مستمر از جانب سازمانهای خصوصی حمایت و تغذیه مالی نمیشوند و برخلاف همتاهای غربی خود پولهای تبلیغاتی کلان نمیگیرند، برای هر توفیق بزرگ ورزشی خود در المپیکها و مسابقات مشابه آن پاداش فراوانی را میطلبند که براساس همان باورهای حرفهای رایج در سایر کشورها، امری تعریفشده نیست.
وصال روحانی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: