در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از همه از سرگذشت یک پزشک بگویید. از کجا شروع شد و چه کردید و الان کجایید و میخواهید چه کنید؟
وبلاگ «یک پزشک» با یک هدف ساده آغاز به کار کرد، اشتراک علایق، خبرها و مطالب جالبی که در وب، در کتابها یا محیط پیرامونم میدیدم، اما مجالی برای اشتراکشان پیدا نمیکردم.
محیط اینترنت این فرصت را فراهم آورد که دوستان و خوانندگانی با علایق و دغدغههای مشترک پیدا کنم، کسانی که در زندگی آفلاین کمتر به آنها دسترسی داشتم.
در همان آغاز کار، در کمال شگفتی دریافتم که گویا علایق من در محیط اینترنت، خریدارانی دارند و اینگونه بود که «یک پزشک» کمکم توسعه پیدا کرد، خوانندگانش افزایش پیدا کردند و در میان انبوه وبلاگها توانست خودش را مطرح کند.
وبلاگ پس از این مرحله، برای من تبدیل به یک ابزار شد، ابزاری برای تمدد اعصاب و فاصله گرفتن از خستگیهای کار روزانه، جایی برای تمرین و مهارت پیداکردن در کار رسانه، محلی برای ارتباط با افراد فرهیخته. از طریق همین وبلاگ بود که مقالاتم به مجلات و روزنامههای کاغذی راه پیدا کرد.
پرسه زنی در اینترنت چه زمانی اتلاف وقت است و چه زمانی کاری مفید به حساب میآید؟ شما به عنوان نویسنده یک وبلاگ پرمخاطب برآوردی از میزان درست و نادرست استفاده ایرانیان از اینترنت دارید؟
همه ما با اهداف مختلفی وارد اینترنت میشویم: سرگرمی، خواندن اخبار و تحلیلها، پیداکردن مقالاتی در زمینه کاری، درسی یا تحقیقاتیمان، ارتباط با دوستان از طریق ایمیل و شبکههای اجتماعی، دانلودکردن برنامهها و فیلمها و موسیقی و خیلی از موارد دیگر. راستش من معتقد نیستم که فعالیتهای اینترنتی را درجهبندی کنیم، سرگرمی صرف هم میتواند تحت شرایطی مفید باشد و با شاداب کردنمان، انرژی بیشتری برای کار روزانه برایمان فراهم آورد؛ اما در عین حال معتقدم که باید تعادلی بین همه این موارد برقرار شود. چنین شیوه و چنین برنامهای برای استفاده از اینترنت، متأسفانه کمتر در میان کاربران مشاهده میشود. این امر دلایل مختلفی دارد که در اینجا آنها را در چند مورد خلاصه میکنم:
ـ اینترنت مثل بسیاری از فناوریهای دیگر یک فناوری وارداتی است، متأسفانه در رسانههای سنتی ما از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامههایی با شمارگان بالا، کمتر پیش آمده که به صورت مستمر و هدفمند کاربردهای اینترنت در زندگی روزنامهمان توضیح داده شود.
مثلا تصور میکنم که هنوز تعداد قابل ملاحظهای از پزشکان ما مطلع نباشند که چگونه میتوان از شبکههای اجتماعی، اپلیکیشنهای موبایل و فناوریهای وب برای بیشترکردن دانش خود و ارتقای کاری خود استفاده کنند، به همینگونه یک زن خانهدار، یک کشاورز یا معلم هم نمیداند از چه منابع اطلاعاتی دست اولی میتواند استفاده کند.
ـ مشکل بعدی نبود اینترنت با سرعت مناسب در همه جاست. شخصی را تصور کنید که تنها یک ساعت برای انجام کارهای آنلاینش در طول روز زمان دارد، اگر همین شخص در محل کار، در مترو و اتوبوس هم دسترسی خوبی به اینترنت داشت، میتوانست بخشی از کارهای آنلاینش را در طول روز انجام بدهد و در زمان فراغت در منزل مشغول مطالعات جدیتر شود.
ـ معتقدم کاربران مؤلف یا محتواساز و روزنامهنگاران شهروند و وبلاگنویسها برای فعالیت خود نیاز به محیط و شرایط مناسبی دارند، در یک دریای توفانی نمیتوان شعر سرود، اما در یک رودخانه آرام میتوان در مورد زیبایی طبیعت، بسیار صحبت کرد.
کاربر مولف برای شروع و ادامه کار نیاز به مشوق، انگیزه و اطمینانبخشی دارد. متأسفانه در جامعهای که شمارگان انتشار کتابها به زیر 2000 نسخه رسیده است، به صورت مشابهی بسیاری از مطالب جدی در اینترنت هم خوانده نمیشوند و در غوغای اخبار روزمره و مطالب سرگرمکننده مدفون میشوند.
بنابراین در پاسخ به سوال دوم شما باید بگویم، اگر ابزار، انگیزه و الگوهای مناسب را اختیار کاربران قرار دهیم، بتدریج شیوه کاربری آنها هم تغییر میکند و بتدریج شاهد سربرآوردن لایههایی مستعد از کاربران ساعی، هدفدار و مؤلف خواهیم بود.
شما روزانه چندساعت از وقتتان در اینترنت میگذرد؟ چقدر از آن را به «یک پزشک» اختصاص دادهاید؟ اصلا خودتان فکر میکنید چقدر از زمانی که در اینترنت میگذارید، مفید است؟
در مورد خودم، به خاطر پرمخاطب بودن «یک پزشک» و لزوم بهروزرسانی مرتب آن، مجبور به سهمیهبندی دقیق زمانم در هنگام آنلاین بودن هستم، به همین خاطر فعالیتم در شبکههای اجتماعی بسیار ناچیز است.
معمولا وقتی آنلاین میشوم، نخست ایمیلهایم را چک میکنم و بعد با اپلیکیشنهای تبلتم، خبرهای مهم روز را مرور میکنم، از میان خبرها چند تایشان را نامزد نوشتن میکنم و بعد از بررسی دو سه تا را انتخاب میکنم، بعضیها را به نویسندگان همکار وبلاگ ایمیل میکنم تا رویشان کار کنم و بعضیها را هم شخصا مینویسم. به اعتقاد خودم، تقریبا همه زمانی که در اینترنت سپری میکنم، مفید است.
آیا میتوان از طریق یک سایت شخصی درآمدزایی کرد؟ کارآفرینی چطور؟
پاسخ به این سوال شما به صورت کلی مثبت است، نمونههای خارجی آن که فراوان است، با وجود همه مشکلات در ایران هم میشود، از طریق سایتها و فعالیت آنلاین درآمدزایی و کارآفرینی کرد به عبارتی اگر دانش و انگیزه لازم در یک شخص وجود داشته باشد، میتواند با یک فوروم، یک استارتآپ اینترنتی، یک فروشگاه آنلاین یا یک وبلاگ به درآمدزایی فکر کند. درآمدزایی از طریق وبلاگنویسی شاید دشوارترین کار آنلاین و در عین حال لذتبخشترین آنها باشد. شما باید تصور کنید که بابت کاری که به آن عشق میورزید به شما پول داده شود.
بله! درست است که درآمد آنلاین وبلاگها فعلا ناچیز است، اما میتوان به تدریج با افزایش اعتبار و میزان بازدید وبلاگ، به صورت مستقیم و غیرمستقیم مثلا با جذب آگهی، درآمدهایی داشت.
آیا شما الگوی پیشنهادی برای گذران وقت در اینترنت دارید؟
شما اگر احساس کنید که در وبگردیهاتان هر روز یک مطلب و نکته تازه یاد نمیگیرید یا وبگردیهایتان زمینه ارتقای سطح تحصیلی یا کاریتان را فراهم نمیکند، باید در رفتار آنلاین خود تجدیدنظر کنید.
به نظر من بودجهبندی مدون زمان صرفشده در اینترنت بسیار مهم است، شما باید برنامهای داشته باشید که مطابق آن بدانید هر روز میخواهید در اینترنت چه کار کنید، نه اینکه به صورت تصادفی از یک لینک به لینک دیگر پرش کنید.
نکته دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم این است که ایجاد یک شخصیت حقیقی در اینترنت میتواند تعهد شما را برای داشتن یک رفتار مسئولانه و عاقلانه در اینترنت بیشتر کند. وقتی یک کاربر گمنام در وب هستید، مانند تماشاگری در یک ورزشگاه صد هزار نفری هستید، اما وقتی یک کاربر مؤلف مثلا از طریق وبلاگنویسی میشوید، به مانند شخصی میمانید که دوربین به سمت او گرفته شده است. در این صورت خود را ملزم میدانید که قواعدی را رعایت کنید و کاربری نباشید که بیهدف در اینترنت پرسه میزند و گفتوگو میکند.
اقدام دیگری که برای ارتقای کاربریتان میتوانید بکنید این است که زمان بگذارید و منابع مناسب در زمینه کاری، تحصیلی یا علاقه خاص خود را چه در میان منابع فارسی و چه در میان سایتهای غیرایرانی پیدا کنید. خود را ملزم کنید که هر روز هنگام آنلاین شدن، قبل از هر کار و واردشدن به شبکههای اجتماعی، مطالب این منابع را مرور کنید.
اما چیزی که بدیهی است مرور این همه خبر از عهده هیچ کسی برنمیآید و باید ترفندها و ابزارهایی برای مطالعه سریع این محتواها داشت. خوشبختانه به یاری فناوری، میتوان زمان لازم برای مرور اخبار و مطالب را خیلی کم کرد مثلا میتوان با استفاده از فیدخوانها، به سرعت مطالب را از نظر گذراند. از سوی دیگر مدتهاست که اپلیکیشنهای متنوعی برای تبلتها و موبایلها آماده شدهاند که به صورت هوشمند، اهم اخبار را از منابع مختلف گلچین میکنند و در اختیار کاربر قرار میدهند.
نظرتان درباره شبکههای اجتماعی چیست؟
به باور من همانطور که نباید در مورد اشخاص یا رویدادها سیاه و سفید فکر کرد، تلقی ما از شبکههای اجتماعی هم نباید به صورت شر یا خیر مطلق باشد. شبکههای اجتماعی بیش از هر چیز ابزاری هستند برای نزدیکی و تعامل همه ساکنان این کره خاکی، شبکههای اجتماعی مرزهای کشورها، قومیتها و تعصبها را درهم میشکنند و انسانها را به هم نزدیک میکنند. آنها میتوانند همبستگی ملی را تقویت کنند و این مهم را ما اخیرا در زلزله آذربایجان و به دنبال پیروزیهای ورزشکارانمان در المپیک لندن مشاهده کردهایم.
اما در کنار همه اینها، شبکههای اجتماعی میتوانند نقاط منفیای هم داشته باشند، شبکههای اجتماعی میتوانند ما را سطحیبین کنند، تمرکز ما را کم کنند و مانع از این شوند که روی مطالب، یک تحلیل و پردازش مغزی ژرف انجام بدهیم. شبکههای اجتماعی میتوانند با تلفکردن ساعتهای زیادی از وقتمان، مغزهای ما را تنبل کنند، این سایتها میتوانند افراد را به سوی نوعی از کاربری سوق بدهند که مطابق آن هدف تنها جذب لایک و کامنت و دنبالکننده بیشتر باشد و در این مسیر تنها پوسته و لعاب ظاهری مطالب به اشتراکگذاشته است که اهمیت دارد، نه ژرفا یا حتی درستی آنها.
این ما هستیم که با رفتار خود تعیین میکنیم که یک کاربر خوب هستیم یا یک معتاد اینترنتی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: