در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدیریت در هزاره سوم به مدیریتی گفته میشود که از همه منابع موجود نهایت استفاده را میبرد و استفاده بهینه از زمان و سرمایه در آن بسیار اهمیت دارد و نیک میدانیم که مدیریت نوعی برنامه ریزی است که این برنامهریزی نیاز به ابزار مختلفی دارد. از جمله مهمترین این ابزار برای هر مدیری «آمار» است.
ابزار آمار و بررسیهای آماری به هر مدیر این توانایی را میدهد که بتواند برنامهریزی مناسب و مورد نیاز برای دستیابی به اهداف مورد نظر آن مجموعه را انجام دهد. این مسئله را اگر به عنوان یک فرض تأیید شده در نظر بگیریم، شاید بهتر بتوانیم وضعیت عدم توفیق جریان تولید فرش را در ایران درک نماییم. وضعیتی که میتوانیم بگوییم در آن هدف و ابزار دستیابی به هدف با هم یکی شدهاند و یا حتی بدتر، ابزار بسیار مهمتر از هدف شده است.
وقتی آمارهای صادراتی ملاک سنجش مدیران ارشد فرش کشور قرار میگیرد، بازی با آمارها و دستیابی به بالاترین آمار -ولو آمار غیرواقعی_ به عنوان یک هدف فرعی سراسر تفکر مدیر فرش ما را فرا میگیرد که کم کم با توجه به عدم دستیابی به آمارهای مورد نظر، -بنا به هر دلیلی از جمله آنکه رفع موانع و بهبود فرایند نیاز به برنامهای بلند مدت دارد و در دوره یکی دو ساله یا نهایت چهارساله مدیر ما به بازدهی نمیرسد- مدیر ارشد فرش دست به نمایش و نمودارسازی ارقامی میزند که به هر نحو ممکن او را به آن هدف فرعی که در حال حاضر اصلی ترین هدف مدیر فرش است برساند. در حالی که این آمار و ارقام تنها ابزاری است برای دستیابی به اهدافی مهمتر!
وقتی آمار و ارقام تولید و صادرات فرش دستباف ایران را مرور میکنیم به صورت رسمی هیچ گاه خبری از آمار میزان و متراژ تولیدی فرش نمیبینیم. آمارها بیش از آنکه نگاه تولیدی داشته باشند نگاه صادراتی دارند و در صادرات هم گاه ارزش دلاری ملاک است و گاه میزان وزنی (هر کدام که مثبت باشند!) که در شفاف سازی میزان تولید فرش ما را یاری نمیکنند تا حداقل تحلیل گران از این آمارها جریان تولید را آسیب شناسی کنند.
اگر آمار و ارقام ارزشی فرش افزایشی باشد، بی توجه به بالا رفتن قیمت پایه گمرکی و یا بهای فرش صادراتی و... که در عدد صادراتی مؤثرند، بسیار روی آن مانور میدهیم و به عنوان برگ برندهای با افتخار آن را همه جا عنوان میکنیم و بدون تحلیل دقیق و موشکافانهای بر روی کاهش تولید فرش سرپوش میگذاریم. و اگر کاهشی باشد با انواع و اقسام فرمولها و توجیهات سعی میکنیم با ارقامی دگر گونه و با ملاکهای سنجشی دیگر، باز آن را بهتر از گذشته نشان دهیم و سندی برای موفقیت و دستیابی به اهدافی واهی قلمداد کنیم.
دولت و به طور ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت و مرکز ملی فرش ایران باید یکی از اهداف گرانمایهاش ترویج فرهنگ و هنر فرش ایرانی و حفظ اصالتها و صیانت از آنها باشد و در ابعاد اجتماعی و اقتصادی و تجاری، افزایش و یا حداقل حفظ اشتغال گسترده فرش در تمام ابعاد فنی و تخصصی آن.
همچنین از دیگر اهداف میتوان به ارتقای جایگاه اجتماعی و اقتصادی فعالان و هنرمندان و بافندگان فرش ایرانی اشاره کرد که به وسیلهآمارها و شناخت ظرفیتها باید برای دست یابی به این اهداف تلاش نمود. هدفی که به نظر جای خود را به جداول و آمارها و ارقامی سپرده که تمام توان مدیر فرش ما را مشغول به خود داشته و خدایی نکرده! گاهی با آمار و ارقام سازی نیز به مسیری انحرافیتر میرود.
به هر حال از همین آمارها و ارقامهای جاری فرش به روشنی میتوانیم درک کنیم که سهم تولید فرش در ایران سالانه محدودتر میشود ولی مسئولین تنها با افزایش ارقام ارزشی فرش های صادراتی، روند تولید و صادرات فرش را افزایشی و مثبت جلوه میدهند و بدون توجه دقیق و آینده نگرانه، تنها رقم ریالی و ارزی فرش ایرانی را بالا می برند در حالی که بعید نیست تا چند سال آینده تولید فرش در ایران صرفاً محدود به چند کارگاه هنری شود و مشتریان فرش ایرانی نیز تنها مجموعههای خصوصی و موزهها شوند. آنگاه شاید امثال من به عنوان قشر آکادمیک فرش باید بقایای فرش ایرانی را در تاریخ جستجو کنیم و به آیندگان انتقال دهیم به جای اینکه از جریان جاری و ساری فرش برای ترویج آن استفاده کنیم.
مخلص کلام اینکه با جریان عدد و رقم سازی مدیران نمیتوانیم جریان کاهشی تولید فرش را همچنان پنهان کنیم و ای کاش زودتر از آنکه دیر شود فکری اصولی در این زمینه صورت گیرد تا همین تعداد کاهش یافته تولیدکنندگان و بافندگان فرش، دارهای قالی را به خاطرهها نسپارند.
سید محمد مهدی میرزا امینی-کارشناس فرش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: